آن در این شهر بخت خویش آزموده، آن دهه شصتی دلداده، آن فوق دیپلم عمران ستانده، آن صاحب نقش های سوزاننده و شوراننده و رنجاننده، آن ایفا کننده نقش های اتو کشیده و ژولیده، آن صاحب رفتار و گفتار و کردار سنجیده، آن دو بار سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را به خانه برده، آن از فشار آورندگان به داورانِ سی و دومین جشنواره فیلم فجر کرده انتقادِ سازنده، آن بازیگر “مغزهای کوچک زنگزده“، آن با “فرشته حسینی“ زوجی فوق العاده، مولانا “نوید محمدزاده“، دنبال حاشیه نبود لیک حاشیه همواره او را دنبال همی کرد، همچون سایه!
علی زراندوز
آن در این شهر بخت خویش آزموده، آن دهه شصتی دلداده، آن فوق دیپلم عمران ستانده، آن صاحب نقش های سوزاننده و شوراننده و رنجاننده، آن ایفا کننده نقش های اتو کشیده و ژولیده، آن صاحب رفتار و گفتار و کردار سنجیده، آن دو بار سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را به خانه برده، آن از فشار آورندگان به داورانِ سی و دومین جشنواره فیلم فجر کرده انتقادِ سازنده، آن بازیگر “مغزهای کوچک زنگزده“، آن با “فرشته حسینی“ زوجی فوق العاده، مولانا “نوید محمدزاده“، دنبال حاشیه نبود لیک حاشیه همواره او را دنبال همی کرد، همچون سایه!
نقل است چون در سحرگاهی به دنیا آمد، پدرش از برای انتخاب نامش، تفالی بزد بر دیوان حافظ، این بیت آمد: «به مُطربانِ صَبوحی دهیم جامه چاک / بدین “نوید“ که بادِ سحرگهی آورد!». پس او را “نوید“ نام نهادند و چون در کودکی بپرسید که: «من چگونه به دنیا آمدم؟». او را پاسخ همی دادند که: «بقیه بچه ها را لک لک بیاورد، لیک تو را بادِ سحرگهی آورد!».
ابتدای کار وی چنان بود که چون در نونهالی، تفالی بزد بر دیوان حافظ، این بیت آمد: «هر که آمد به جهان “نقشِ“ خرابی دارد / در خرابات بگویید که هُشیار کجاست؟» پس دانست که باید ترک هوشیاری کند، از برای ایفای نقش های خراب و خمار و پخش کننده عمده مواد! آن گاه، او را از این تفال، وقت خوش گشت و دوباره دیوان حافظ گشود، این بیت آمد: «هزار “نقش“ برآید ز کِلکِ صُنع و یکی / به دلپذیری نقشِ “نگارِ“ ما نرسد!» همان شب در خواب بدید جناب حافظ را که او نهیب زد که: «یا نوید! سهم تو از دیوانِ ما همان بیت اول بود که تفال زدی! این بیت دوم از برای “نگار جواهریان“ باشد؛ تو جمله بر خودت مگیر!».
روزی مریدان او را پرسیدند از حواشی روی داده بر روی فرش قرمز هفتاد و پنجمین جشنواره فیلم “کن“ با همسرش که بسیار سر و صدا به راه انداخته بود؛ پس مولانا “محمدزاده“ گفت: «در مرام ما نیست که قرض دار کسی باشیم یا کسی قرض دار ما باشد؛ علی الخصوص که آن شخص، همسرمان باشد!». پس مریدانِ خاص، دانستند که اشارت مولانا “محمدزاده“ به این بیت حافظ است که: «سه بوسه کز دو لبت کردهای وظیفه من / اگر ادا نکنی، قرضدار من باشی!».
نقل است چون مسائل خانوادگی و گیر و گرفتاری پدر زن خویش، اندر اینستاگرام با فالورها بگفت و رفلکس مورد پسند از آنان نگرفت، پس درِ اینستاگرامِ خویش، تخته همی کرد و کرکره اش پایین همی کشید و پیجِ خویش از دسترس خارج همی کرد و جمله مریدان را بگفت: «به هر که عقیده داشتیم که بد است، بد بود و در دلِ فالورهای اینستاگرام هم که عقیده نیکی به آنان داشتیم، ذره ای حُبّ پدر زن نیافتیم و زخم زبان ها اندر کامنت ها بخوردیم و رنجیده خاطر گشتیم که قُدمای ما گفته اند: «آن چه زخم زبان کند با مرد / هیچ شمشیر جان ستان نکند!»
گویند برخی معاندان او را پرسیدند از تیپ های جنجالی اش در مجالس و محافل و جشنواره ها، آنان را این مصرع بگفت: «مراد اهل طریقت لباس ظاهر نیست…». معاندان سوال همی کردند: «… پس چیست؟». مولانا “محمدزاده“ بگفت: «جانب اهل طریقت به حقارت منگر / زآن که در “صنعت مُد“ اول قدمند!»
نقل است او را پرسیدند که چطور شد عشق فوتبال بر زمین گذاشتی و چهارگوشه زمین فوتبال همی بوسیدی و به عشق بازیگری ، قدم در عرصه سینما گذاشتی؟ پس گفت: «چون دیدم در فوتبال، جملگی دنبال یک توپ گرد همی دویم بی حاصل، لیک در عالم سینما، جمله سینما دوستان به دنبال سوپراستارها همی دوند بی وقفه و بی خستگی! شما خود بودید، کدام را انتخاب همی کردید؟ بدوید یا دنبال تان بدوند؟». پس مریدان را از بس که به دنبال مولانا “محمدزاده“ دویده بودند، هیچ نفسی از برای پاسخ دادن به این پرسش باقی نماند بود!
نقل است در ایام ماضی او را پرسیدند از اینستاگرام؛ به شادی گفت: «تو که گفته ای تامل نکنم اینستاگرام را / بکنی اگر چو “نوید“، نظری بیازمایی!».
پس چندی بگذشت و مریدان باز او را پرسیدند از اینستاگرام، به غضب همی گفت: «یک رشته اراجیف و اباطیل زننده / یک سلسله لاطائل مسموم کننده!».
پس از آن، مولانا “محمدزاده“ را پرسیدند از بستن صفحه اینستاگرامش، همی گفت: «امتناع از پست گذاشتنم به علّتِ آن اختیار آمده است در غالبِ اوقات، که در استوری و پُست گذاشتن، نیک و بد اتّفاق افتد و دیده دشمنان جز بر بدی نمیآید!». گفت: «دشمن آن به که روی پیجِ ما نبیند!».
گویند چون فیلم “سوته دلان“ مولانا “علی حاتمی“ بدید، مسیر زندگی اش عوض شده و از فوتبال به بازیگری روی آورد. روزی مولانا “محمدزاده را پرسیدند“ که پس از دیدن این فیلم، چه نتیجه ای تو را حاصل شد؟ گفت: «دانستم که: گر از بَسیطِ زمین، عقل، مُنعَدم گردد / به خود، گمان نبرد هیچکس که نادانم!»
گویند چون فیلم “صورت زخمی“ بدید و دیالوگ معروف مولانا “آل پاچینو“ در آن بشنید که بگفت: Say hello to my little friend!* مولانا “محمدزاده“ با خود گفت: «باشد که من نیز در عالم سینما چنان بدرخشم که دیالوگی از من ماندگار شود که بر سر زبانِ هر خرد و کلان و پیر و جوان، جاری باشد در سر هر کوی و برزن و اندر مجامع هنری و دانشگاه ادبیات و سینما و کافی شاپ های ادایی و قرتی و قهوه خانه های سنتیِ پر از داش مشتی!». پس چون چندین سال بگذشت، این آرزوی مولانا “محمدزاده“محقق شد و دیالوگی از او ماندگار شد که شاید به باکلاسی دیالوگ مولانا “آل پاچینو“ اندر فیلم “صورت زخمی“ نبود، لیک آن قدر معروف گشت که حتی اندر موزیک ویدیوی فاخر “ساسی مانکن“ هم نقلش برفت که: «نرو سمیه! روزایی که تو خونه نیستی، این آبجیات به مامان آب و غذا نمی دن که یه وقت دستشوییش نگیره!».
او را پرسیدند از کراماتش، گفت: «جمله بازیگران، از برای نقش بازی کردن دستمزدهای کلان همی گیرند و ما از برای بازی نکردن! ».**
نقل است چون در صفحه اینستاگرامش نوشت: «گاهی ایرانی و وطن پرست بودهام، گاهی افغانستانی، گاهی معترض و گاهی جدایی طلب، بر روی امواج دو زاریِ اینستاگرام. بالاخره من کدومم؟» و به بستر رفت، مولانا “جواد یساری“ را به خواب دید که او نیز از جمله دنبال کنندگان صفحه اش بود و وی را خطاب قرار داد که: «یا نوید! کی هستی و چی هستی فقط خدا می دونه؟ / حل این معما من رو کرده دیوونه!».
نقل است چون وی را پرسیدند از بازی در فیلم “عصبانی نیستم“ و این که بیشتر اوقات، عصبانی است، همی گفت: «آن چشم سفیدی که بود چشمش کور / درکشور ما گشته به بینش مشهور / بیهوده کنند نام کاکا الماس / برعکس نهند نام زنگی کافور!».
پاورقی:
* به دوست کوچولوی من سلام کن!
** در سال 1398 این خبر منتشر شد که “نوید محمدزاده“ با سرمایه گذار سریال شبکه خانگی “قورباغه“ قرارداد یک ساله امضا کرده است. بر اساس این قرارداد “محمدزاده“ تا یک سال حق حضور در هیچ فیلم و تئاتری را نداشت تا عطش هواداران باعث استقبال از سریال “قورباغه“ به کارگردانی “هومن سیدی“ شود.