تامین اجتماعی
بانک مهر اقتصاد
روزنامه نوآوران - 1397/09/25
شماره 1175 - تاریخ 1397/09/25
آخرین اخبار
اهداف برگزاری کارگاه جستجو و نجات شهری/ استانداردسازی عملیات ها
حداقل ۱.۵ میلیون تهرانی در معرض خطر زلزله قرار دارند
توصیه‌های پلیس راهور به عابران پیاده
توجه به سلامت اداری و مبارزه با فساد در اولویت قرار دارد
تکلیف شب را حذف نکردیم/ تکالیف مهارت محور جایگزین مشق شب
تلاش برای واگذاری مترو پرند به وزارت راه/ راهکار توسعه خط ۳
هوا آلوده‌تر می‌شود/ بارندگی از دوشنبه شب
افزایش۵۰درصدی مراجعات به کمیته امداد/دوسبد جدید حمایتی در راه است
تلاش مجلس برای اختصاص اعتبار ویژه به بیماران اوتیسم
روزانه ۲۵۰ تا ۳۰۰ ایرانی دچار سکته مغزی می شوند
مشکل تبادلات مالی در بازار دارویی ایران و هند
دیابت به سلامت مغز آسیب می رساند
یارانه 45 هزار تومانی پاسخگوی نیازهای مردم نیست
درمان بیماری های قلبی در ایران همسطح اروپا و آمریکا
افزایش قیمت داروهای بیماران ام اس کذب است
معرفی شرکت‌های سوءاستفاده گر از بیمه سلامت به مراجع قضائی
رونق صادرات؛ ضامن حفظ ارزش پول ملی
چنددستگی بازار درباره روند این هفته قیمت طلا
چطور می‌توان فهمید "هویت‌دزدی" شده است؟!
یک میلیارد دلار ارز دیجیتال به سرقت رفته است
هرچه به نام تمدن هخامنشی گفته می‌شود هیچ‌ پایه علمی ندارد
ازدواج دختر خانواده قاتل با پسر خانواده مقتول/ این بهای صلح است!
خارجی‌ها از طرح‌های ایرانی‌ها استقبال کردند/ امکان تولید مشترک
میلیاردها دلار خسارت به دنبال ممنوعیت فروش آیفون در چین
عامل گرانی آجیل شب یلدا چیست؟
خطر خاموشی بر سر همسایه ایران سایه افکند
چین آماده ازسرگیری واردات نفت آمریکا شد
«یارانه نقدی» ابزار فریب مردم شده است؟
جاویدنیا در منزل استراحت می‌کند/ تدارک برای شب یلدای ایران
نفت دو درصد ریزش کرد
ارکستر ملی آثار انقلابی اجرا می‌کند/ حضور در افتتاحیه جشنواره فجر
ایرلاین‌های کوچک رکورددار پرواز به موقع
امیدوارم شرمنده مخاطبان نشوم/ خوانندگی با حال ناخوش
کولرهای گازی وارداتی، خورندگان اصلی برق
وقتی تحصیل پسران به دختران ارجحیت دارد/ روایتی از نابرابری‌ها
نباید FATF به موضوع اختلافی در کشور تبدیل شود
جشنواره کرالا فیلم «محمد رسول الله» مجیدی را نمایش نداد
در بررسی CFT مجمع تشخیص مصلحت نظام از منافع ملی نخواهد گذشت
واکنش داروغه‌زاده به نامه ۲۰۰ سینماگر/ روال قانونی را رعایت کنید
امکان افزایش یارانه‌ها وجود ندارد/ فعلا باید بدهی‌های دولت قبل را بپردازیم
کلاهبرداری دست‌فروشان کتاب
۴۰ سال رضایت کوتاه‌مدت را بر منافع درازمدت ترجیح دادیم
دستور جهانگیری به دو وزیر درباره خودروهای دپو شده در گمرک
مردم خوب می‌دانند چه کسی تحریم‌ها را برای کشور رقم زد
دلار در کانال 10 هزار تومان آرام گرفت/ یورو در کانال 12 هزار تومان
تغییر تاریخ اعمال تعرفه‌های آمریکا بر واردات کالا از چین
امروز آخرین مهلت ثبت نام کارت سوخت است
مدیران مجتمع‌های تجاری برای جلوگیری از فروش کالای قاچاق مجوز ندارند
تلاش جمهوری‌خواهان برای افزایش فشار بر بانک‌های ایران و مقابله با ساز و کار ویژه مالی اروپا
۶ هزار خودروی خارجی در گمرکات خاک می‌خورد/ بلاتکلیفی ۲۲.۸ میلیون یورو ارز دولتی
کد خبر: 174573 | تاریخ : ۱۳۹۷/۷/۱۸ - 12:35
سرنوشت تلخ عروس 12 ساله زاهدان

سرنوشت تلخ عروس 12 ساله زاهدان

12 ساله بودم و با هم سن و سال هایم مشغول عروسک بازی های دخترانه بودیم. آن روزها برای من که در ابتدای نوجوانی بودم بسیار زیبا می گذشت.

نوآوران آنلاین-تا این که زمزمه هایی از ازدواج من به گوش می رسید. در دورهمی های دخترانه و میان عروسک بازی ها از دختر عموهایم شنیدم که قرار است، عروس شوم. لباس عروسی برایم لباس سفید زیبا مانند قصه ها بود. اما عروس های ایل ما، لباس محلی به تن می کردند.

برخی طلا و جواهر داشتند و برخی هم نه. متوجه شدم، پدرم به پسری به نام افشین قول ازدواج با من را داده بود. افشین از زاهدان به خاش آمد و من را خواستگاری کرد اما من هنوز او را ندیده بودم و نمی شناختم. چند ماهی گذشت و من هم فراموش کرده بودم که قرار است عروس شوم تا این که افشین به همراه خانواده اش آمد و قرار شد، صیغه عقد میان ما جاری شود و من را با خود ببرند.

آن روزها، سخت ترین روزهای زندگی ام بود. جدایی از خانواده و زندگی با افرادی که نمی شناختم آن هم در 12 سالگی کابوس بود اما این اتفاق افتاد و من به اجبار با مردی که برایم غریبه بود، راهی زاهدان شدم. در خانه پدر افشین که در یکی از محلات فقیر نشین زاهدان بود، اتاقی به ما دادند و زندگی ما آغاز شد.

از همان روزهای اول باید بسیاری از کارهای خانه را انجام می دادم و شب از شدت خستگی در گوشه ای از اتاق به خواب می رفتم. اوایل افشین هر شب به خانه می آمد. من هم به او عادت کرده بودم و منتظرش بودم اما کم کم غیبت های طولانی شروع شد، گاهی چند هفته و چند ماه به خانه نمی آمد من عروس خانواده افشین شده بودم تا این که فهمیدم همسر دیگری اختیار کرده است و برای قاچاق سوخت با یکی از دوستانش به یکی از شهرهای مرزی استان می رود و سرانجام دستگیر شد.

15 ساله بودم و پدر شوهرم دایم من را اجاق کور خطاب می کرد زیرا هنوز بچه ای نداشتم. پدرم وقتی شنید افشین دستگیر شده و زن دیگری گرفته است به سراغم آمد و دوباره به ایل بازگشتم.

کانال تلگرام

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.