تامین اجتماعی بانک مهر اقتصاد
روزنامه نوآوران - 1398/03/29
شماره 1289 - تاریخ 1398/03/29
آخرین اخبار
بزرگ ترین شبکه بین‌المللی جاسوسی آمریکا در حوزه سایبری منهدم شد
دشمن می‌خواهد ملت از آینده کشور ناامید شود/ با هیچ ملتی نمی‌جنگیم
اگر افراطیون دو طرف بگذارند، فضای تفاهم ملی را ایجاد می‌کنیم
آمریکا نمی‌تواند با زبان بی‌احترامی با مردم ایران سخن بگوید
ترامپ دستور اعزام نیروی جدید به خاورمیانه را صادر کرد
مکرون: تا 8 جولای فرصت داریم تا برای حفظ توافق هسته‌ای مذاکره کنیم
وفاق خوبی بین سه قوه وجود دارد
آیت الله مکارم شیرازی:اعتماد شرط مذاکره است
برنامه‌های جدی برای حمایت از آمران معروف و گزارشگران فساد داریم
پول نداریم؛ فعلا امتیازی در کار نیست!
مشمولان مالیات سکه در سامانه مالیاتی ثبت‌نام کنند
قیمت‌ها در بازار سرمایه کاهشی ماند
مسکن اقساطی برای کارمندان دو هفته دیگر نهایی می‌شود
کارمزد خدمات الکترونیکی بانک‌ها افزایش می‌یابد
احتکاری نداریم، خودروها پس از تکمیل تحویل مشتریان می‌شود
آشفتگی بازار سیب‌زمینی و سکوت مسئولان؛ قیمت ۸۰۰۰ تومان!
باید از مردم تهران عذرخواهی کنیم
«پایان‌نامه‌ها» راستی‌آزمایی می‌شوند
بیش از گذشته به چمران‌ها و شریعتی‌ها نیاز داریم
اضطرابِ کمبود داروهای اساسی را دیگر نخواهیم داشت
نسخه نویسی الکترونیک در ۶ استان از اول تیرماه
اعلام مسیرهای جایگزین در طرح جمع‌آوری پل گیشا
ماده‌ شیمیایی ویژه پاکسازی تالاب انزلی، بی‌خطر است
آغاز عملیات پاکسازی منطقه دره فرحزاد از معتادان متجاهر
صدور ۱۲۳ مجوز کنسرت طی سه ماه در تهران/ پاپ بیشترین سهم را دارد
جان تازه موسیقایی در کالبد تبلیغات سینمایی/پیوست‌هایی که می‌مانند
افتخار می‌کنم با جمشید مشایخی سه فیلم کار کردم
شادی و غم در اکران «دوباره زندگی»
دفاع «خاکسار» از کارش در فیلم «ما همه با هم هستیم»
رمان و فیلم جدید «بازی‌های گرسنگی» در راه است
آرزوی رضا کیانیان در آستانه سالروز تولدش
به استقلال چندان امیدوار نیستم/ باید از استراماچونی حمایت کرد
تجمع هواداران پرسپولیس گسترده شد/ درگیری تیفوسی‌های خشمگین
دردسرهای پیراهن قرمز و سقوط به دسته اول/ خداحافظی با خاطره تلخ!
مسابقه مدیران در پرسپولیس/ چه کسی باید با سرمربی جدید مذاکره کند؟
خانه تکانی برانکو در الاهلی عربستان با بازیکنان خارجی
سرپوش ضعف‌های پرسپولیس کنار رفت
اولین مصاحبه برانکو بعد از جدایی از پرسپولیس/داستان ایران تمام شد
توزیع سهمیه لاستیک و روغن ده استان در پایانه بندر امام خمینی(ه)
شکست روایت افراطی تولید-محوری و گرایش به سمت استراتژی "بازار-محور" در تعاونی های روستایی ایران
ثبت بی نظیرترین سال ایرانول با رشد اکثر شاخص ها و تقسیم سود 2900 میلیارد ریالی
بانک صادرات ایران دومین دارنده تعداد کارت بانکی تراکنش‌دار در نظام بانکی است
اقدامات انقلابی «جهاد سازندگی» برای آبادانی، محرومیت زدایی و توسعه روستایی/ سهم ایران از تجارت حلال باید افزایش یابد
حذف شائبه در مزایده های غیرشفاف به کمک بورس کالا
ثبت نام الکترونیکی تسهیلات نوسازی بافت فرسوده
افتتاح مرکز چهارم فینووا در شهر سنندج
جایگاه‌های برتر بانک ملی ایران در گزارش شاپرک
بازار متشکل ارزی دریچه‌ای برای شناخت بازار
لوازم خانگی در بانه تقلبی هستند
تلویزیون‌های مجهز به هوش مصنوعی 2019 ال‌جی از دستیار صوتی الکسا پشتیبانی خواهند کرد
کد خبر: 174289 | تاریخ : ۱۳۹۷/۷/۱۳ - 12:30
انتقام عجیب از مادرشوهر خشن پس از آزار عروس!

انتقام عجیب از مادرشوهر خشن پس از آزار عروس!

زبانش تند بود، آنقدر که نمی‌شد تحمل کرد. هر وقت او را می‌دید شروع می‌کرد به زخم زبان زدن، شروع می‌کرد به گفتن حرف‌هایی که تا عمق وجودش را می‌سوزانید.

نوآوران آنلاین- سمیرا گفت: درست 10 سالی می‌شد که پا به خانه شوهر گذاشته بود. شوهرش مردی مهربان بود ولی وقتی حرف‌های مادرش را می‌شنید، وقتی مادرش شروع به بدگویی می‌کرد، انگار قلب Heart مهربان مرد ناپدید می‌شد. زن دیگر طاقت نداشت. بعد از چند سال زندگی، بعد از چند سال سوختن و ساختن دیگر توان شنیدن نداشت. این همه سال فقط گوش کرده بود، گوش کرده بود و سکوت تمام حرفی بود که زده بود.
گذشته را که مرور می‌کرد، بی‌اختیار اشک در چشمانش موج می‌زد و گلویش بشدت فشرده می‌شد.
ـ من باید کاری کنم. باید کاری کنم که به زندگی‌ام آرامش بازگردد؛ آرامشی که سال‌هاست از آن دور مانده‌ام.
آخرین بار را با خودش مرور کرد.
ـ تو یک دختر بیچاره هستی، دختری که هیچ‌کس را ندارد. اگر پسر من حماقت نمی‌کرد، معلوم نبود که الان کجا بودی. معلوم نبود که...
اشک‌هایش فرو ریخت. صدای تلفن را که شنید یکه خورد. گوشی را برداشت. شوهرش بود.
ـ اگر زحمتی نیست، شام بپز. میهمان داریم.
با تردید پرسیده بود:
ـ میهمان؟
مرد با آرامش خاصی گفته بود:
ـ مامان گفته...
بغض گلوی زن را فشرد. دیگر قدرت حرف زدن نداشت. گوشی را قطع کرد. دنبال این بود که در زندگی‌اش جنجال دیگری بر پا نشود؛ جنجالی که در انتها او را تحت فشار و سختی قرار می‌داد.
مرد زودتر از همیشه رسیده بود.
ـ مادرم هنوز نیامده؟
زن با نگاهی در هم شکسته سرش را تکان داده بود. احساس می‌کرد ضربان قلبش هر لحظه تندتر از قبل می‌شود.
مرد چند بار با تلفن همراه مادرش تماس گرفته بود ولی هیچ جوابی نشنیده بود. عقربه‌های ساعت نزدیک 10 شب شده بود که تلفن همراه مرد به صدا درآمد.
ـ خانمی مسن بر اثر تصادف Crash از چند ساعت پیش در اورژانس...
مرد سراسیمه خودش را به بیمارستان رسانیده بود. نگاه درمانده مادر چقدر به نگاه زنش شباهت پیدا کرده بود.

کانال تلگرام

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.