تامین اجتماعی
بانک مهر اقتصاد
روزنامه نوآوران - 1397/03/06
شماره 1024 - تاریخ 1397/03/06
آخرین اخبار
جمال در شرکت خصوصی زهرا 7 ساله را تنها گیر انداخت + عکس و جزییات
او به زور مرا به زیرزمین خانه متروکه برد + عکس
یک کشته در واژگونی خودرو سواری در محور رازقان
2 سرنشین موتورسیکلت در سانحه رانندگی جان باختند
پرداخت سود سهامداران شرکت توسعه اقتصادی آرین
اطلاعيه روابط عمومي بانک انصار در خصوص ادغام
در پرتو مجاهدت و اراده انقلابی سرمایه‌های انسانی، انجام کارهای بزرگ میسر می شود
آخوندی: حمایت وزارت راه از واردات لوازم‌یدکی
استخوانم را بشکن
عشق مجازی، زن را به اعدام محکوم کرد
چوپان هوشیار یک روستا را نجات داد
ماجرای آدم ربایی به قتل گره خورد
رفتار فعلی دولت آمریکا برای دراز مدت پایدار نخواهد بود
خواهرزاده ام با ضربه شیشه شکسته ای، پسرم را کشت
جراحی زیبایی به قیمت جان زن تمام شد
او گفت که برادرش به دیدنش آمده است، برای همین مرا در حمام خانه پنهان کرد
50 هزار پوند برای معرفی قاتل فراری
طاهره ، مادر عشق شهرت دختر 11 ساله خود را سلاخی کرد! +عکس
نجات جان جوان 18 ساله در چابکسر
پیرمرد روانی پرستارش را کشت
جعفر پناهی در بیمارستان بستری شد + عکس
این مرد کلاهبردار فراری را شناسایی کنید+ تصاویر
دستگیری دزدان خانه‌های نیمه کاره
کارگر معتاد مغازه مانتو فروشی را به آتش کشید
زلزله در میانرود خوزستان
ناپدید شدن 3 نفر در سیل زنجان
واکسینه کردن اقتصاد با تکیه بر توان داخلی و گسترش روابط با دنیا
مصالح ملی در میان منافع شخصی و جناحی گم نشود
کشف انبار بزرگ کالای قاچاق 8 میلیاردی در اسلامشهر
تیراندازی در فرانسه 2 کشته بر جای گذاشت
۱۷۴ کیلوگرم مواد مخدر در قزوین لو رفت
۱۶گام سامانه نیما برای واردکنندگان بعد از ورود صرافی‌ها
3 جوان نقاب می زدند و شبانه به خانه زنان تنها می رفتند
4 استان در صدر آمار جعل و کلاهبرداری
دستگیری جناب سرهنگ قلابی با ۱۳ فقره سابقه
شغل های پراسترس در ایران
4 کشته و مصدوم در واژگونی پژو پارس
قتل عاطفه 9 ساله برای دزدیدن کلیه هایش !
سقوط مرد ۵۰ ساله از ارتفاعات بزقوش سراب
سرنوشت وحشتناک مرد ایرانی در افعانستان + جزییات
5 کودک دبستانی سر کلاس قرص های روانگردان خوردند!
مجازات عجیب مزاحم تلفنی یک زن در سلماس
چرا به مسافران، ارز کشور مقصد فروخته نمی‌شود؟
گودهای بلاتکلیف پایتخت
جزییات قتل عام ماهی ها با سم شیمیایی در آمل
سومین نشست تامین ایمنی دریانوردی دریای خزر ۷ و ۸ خرداد در تهران برگزار می شود
رشد 27درصدی تولید فولاد خام ایران
قائم مقام راه آهن منصوب شد
توضیحات معاون بیمه ای سازمان تامین اجتماعی درخصوص بیمه هنرمندان
صرفه‌جويي 25 درصدي سايپا در مصرف آب براي توليد هر خودرو
کد خبر: 154350 | تاریخ : ۱۳۹۶/۱۱/۲۴ - 19:21
زن همسایه شوهرم را دزدید

زن همسایه شوهرم را دزدید

وسوسه های نغمه کافی بود تا من رحیم را از دست بدهم.

نوآوران آنلاین-

پس از 10سال زندگی شیرین تحت تاثیر حرف های شیطنت آمیز زن همسایه قرار گرفتم و بدون آن که به عاقبت سخنان او فکر کنم و بیندیشم دچار بدبینی و سوء ظن نسبت به همسرم شدم و این گونه زندگی ام را با دستان خودم به آشوب کشاندم به طوری که همسرم مجبور شد مرا از خانه بیرون کند و حالا هم قصد ازدواج دارد... 

زن 28 ساله درحالی که چشمانش از شدت گریه به سرخی گراییده بود و عنوان می کرد نگران فرزندانم هستم و اکنون نیز زندگی ام در معرض سایه شوم طلاق است به کارشناس اجتماعی کلانتری  گفت: زمانی که 18 سال داشتم به طور سنتی و با راهنمایی بزرگ ترها با «رحیم» ازدواج کردم. او از هر نظر مرد خوبی بود و هر روز عشق و علاقه ما به یکدیگر بیشتر می شد. همسرم کارمند یک اداره دولتی است به همین خاطر هم از نظر مالی زندگی متوسطی داشتیم این درحالی بود که صفا و صمیمیت و مهر و محبت در فضای آرام زندگی ما موج می زد، اما تیره روزی های من از حدود یک سال قبل و زمانی آغاز شد که با خرید منزل ویلایی بزرگ تر به محله دیگری د نقل مکان کردیم. همه خانواده و بستگانم در شهرستان زندگی می کنند به همین خاطر هم من با کسی رابطه نزدیک نداشتم تا این که روزی هنگام خرید مایحتاج زندگی در فروشگاه محله با نغمه آشنا شدم او در همسایگی ما زندگی می کرد و همسرش نیز مردی آرام و خوش اخلاق بود. طولی نکشید که من و نغمه دوست صمیمی شدیم به طوری که ساعت های زیادی را کنار یکدیگر سپری می کردیم و از تمام رازها و مشکلات خانوادگی هم با خبر بودیم. در این میان روزی نغمه به من گفت باید خیلی مواظب آقارحیم باشی چرا که او همکاران زن دارد و ممکن است با یکی از آن ها ازدواج کند. آن روز خندیدم و گفتم نه بابا! همسرم در سال های جوانی از این کارها نکرد او فقط برای خوشبختی و سعادت ما تلاش می کند و ...اما با وجود این، حرف های نغمه همانند موریانه در فکر و ذهنم رخنه کرده بود. به طوری که ناخودآگاه تلفن های رحیم را پاسخ می دادم و با همکارانش با بی ادبی صحبت می کردم همسرم که متوجه تغییر رفتار من شده بود، سعی می کرد با نصیحت مرا از این کارها باز دارد. اما نغمه هر روز بیشتر مرا وسوسه می کرد که همسرم را تعقیب کنم و نزد فالگیر و رمال بروم. جنگ روانی و مشاجرات شدید خانوادگی در منزل ما اوج گرفته بود اما هیچ گاه ندیدم که رحیم جز اداره و منزل جای دیگری برود این درحالی بود که من پول زیادی را برای تعقیب همسرم می پرداختم و یا به فالگیرها می دادم. تا این که رحیم نتوانست این وضعیت را تحمل کند و مرا از خانه بیرون کرد. وقتی نزد نغمه رفتم همسرش گفت: او بیمار است و من به خاطر فرزندانم با او مدارا می کنم این درحالی است که شنیده ام رحیم نیز قصد ازدواج مجدد دارد حالا مانده ام که ...

ماجرای واقعی با همکاری پلیس Police پیشگیری 

کانال تلگرام

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.