تامین اجتماعی
بانک مهر اقتصاد
روزنامه نوآوران - 1397/12/01
شماره 1220 - تاریخ 1397/12/01
آخرین اخبار
دولت برای مقابله با سودجویان ارزی دست به کار شد
احتمال تعیین دستمزد کارگران بعد از عـید
انگار قرار نیست که بازنشسته‌ها بروند!
دستگاه‌ها تمهیدات لازم را برای مدیریت سیلاب‌های بزرگ بیندیشند
۱۵۳ هزار میلیارد تومان مالیات محقق می‌شود؟
نجات جان «بابک زنجانی» دست خودش است
واردات اسکناس ارز برای همه بدون محدودیت شد
وزیر اطلاعات: اقدام تروریست ها را بی پاسخ نمی گذاریم
چین در سیاست خارجی ایران نقش بالایی دارد
مجلس با مسببین گرانی خودرو برخورد می‌کند
ورود مدعی‌العموم به موضوع نرخ عوارض آزاد‌راه تهران ـ شمال
عربستان سعودی محل صدور تروریسم سازمان‌یافته بین‌المللی است
حمله به دولت در این شرایط منصفانه نیست
هیچ واحد تولیدی نباید به دلیل مشکلات قضایی تعطیل شود
بانک صادرات ایران همچنان در کنار مردم سرپل ذهاب خواهد ایستاد
هیچ‌وقت از نت‌های اشتباهت غمگین نشو
انتشار سه‌گانه طنز «هَردَمبیل» از ابراهیم رها
سرانجام برای مغازه تاریخی تهران، به فکر افتادند!
سفر شهروندان امارات به روسیه بدون روادید
ژاله علو مقابل دوربین «مجبوریم» درمیشیان
گزارشی از اجرای نمایش‌هایی با ارجاعات تاریخی و انقلابی در فجر
خنده‌ای تحت تاثیر یک اتفاق تلخ / تئاتر شهری برای اهواز ایجاد شود
گردشگری بالاخره صاحب شبکه می‌شود؟
لفظ عمو و خاله را از دایره لغات کودکان حذف کنیم!
نت سکوت!
فیلم‌هایی که باید برنده اسکار می‌شدند
جایزه «جمالزاده» برگزیدگان خود را شناخت
"سپندارمذگان" روز عشاق ایرانی
قیمت ها دستورپذیر نیستند/ راهکار دنیا، بورس کالاست
خارجی‌ها ۳۰۰ میلیون دلار صنایع دستی ایران را صادر کردند
پیشنهادات یک صنف سینمایی برای جشنواره‌ فیلم فجر
وقتی فوتبال از تئاتر خارجی جشنواره فجر جذاب‌تر است!
رابطه دانشجویان موسیقی با جشنواره فجر چگونه است؟
ناگفته‌های محمود کلاری از داوری فیلم فجر / «از برخی اظهارنظرها متعجب شدم»
جشن تصویر سال به سیاست‌زدگی دچار نشده است
پرونده «۱۰۰۰ سرویس بهداشتی» دوباره باز شد
داوری زبان فارسی در جشنواره‌ی فیلم فجر
معرفی رقبای والیبال ایران در جام ملت‌ها و باشگاه‌های آسیا
تارتار: استقلال می‌خواهد ما را ببرد اما شرایط ما خوب است
خطیر: پاتوسی مشکلی برای بازی در استقلال ندارد
٤٨دستگاه بی تفاوت به درخواست های مردمی در سامانه دسترسی آزاد به اطلاعات معرفی شدند
تکذیب لغو داربی نوروز ۹۸/ فتاحی: استقلال پیشنهاد خنده‌دار داد
شفر: پارس جنوبی محکم و قدرتمند است/ به حمایت هواداران نیاز داریم
عدم تطبیق بافناوریهای نودر بانکداری مساوی باازدست دادن بازاراست
فدراسیون فوتبال: منتظر پاسخ فیفا هستیم/ میزبان دختران ایران، تغییر می‌کند
اعلام روزها و ساعات کاری شعب کشیک بانک آینده
برخورد مرگبار کامیون با مهمانان عروسی در هند
"علی پروین" سفیر سلامت دیابت شد
کاهش ۶ تا ۱۰ درجه‌ای دمای هوا در شمال کشور
ورود ۳۰۰هزار بیمار خارجی به ایران در سال ۹۶
کد خبر: 174573 | تاریخ : ۱۳۹۷/۷/۱۸ - 12:35
سرنوشت تلخ عروس 12 ساله زاهدان

سرنوشت تلخ عروس 12 ساله زاهدان

12 ساله بودم و با هم سن و سال هایم مشغول عروسک بازی های دخترانه بودیم. آن روزها برای من که در ابتدای نوجوانی بودم بسیار زیبا می گذشت.

نوآوران آنلاین-تا این که زمزمه هایی از ازدواج من به گوش می رسید. در دورهمی های دخترانه و میان عروسک بازی ها از دختر عموهایم شنیدم که قرار است، عروس شوم. لباس عروسی برایم لباس سفید زیبا مانند قصه ها بود. اما عروس های ایل ما، لباس محلی به تن می کردند.

برخی طلا و جواهر داشتند و برخی هم نه. متوجه شدم، پدرم به پسری به نام افشین قول ازدواج با من را داده بود. افشین از زاهدان به خاش آمد و من را خواستگاری کرد اما من هنوز او را ندیده بودم و نمی شناختم. چند ماهی گذشت و من هم فراموش کرده بودم که قرار است عروس شوم تا این که افشین به همراه خانواده اش آمد و قرار شد، صیغه عقد میان ما جاری شود و من را با خود ببرند.

آن روزها، سخت ترین روزهای زندگی ام بود. جدایی از خانواده و زندگی با افرادی که نمی شناختم آن هم در 12 سالگی کابوس بود اما این اتفاق افتاد و من به اجبار با مردی که برایم غریبه بود، راهی زاهدان شدم. در خانه پدر افشین که در یکی از محلات فقیر نشین زاهدان بود، اتاقی به ما دادند و زندگی ما آغاز شد.

از همان روزهای اول باید بسیاری از کارهای خانه را انجام می دادم و شب از شدت خستگی در گوشه ای از اتاق به خواب می رفتم. اوایل افشین هر شب به خانه می آمد. من هم به او عادت کرده بودم و منتظرش بودم اما کم کم غیبت های طولانی شروع شد، گاهی چند هفته و چند ماه به خانه نمی آمد من عروس خانواده افشین شده بودم تا این که فهمیدم همسر دیگری اختیار کرده است و برای قاچاق سوخت با یکی از دوستانش به یکی از شهرهای مرزی استان می رود و سرانجام دستگیر شد.

15 ساله بودم و پدر شوهرم دایم من را اجاق کور خطاب می کرد زیرا هنوز بچه ای نداشتم. پدرم وقتی شنید افشین دستگیر شده و زن دیگری گرفته است به سراغم آمد و دوباره به ایل بازگشتم.

کانال تلگرام

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.