تامین اجتماعی
بانک مهر اقتصاد
روزنامه نوآوران - 1397/04/25
شماره 1061 - تاریخ 1397/04/25
آخرین اخبار
رهبر معظم انقلاب :سیاست شیطانی آمریکا درباره فلسطین هرگز محقق نخواهد شد
نوبخت: برای ممانعت از توقف فعالیت بنادر در شرایط تحریم برنامه‌ریزی شد
سرقت سیم های برق در زمان خاموشی
مرگ یکی از افسران کادر حراست در فرمانداری همدان
قدردانی بانک مرکزی از عملکرد بانک سامان در بازار بین بانکی
5 ماده غذایی که قند خون را کنترل می‌کنند
دستگیری پزشک قلابی در جاسک
سعید راد در نقش مامور امنیتی به تلویزیون برمی‌گردد
پسر 13 ساله عشق موبایل به حساب مشهدی ها دست درازی کرد
پایان شرارت‌های ۲۳۸ اوباش‌گر تهران
مرگ ۵۶۳ تن در تصادفات تابستان امسال تا کنون
اولین تصاویر از اجساد تروریست های کشته شده در کرمانشاه + عکس
کابوس عرق کردن‌های شبانه
۱۲ روش‌ طبیعی درمان سرفه
شیوه جدید جذب سرمایه جمعی برای اشتغال مددجویان کلید خورد
درخواست اشد مجازات برای شیطان شرق تهران
سردرگمی ترافیک پشت چراغ‌های راهنمایی خاموش
علت وقوع حادثه اتوبوس مرگ در سنندج اعلام شد
رودخانه چنگوله 2 جوان مهرانی را بلعید
مرگ وحشتناک کودک 6 ماهه همدانی با پنکه سقفی
انجام بزرگ ترین اکتشاف هوایی در استان کردستان
افزایش خط بین المللی مسافری دریایی
حضور پررنگ گروه خودروسازي سايپا در هفدهمين نمايشگاه خودرو شيراز
توضیحات دکتر نوربخش در خصوص پرداخت مطالبات دانشگاههای علوم پزشکی
مراجعه به شعب تامین اجتماعی از ٦٠ میلیون به ٤٠ میلیون کاهش یافت
خریداران عمده سکه شناسایی و مکلف به پرداخت مالیات شدند
۲۹ سال همه جا خوابیدم ؛ چشمان خمارش همه چیز را لو داد
حضور ۵۵۰ پزشک در حج ۹۷
سیلاب جان دختر بچه 7 ساله را گرفت
راز جسد سوخته دختر جوان در فردیس برملا شد
روند صعودی فروش املاک مازاد بانک تجارت
پتروشیمی هنگام با تسهیلات بانک صنعت و معدن به بهره برداری می رسد
رشد منابع بانک شهر حاصل تقویت اعتماد عمومی
اقدامات برجسته بانک رفاه کارگران در حوزه مسئولیت های اجتماعی
قدردانی وزارت تعاون از بانک رفاه در پاسخگویی به مشتریان
ترازنامه و صورت های سود و زیان بانک قرض الحسنه مهر ایران منتشر شد
بازگشایی نماد بانک پارسیان در بورس
بانک پاسارگاد به مجمع می رود
جایزه ملی مسئولیت اجتماعی به بانک ملی رسید
تقدیر بانک مرکزی از عملکرد بانک سینا
۶ قاچاقچی مسلح در حلقه محاصره ماموران
مشکلات و خطرهای سایت های همسریابی
نقشه برای زهر چشم گرفتن از خواستگار
آب آلوده ۱۵ نفر را به مراکز درمانی فرستاد
جوان نهاوندی به علت شکست عشقی خودکشی کرد
شهر حسینیه اندیمشک لرزید
حیوان فراری باغ وحش، قاتل 6 همسایه شد!
انهدام باند اعزام دانشجو به خارج در یاسوج
قتل داماد به خاطر درگیری با مادر زنش
پلاستیک خوری حیوانات
کد خبر: 167628 | تاریخ : ۱۳۹۷/۱/۲۶ - 13:44
اگر زنم جایی کار کند باید طلاق بگیرد...

اگر زنم جایی کار کند باید طلاق بگیرد...

مرد جوان که بعد از 10 سال زندگی مشترک دادخواست طلاق همسرش را به دادگاه تقدیم کرده بود، علت این تصمیم را مخالفت با کار کردن همسرش اعلام کرد.

نوآوران آنلاین-

شغل زن بسته‌بندی جعبه در خانه بود، کاری که فقط 100 هزار تومان برایش درآمد داشت. ظهر یکی از روزهای آخر آبان که تهران هوایی بسیار سرد را تجربه می‌کرد در یک کوچه باریک پردرخت، زنگ خانه «عذرا» به صدا درآمد. زن جوان تصور کرد که از شرکت بسته‌بندی جعبه‌های کادو، برای تحویل سفارشات جدید آمده‌اند.

اما از حرف‌های پسر خردسالش دریافت که مأمور ابلاغ دادگستری برایش احضاریه‌ای آورده است، برگه‌ای که نشان می‌داد شوهرش درخواست طلاق داده است.
بعد از دو هفته، زوج جوان در شعبه 244 دادگاه خانواده حاضر شده بودند. به محض ورود آنها قاضی Judge «حمیدرضا رستمی» اسمشان را خواند و سپس رو به «ناصر» همسر زن جوان کرد و گفت:«چه اتفاقی افتاده که بعد از یک دهه زندگی مشترک تصمیم گرفتید همسرتان را طلاق دهید؟»
مرد که قدری چاق بود و بسختی می‌توانست خود را جا به جا کند، جواب داد:« دوست ندارم زنم کار کند. یک سال است این حرف را می‌زنم ولی گوشش بدهکار نیست. آخر این هم شد، کار؟ از خروس خوان تا بوق سگ در خانه جعبه درست می‌کند، اما دریغ از یک ریال عایدی. دم ظهر که از سر کارم به خانه می‌آیم، دینگ! زنگ خانه را می‌زنند و دو مرد قوی هیکل با کلی کاغذ و پارچه و سطل چسب به خانه من می‌آیند و ده بیست تا جعبه را برمی‌دارند و می‌روند... آقای قاضی من نخواهم زنم کار کند باید چه کار کنم؟»
قاضی جواب داد:« شغل خودتان چه هست؟» ناصر دوباره گفت:«من مشاور املاکی هستم. الان یکی دو سال است خرید و فروش و اجاره راکد شده، درآمد من هم کمتر شده. من نه پدر پولدار دارم و نه پدرزن پولدار. از همان وقت ایشان شروع کرده به غر زدن. خب ندارم. چه کنم؟ خاله من در شمال شهر زندگی می‌کند. آنجا پرتقال می‌خرد 13 هزار تومان، من پایین شهر از وانتی می‌خرم سه هزار تومن. اما دست خالی به خانه نمی‌روم. صد بار گفتم؛ خانم کم می‌خوریم گرد می‌خوابیم. منت کسی را نمی‌کشیم.»
عذرا نگاهی به همسرش کرد و با نیشخند گفت:«تو کم می‌خوری؟!»
ناصر هم به تندی جواب داد:«آقای قاضی، زنم راست می‌گوید، من تا دو تا بشقاب نخورم از سر سفره بلند نمی‌شوم. عدس پلو اگر گوشت چرخ کرده نداشته باشد لب نمی‌زنم. از سیر تا پیاز خانه را خودم می‌خرم. اما خلق و خوی من هم همین است؛ دوست ندارم همسرم کار کند. صد بار گفته‌ام از این جعبه‌سازی چقدر درمی آوری؟ من خودم آن را می‌پردازم. خیال می‌کنم به جای 800 هزار تومان، 900 هزار تومان اجاره داده ام. اما از این گوش می‌گیرد و از آن یکی در می‌کند. مرد هم مردهای قدیم...»

وقتی سکوت در اتاق سایه انداخت، زن به حرف آمد و با آرامش گفت:«آقای قاضی، مشکل ما این 100 هزار تومان درآمد و کار من نیست. این آقا پیش همه خوش اخلاق است جز پیش من. 10 سال است ازدواج کرده ایم، اما هنوز ودیعه اجاره ما از 10 میلیون تومان بالاتر نرفته. خودش هم که درآمد حسابی ندارد.

اجازه هم نمی‌دهد من کار کنم؟ بنابراین تصمیم گرفتم در خانه کار کنم تا حرف و بحثی هم پیش نیاید. باور کنید همین شندرغاز هم با هزار منت و دردسر به ما می‌پردازند، اما من تحمل می‌کنم تا بتوانم پسرم را یک بار شهر بازی ببرم یا اگر اسباب بازی خواست برایش بخرم.»
لحظه‌ای سکوت کرد و ادامه داد:«یک روز می‌گوید درآمدت را چه کار می‌کنی؟ یک روز می‌پرسد چرا تلگرام Telegram داری؟ یک روز می‌گوید چرا با تلگرام وقت تلف می‌کنی؟ خب من چه کار کنم، وقتی که معلم مدرسه درس‌ها را با تلگرام به اطلاع والدین می‌رساند؟»
قاضی که متوجه شده بود مشکل مهمی در میان زوج جوان نیست، آنها را به مدارا و همدلی دعوت کرد و تأکید کرد با مشاوره و ریش سفیدی بزرگترها مشکلات را رفع کنند و به خانه برگردند. اما مرد گفت:«شاید حرف‌های من درست نباشد، اما من دوست ندارم زنم کار کند. دوست ندارم سرش به گوشی باشد. دوست ندارم زیر منت زن باشم!»
قاضی نگاهی به پرونده آنها انداخت و گفت:«ظاهراً مهریه همسرتان 5 سکه طلا و یک سفر زیارتی است. بعلاوه اجرت المثل سال‌های زندگی که به ایشان باید بپردازید. از آنجایی که هنوز با هم زندگی می‌کنید بحث نفقه هم ظاهراً ندارید.» اما ناصر بلند شد و جواب داد:«فکر می‌کنم حدود 30 میلیون تومانی باید بپردازم. البته نمی‌توانم همه آن را یکجا بپردازم.» قاضی هم تأکید کرد که با هم به توافق برسند و با معرفی داور نظر آنها را ضمیمه پرونده کنند تا رأی لازم را صادر کند. قبل از آنکه زن و شوهر از دادگاه خارج شوند، عذرا به سمت میز محکمه آمد و گفت:«می دانید چرا فقط 5 سکه مهریه‌ام کرد؟ چون تازه طلاق گرفته بودم و به حرف‌هایش اعتماد کردم. فکر می‌کردم در ازدواج اولم بدشانسی آورده‌ام». ناصر هم رو به همسرش گفت:«من هم به خاطر تو قید خانواده‌ام را زدم و بدون اجازه آنها ازدواج کردم. حتی نتوانستم یک بار لباس دامادی تنم کنم.»
قاضی درحالی که از زن و شوهر جوان می‌خواست تا در این باره بیشتر فکر کنند آنها را به داور ارجاع داد.

کانال تلگرام

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.