فولاد سنگان فولاد امیرکبیر شرکت فولاد آتیه خاورمیانه شرکت فولاد خوزستان تامین اجتماعی فولاد هرمزگان بانک گردشگری
روزنامه نوآوران - 1399/11/08
شماره 1670 - تاریخ 1399/11/08
آخرین اخبار
بهسازی ١۵۴ سایت در ایلام توسط همراه اول با هدف ایجاد عدالت ارتباطی
تأثیر گیاهان در جلوگیری از آسیب های عروقی
شناسایی عملکرد زبان و حافظه با تحریک مسیرهای مغزی
ادعای شرکت مدرنا درخصوص اثربخشی واکسن در برابر گونه جدید کرونا
تقاضای خرید مسکن به بازار اجاره بها هدایت شد
رکود در عین سیر نزولی قیمت ها در بازار مسکن
مدت حضور در جبهه به عنوان سابقه خدمت سخت و زیان آور محسوب می شود
محکومیت «مهدی جهانگیری»/ احضار رییس سابق بانک مرکزی
دمنوش هایی برای تقویت سیستم ایمنی بدن
جریان های تندرو شایعه پراکنی های خود را آغاز کرده اند
برای حل تحریم ها زیاد وقت نداریم
روحانی: دولت تغییر شاکله بودجه را نمی پذیرد
پیشنهاداتی برای همکاری شش جانبه در منطقه قفقاز داریم
روانچی: برنامه‌ای برای مذاکره با آمریکا نداریم
احتمال بازگشت محدودیت‌ها به شهرهای زرد
آغاز فاز دوم تست انسانی واکسن ایرانی کرونا ظرف چند هفته آتی
در حال رایزنی برای تامین منابع افزایش مجدد حقوق بازنشستگان هستیم
مشارکت در اَبَرپروژه پالایشگاه گاز بیدبلند افتخاری بزرگ برای بانک ملت است
افزایش فروش و تولید محور اصلی بودجه ۱۴۰۰
تخصیص ۱۰۰۰ میلیارد ریال از منابع بانک مهر ايران به مددجويان کميته امداد
رکورد ال‌جی در کسب بیشترین تعداد جوایز در اولین نمایشگاه CES مجازی
فاز نخست پارک علم و فناوری ایرانیان در شهر آیلند آماده بهره برداری است
کرونا «عباس صفاری» را از ما گرفت
«خبرنگاری بحران» منتشر شد
ترجمه خاطرات وندی شرمن به چاپ پنجم رسید
«حرف بی‌حروف» شنیدنی شد
پخش سریال «جلال ۲» در دهه فجر
آخرین مهلت دریافت آثار بیست و ششمین جشنواره لاله‌های سرخ اندیمشک
«ماکولا» به آبان می‌آید
«نیمه شب» در تماشاخانه هیلاج به صحنه می‌رود
«هری پاتر» سریال می‌شود
«تهران من» نامزد بهترین سامانه خدمات کشور شد
اعلام اسامی فیلم‌های راه‌یافته به بخش ملی جشنواره «موج» کیش
تأثیرات منفی کرونا بر سلامت روان
چرا علائم کرونا در برخی افراد شدیدتر است؟
مقاومت در برابر آنتی بیوتیک ها از کجا ناشی می شود؟
فروش خودرو در چارچوب منطقی انجام شود نه به صورت قرعه کشی
همکاری‌های ایران ـ آذربایجان به ویژه در حوزه اقتصادی آماده جهش است
اطلس امنیت انتخابات تهیه می‌شود/ فضای سرد انتخابات باید فعال شود
تریبون‌ عمومی محل طرح و حل مسائل اختلافی نیست
درس های یک «سیلی»
موج جدید کرونا را با عادی انگاری رقم نزنیم
نسبت به رعایت پروتکل ها بی تفاوت نباشیم
آن چه هرگز نباید با شیر بخوریم / اینفوگرافی اختصاصی
سرقت اطلاعات بانکی ۲۰۰۰ شهروند با چند کیلو میوه!
گونه‌های جدید کروناویروس تا چه میزان خطرناک هستند؟
سودخالص بانک کارآفرین 5 برابر شد
تخصیص بیشترین منابع برای اشتغال محرومان از سوي بانک مهر ايران
پاسخ مدیران بانک مسکن به سوالات مردمی
رونمایی از نسخه جدید همراه بانک سینا
کد خبر: 264529 | تاریخ : ۱۳۹۹/۱۰/۶ - 19:46
تنها در میان تن ها

تنها در میان تن ها

اول راهنمایی یه رفیق داشتم که باهاش میرفتم مدرسه. خونه شون دو تا کوچه با ما فاصله داشت. من هر روز ساعت هفت صبح، صبحونه خورده و نخورده از خونه می زدم بیرون...زنگ مدرسه ساعت هفت و نیم می خورد.

نوآوران آنلاین- اون موقع از سرویس و این که باباها ما رو برسونن خبری نبود، و البته از خونه مون تا مدرسه حدود بیست دقیقه راه بود. می رفتم دَم در خونه ی رفیقم دنبالش، در خونه شون رو می زدم آقا تازه از خواب بیدار می شد! همین طور که خمیازه می کشید می گفت الان میام. با خونسردی لباس می پوشید، صبحونه می خورد و به موهای وزوزیش ژل می زد. هر بار که صداش می زدم و می گفتم‌ دیر شد؛ فقط یه کلمه رو تکرار می کرد: اومدم ... اومدم. ساعت هفت و نیم تازه تشریف فرما می شد. تا وقتی به مدرسه برسیم از استرس سکته می کردم چون می دونستم اگه ‌ناظم مدرسه ما رو ببینه و نتونیم یواشکی بریم تو صف، یه تو گوشی مهمونش هستیم.

با این دیر کردنش هفته ای دو سه تا چک جانانه می خوردیم! ‌ناظم مدرسه به من و رفیقم می گفت کنار هم وایسیم، خودش هم روبرومون. با دست راستش می زد تو گوش چپ من، با دست چپش می زد تو گوش راست اون. رفیق منم هر بار که تو گوشی می‌خوردیم، بهم می‌گفت به جون هر چی مَرده از فردا زودتر بیدار میشم.

خلاصه این داستان چند ماه تکرار شد و من برای اشتباه یکی دیگه بارها و بارها تنبیه شدم. اما نمی دونم چرا این قسم های دروغش رو باور می کردم! به خودم میگفتم: تو عالم رفاقت درست نیست به خاطر یه تو‌ گوشی، قرار هر روزمون رو بی خیال بشم!

تا این که یه روز تو راه مدرسه بهش گفتم: صبر کن من یه خودکار بخرم،‌ بیام. از مغازه که اومدم بیرون، دیدم نیست. و از دور دیدم وارد مدرسه شد. یعنی چند دقیقه هم برام صبر نکرد!

صبر نکرد چون نمی خواست به خاطر من چند دقیقه دیر برسه مدرسه؛ یعنی نمی خواست به خاطر من حتی یه تو گوشی بخوره! اینجوری شد که اون از چشم ناظم در رفت و من نه!

اون روز تنها تو گوشی خوردم. نوش جونم، مهم نبود؛ دیگه درد نداشت! ولی یه چیزی رو فهمیدم، "اینکه تو‌ زندگیم حداقل یک بار اتفاق افتاده که به خاطر اشتباه دیگران تنبیه بشم!"  اما باور کنید این تنبیه شدن نیست که درد داره، اون چیزی که درد داره اینه که بفهمی کسی که به خاطر اشتباهاتش مدت ها زجر کشیدی حاضر نیست یه بار، فقط یه بار جای تو باشه...

خوب این داستانی از دوران نوجوانی من بود و حس بد درد کشیدن به خاطر دیگری! همین موضوع رو در یکی از كتابایی که  تازگیا خواندم نوشته بود : " پذيرفتنِ بعضي واقعيت ها توي زندگي درد دارد."

آدم ها این دوره زمونه مي دونند كه گاهي بايد اين دردها رو بكشند، اما مدام ازش فرار مي كنند و با همين فرار از درد كشيدن، خودشون رو رنج مي دن! رنج مي كشند، و فرسوده مي شوند. مثل پذيرفتن واقعيتي به نام تنهايي! ما باید بپذیریم، بالا بریم، پايين بيایم، آخرش واقعيت عظيم، همان تنهايي است.

حالا چرا دارم اين رو براي شما مي گم؟ نمي دونم! شايد چون عميقا فكر ميكنم هر كدام از ما به تنهايي، استاد فرارهاي بزرگ شده ايم. اما اين روزای کرونایی یکی از تجربه های تنها بودن رو برای تک تک ما رقم زده! و شاید این باعث بشه وسط این دويدن ها-  دويدن و فرار از تنهایی ها، به يكباره بایستیم! برگردیم و بپذیریم. "پذيرفتن و يك بار براي هميشه آن درد كوفتي ِترسناك را كشيدن، و رد شدن... و التيام يافتن ..."

من اسم پذیرش این درد رو میزارم تنها در میان تن ها!

 

مجید پورحسین/زمستان 99

 

کانال تلگرام

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.