تامین اجتماعی
بانک مهر اقتصاد
روزنامه نوآوران - 1397/03/03
شماره 1022 - تاریخ 1397/03/03
آخرین اخبار
اختصاص ۲۰ میلیارد ریال به شرکت آب منطقه‌ای مازندران
واردات بی رویه راه حل کنترل قیمت گوشت در بازار نیست
سیل تاسیسات برقی شمیرانات را خراب کرد
پرداخت مطالبات سپرده‌گذاران موسسات غیرمجاز آغاز شد
بیمه بازنشستگی در انتظار مشاغل طرح ملی توسعه کشاورزی
کشف 3 جسد در پاگرد ساختمانی در کمالشهر کرج
پسری، پدر، مادر و خواهر خود را در شهرستان کلیبر به آتش کشید!
کشف 60 شیء 2500 ساله در گنبد کاووس
تصادف مرگبار جاده صحنه با 6 کشته و مجروح
بارندگی ها در کشور ادامه دارد
دزدان باتری خودرو دستگیر شدند
ریزش خونین کوه در جاده چالوس
ترور مامور پلیس خاش در زاهدان + عکس
کارگر شهرداری خودش را آتش زد + عکس و جزییات
۲ سال زندان مجازات سارق تابلوی خانوادگی
واژگونی مرگبار تراکتور در همدان
پرداخت ۶میلیارد دلار ارز به ازای ثبت سفارش ۱۳میلیارد دلاری
دندانپزشک قلابی قرچک لو رفت
درخواست قصاص برای شرور معروف پایتخت
حمله خونین سگ هار به سه کودک و یک پسر جوان + عکس
استقلال- السد؛ پرسپولیس- الدحیل
کشف گردنبند و دستبند طلا مربوط به دوران ساسانی
جزییات دسیسه دستبرد بزرگ به شبکه بانکی کشور در اصفهان
مرگ راننده وانت در پی تصادف هولناک در بزرگراه یاسینی تهران
۱۱ کشته در پی ورود مرگبار کامیون به خانه
آتش گرفتن انبار پنبه در داراب
مرگ کارگر بر اثر سقوط از ارتفاع
قارچ‌های سمی همچنان قربانی می‌گیرند
عوامل یک بیمارستان در مرگ زن ساروی مقصر شناخته شدند
۳۳ سوداگر مرگ درتله پلیس شهرکرد
افشانی: شهرداری نماد بعضی چیزهای ناشایست شده است
حمله مسلحانه به منزل یکی از پرسنل نیروی انتظامی زاهدان
ولوو مدل همکاری 200 میلیون یورویی به ایمیدرو ارایه داد
بخشودگی جرائم بیمه ای برای عبور از بحران اقتصادی کارگاه ها بسیار کمک کننده است
سايپا از جايگاه بسيار خوبي در بهره وري برخوردار است
زندان مجازات متهمان پرونده کانال های تلگرامی
کنترل و پایش حریم تهران با "هلی شات" و تصاویر ماهواره‌ای
آغاز هم افزایی و همکاری محیط زیست شهرداری تهران و موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع کشور
ماجرای صدای انفجار در غرب تهران چه بود؟
انبار پنبه در آتش سوخت
شنا مرگبار درکارون
مقابله با تهدیدات خارجی با تقویت همگرایی ملی
آغاز هم افزایی و همکاری محیط زیست شهرداری تهران و موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع کشور
تلخندی به نام دانشگاه شریف با چاشنی تنهایی
ارتقای مهارت ماموران گشت‌های انتظامی و متصدیان تحت‌نظرگاه‌های کلانتری‌ها
هشدار؛ وزش باد شدید و بارش باران در تهران
خشم زمین در دوگنبدان
نامادری نجمه را کشت تا رازهای وقیحانه اش نزد شوهر لو نرود
افراد مسلح 2 نفر را در زاهدان به رگبار بستند
300 میلیون تا رهایی از اعدام
کد خبر: 154349 | تاریخ : ۱۳۹۶/۱۱/۲۴ - 19:21
وقتی با شیما در اتاق بودم همسرم سر رسید و...

وقتی با شیما در اتاق بودم همسرم سر رسید و...

اگر کمی دیرتر متوجه تغییر رفتار همسرم شده بودم و یا اگر ریشه این تغییر رفتار ناگهانی را در خانواده ام جست و جو نمی کردم اکنون آن زن رمال و کلاهبردار دستگیر نشده بود و زندگی من هم متلاشی شده بود...

نوآوران آنلاین-

مرد جوانی که موجب دستگیری یک زن رمال و کلاهبردار شده و بدین ترتیب از متلاشی شدن ده ها زندگی دیگر جلوگیری کرده بود در تشریح این ماجرا به کارشناس اجتماعی کلانتری گفت: مدتی بود که به رفتار و حرکات همسرم مشکوک شده بودم. استرس و نگرانی خاصی در چهره اش پیدا بود کارهای مخفیانه ای انجام می داد اما وقتی درباره کار پنهانی او سوال می کردم با دستپاچگی پاسخی می داد که ربطی به سوال من نداشت. من و سمانه هیچ مشکل خاصی در زندگی نداشتیم به طوری که عشق و علاقه و آرامش زندگی ما زبانزد اطرافیان بود به همین دلیل سعی کردم با صبر و حوصله دلیل تغییر رفتار همسرم را پیدا کنم.

رابطه عاطفی ام را با سمانه بیشتر کردم تا این که دریافتم او مدتی است با زن مطلقه ای به نام مهسا آشنا شده و با او نزد زن دیگری به نام شیما می رود. مدتی بعد فهمیدم «شیما» زنی رمال است و همسرم برای کمک به آن زن مطلقه نزد او می روند تا آن زن به زندگی قبلی اش باز گردد ولی در این میان همسرم نیز تحت تاثیر حرف های جادویی آن زن رمال قرار می گیرد تا به اصطلاح با دعاهای مهر و محبت زندگی خود را عاشقانه تر کند تا خدای ناکرده همسرش به فکر ازدواج دوم نیفتد وقتی این ماجراها را فهمیدم نزد شیما رفتم بدون آن که بداند من همسر سمانه هستم ولی او در قبال چاره جویی برای جدایی من و همسرم پول نمی خواست بلکه سعی می کرد در کنار او باقی بمانم این بود که به دور از چشم همسرم به خانه شیما رفت و آمد می کردم تا این که متوجه شدم او چگونه برخی زنان ناآگاه و یا مردان ساده لوح را فریب می دهد و از این طریق میلیون ها تومان به دست می آورد در حالی که خودش غرق در مشکلات و تباهی است.

در این میان خیلی سعی کردم تا سمانه را از عاقبت رفتن نزد رمال و گوش کردن به حرف های پوچ و 2 پهلوی او بازدارم بی فایده بود چرا که نمی خواستم به طور مستقیم این موضوع را مطرح کنم و یا با او در این باره به جدل لفظی بپردازم این گونه بود که یک روز صبح وقتی فهمیدم سمانه قصد رفتن به نزد شیما را دارد زودتر از او از منزل خارج شدم و به منزل شیما رفتم چند دقیقه بیشتر طول نکشید که سمانه و دوستش نیز وارد خانه آن زن شیاد شدند. شیما بلافاصله مرا به اتاق دیگر هدایت کرد تا طلسمی را که نوشته تحویل مشتریانش بدهد در همین هنگام من از لای در توصیه های ناجوانمردانه «شیما» به آن زن مطلقه را می شنیدم چرا که او خودش موجب جدایی آن ها شده بود و از زندگی او اطلاع کاملی داشت وقتی به طور ناگهانی وارد اتاق شدم سمانه از تعجب خشکش زد و من در همان لحظه ضمن تماس با پلیس Police 110 همه ماجرا و خواسته های شوم شیما را مقابل چشمان همسرم بازگو کردم.

سمانه در حالی که عنوان می کرد تنها برای کمک به دوستش دچار این اشتباه بزرگ شده است از من طلب بخشش می کرد و وقتی پلیس شیما را دستگیر کرد من هم به سراغ همسر آن زن مطلقه رفتم و حقیقت ماجرا را برایش بازگو کردم اکنون آن مرد هم که همسرش فریب زن رمال را خورده بود او را بخشیده و قرار است دوباره زندگی جدیدی را آغاز کنند

کانال تلگرام

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.