تامین اجتماعی
بانک مهر اقتصاد
روزنامه نوآوران - 1397/08/02
شماره 1141 - تاریخ 1397/08/02
آخرین اخبار
تنظیم بازار به معنای بگیر و ببند نیست
ضرورت اتخاذ سیاست‌هایی مناسب برای افزایش قدرت خرید مردم
افزایش قیمت بنزین خودکشی اقتصادی است
توقف صدور بیمه شخص ثالث برخی شرکت‌ها/ اوراق بیمه‌ای در راه است
کارت‌ به‌ کارت از مبدا ۵ بانک در موبایلت امکان‌پذیر شد
روابط عمومی بانک سرمایه، برگزیده جشنواره برترین‌های روابط عمومی
آموزش کیفی بانکداران/ توسعه ابزارهای الکترونیک
تضعیف برند فرش ایرانی / هند جایگزین ایران در بازارهای صادراتی شد
۳ تیم تروریستی در استان خوزستان شناسایی و دستگیر شدند
شناسایی یک باند دلالی و کارچاق کنی در اصفهان
آزادی مرزبانان ربوده شده، اولین آزمون «عمران‌خان» در مناسبات ایران و پاکستان/ جزئیات تلاش‌های دیپلماتیک وزارت خارجه
نقد نمی‌تواند دستوری باشد/ اجازه ندهیم برخی‌ آینده را برای مردم سیاه ترسیم کنند
ترافیک در شبکه ملی اطلاعات از 724 گیگابیت گذشت
به کشاورزی بعنوان بخش مولد اقتصاد نگاه ویژه‌ای دارم
مشکل کونلون بانک چین با بازرگانان ایرانی چیست؟
سهام جهان به پایین‌ترین مقادیر ۱ ساله سقوط کرد
سامانه‌ ثبت تردد معابر ورودی و خروجی شهر تهران راه اندازی شد
نیروهای اورژانس برای پوشش بازی پرسپولیس-السد مستقر شدند
نهادها به دور از حزب گرایی گام بردارند/تغییر تیم اقتصادی تحولی ایجاد نمی کند
نقش بانک ها در مدیریت نقدینگی/ وجوه نقد مدیریت نشود بانک ها با بحران های مالی مواجه می شوند
بنزین دو نرخی فساد آور است/ درآمدهای نفتی صرف نوامیس حکومتی شد
گستره هزاركيلومتري امداد سايپا در اربعين 97
سکاندار وزارت اقتصاد باید چه خصوصیاتی داشته باشد!
کوله برها تحریم های ایران را می توانند دور بزنند ؟!
مشارکت شهروندان هم حضوری و هم فکری لازم است
بازگشت اعتماد مردم به مدیریت شهری
جمع‌آوری زباله‌های ورزشگاه آزادی به پیمانکار شهرداری واگذار شد
یگان‌های مرزی و دریایی در ایام اربعین تقویت می شوند
رییس جمهوری فرا رسیدن روز ملی مجارستان را تبریک گفت
تشریح آخرین وضعیت پرداخت ارز اربعین توسط عضو هیات مدیره بانک ملی
ارزش بورس در ۷ ماهه به ۲۶۷ هزار میلیارد تومان رسید
جلسه محاکمه مدیرعامل یک شرکت واردات موبایل آغاز شد
ویژگی های منحصر به فرد بازار سرمایه ایران برای خارجی ها
با چالش صندوق‌های بازنشستگی روبه‌رو خواهیم بود
پیشنهادهای ۱۰گانه برای توسعه چابهار و بنادر کشور
برنامه‌های اقتصادی و مالیاتی وزیر پیشنهادی اقتصاد اعلام شد
مروارید خلیج فارس ثبت جهانی شد
رئیس سازمان میراث‌فرهنگی: استفاده از تجربیات جهانی در حوزه مرمت ضروری است
وزیران پیشنهادی اقتصاد، صنعت و کار در جمع فعالان بخش خصوصی
کسب نظر بخش خصوصی اولویت وزیر پیشنهادی اقتصاد باشد
کمک ۶۵۰ میلیون ریالی بانک ملت به پویش لبخند سازمان بهزیستی
نگاه بانکداری دیجیتال، ارائه سرویس به درخواست مشتری است
طرح پیش خرید لوازم خانگی 6 آبان به پایان می رسد
ابزارهای معاملاتی جدید وارد بورس می‌شود
رشد ۴۷ درصدی تسهیلات پرداختی بانک‌ قرض الحسنه مهر ایران
امکانات ویژه پست بانک برای خدمات رسانی به زوار اربعین حسینی
ثبت نام ۷۸هزار زائر برای دریافت دینار/ مشکلی در تامین اسکناس نیست
خط اعتباری ۳۰ میلیون یورویی بانک توسعه صادرات
مهلت باقی‌مانده بخشودگی جرایم دیرکرد تسهیلات مسکن
سیستم پولی ایران رانت جویانه است/ بانکها توان احیای بخش صنعت را ندارند
کد خبر: 174573 | تاریخ : ۱۳۹۷/۷/۱۸ - 12:35
سرنوشت تلخ عروس 12 ساله زاهدان

سرنوشت تلخ عروس 12 ساله زاهدان

12 ساله بودم و با هم سن و سال هایم مشغول عروسک بازی های دخترانه بودیم. آن روزها برای من که در ابتدای نوجوانی بودم بسیار زیبا می گذشت.

نوآوران آنلاین-تا این که زمزمه هایی از ازدواج من به گوش می رسید. در دورهمی های دخترانه و میان عروسک بازی ها از دختر عموهایم شنیدم که قرار است، عروس شوم. لباس عروسی برایم لباس سفید زیبا مانند قصه ها بود. اما عروس های ایل ما، لباس محلی به تن می کردند.

برخی طلا و جواهر داشتند و برخی هم نه. متوجه شدم، پدرم به پسری به نام افشین قول ازدواج با من را داده بود. افشین از زاهدان به خاش آمد و من را خواستگاری کرد اما من هنوز او را ندیده بودم و نمی شناختم. چند ماهی گذشت و من هم فراموش کرده بودم که قرار است عروس شوم تا این که افشین به همراه خانواده اش آمد و قرار شد، صیغه عقد میان ما جاری شود و من را با خود ببرند.

آن روزها، سخت ترین روزهای زندگی ام بود. جدایی از خانواده و زندگی با افرادی که نمی شناختم آن هم در 12 سالگی کابوس بود اما این اتفاق افتاد و من به اجبار با مردی که برایم غریبه بود، راهی زاهدان شدم. در خانه پدر افشین که در یکی از محلات فقیر نشین زاهدان بود، اتاقی به ما دادند و زندگی ما آغاز شد.

از همان روزهای اول باید بسیاری از کارهای خانه را انجام می دادم و شب از شدت خستگی در گوشه ای از اتاق به خواب می رفتم. اوایل افشین هر شب به خانه می آمد. من هم به او عادت کرده بودم و منتظرش بودم اما کم کم غیبت های طولانی شروع شد، گاهی چند هفته و چند ماه به خانه نمی آمد من عروس خانواده افشین شده بودم تا این که فهمیدم همسر دیگری اختیار کرده است و برای قاچاق سوخت با یکی از دوستانش به یکی از شهرهای مرزی استان می رود و سرانجام دستگیر شد.

15 ساله بودم و پدر شوهرم دایم من را اجاق کور خطاب می کرد زیرا هنوز بچه ای نداشتم. پدرم وقتی شنید افشین دستگیر شده و زن دیگری گرفته است به سراغم آمد و دوباره به ایل بازگشتم.

کانال تلگرام

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.