بیانیه جبهه اصلاحات فارغ از هر نقطه قوت و ضعفی که داشت این را هم نشان داد که تندروها نه تنها به تنظیمات کارخانه برگشتهاند بلکه به نظر میرسد که از اول هم از این تنظیمات خارج نشده بودند که اکنون بخواهند به تنظیمات برگردند.
عباس عبدی
بیانیه جبهه اصلاحات فارغ از هر نقطه قوت و ضعفی که داشت این را هم نشان داد که تندروها نه تنها به تنظیمات کارخانه برگشتهاند بلکه به نظر میرسد که از اول هم از این تنظیمات خارج نشده بودند که اکنون بخواهند به تنظیمات برگردند. در این میان جالبترین واکنشها از طرف امام جمعه تهران بود که با استفاده از ادبیاتی عجیب نشان داد که نه شأن سیاسی نماز جمعه و نه شأن عبادی و اخلاقی آن رعایت نمیشود. ایشان با عصبانیت هر چه تمامتر علیه این بیانیه با واژههایی چون «اراجیف» و «بیخود» و «عددی نیستند»! یا علیه استاندار مازندران با عباراتی تند مانند «بیخود کردی مسئولیت گرفتی»، اظهار موضع نمود. جالب است که پیشتر ناراحت بودند از این که چرا تصویر ناروایی از ایشان ارائه میشود و معتقد بودند که: “یک خط این است که سیداحمد خاتمی را یک چهره خشن و دعوایی و عبوس نشان دهند.” ولی اکنون خودشان همین گونه رفتار کردهاند.
شاید بگویند که همه اینها دشمن حکومت هستند و باید با آنان با همین زبان سخن گفت. اگر این است که؛ خوب حرفی نمیماند همین راه را بروید تا عاقبت بخیر شوید. اميدوارم که در این صورت متوجه تبعات این برداشت هم باشید. کسانی که این نیروها را هم دشمن خود بدانند، دیری نخواهد پایید که به عدد شماری دوستان خود مشغول شوند. ولی اگر این گونه فکر نمیکنید در این صورت این ادبیات نه اخلاقی و عبادی است و نه سیاسی. در واقع اگر نماز جمعه مراسمی عبادی سیاسی باشد این گفتار ناقض هر دو است و علت اصلی خلوت شدن این مراسم نیز همین است.
چرا عبادی و اخلاقی نیست. چون بکلی از گفتار اخلاقی خارج است. مضمون اخلاقی ندارد. این گفتار ناشی از حس مقتدر بود و احساس توانمندی برای منکوب کردن دیگران است. حتی در میان طرفداران خودشان هم حس اخلاقی و همدردی ایجاد نمیکند. پیشنهاد میکنم از هوش مصنوعی بپرسید که اگر بخواهید از منظر اخلاقی و تاثیرگذاری اخلاقی بر جامعه، بیانیه مزبور یا سخنان استاندار را نقد کنید چگونه باید حرف بزنید که موثر باشد؟ یقین بدانید حتی یک نمونه از این کلمات را هم به شما پیشنهاد نمیکرد. به نظر میرسد آقای احمد خاتمی بد نیست خطبههای مرحوم طالقانی را گوش کنند شاید اندکی تاثیر بپذیرند.
متاسفانه این اظهارات سیاسی هم نیست. چرا؟ گرچه خطیب نماز جمعه سعی کرده که از موضع قدرت و سیاستمدارانه سخن بگوید و در عین حال اظهاراتش جز بکار بردن کلمات تحقیرآمیز و تخفیف دیگران فاقد هر نوع استدلالی است و جز افزایش کینه و نفرت در طرفین ماجرا هیچ آورده دیگری برای عرصه سیاسی ایران ندارد، و این دقیقاً کنشی ضد سیاستمدارانه است. نه تنها ذرهای استدلال ندارد و به طرفداران وی کمکی فکری و تحلیلی نمیکند نه تنها به اندکی جذب دیگران هم کمک نمیکند بلکه موجب نفرت آنان هم میشود، و انان را به این نتیجه رهنمون میکند که حرفهای خودشان درست است.
ایدههای دیگران را با تحکم و تندی و تحقیر و برآمدن رگ گردن پاسخ نمیدهند که اگر چنین کنید بطور ضمنی پذیرفتهاید که حرفی برای زدن ندارید. بعلاوه و مهمتر از هر چیز دیگر این که با چه قدرتی میخواهید دیگران را تهدید کنید؟ آیا میتوانید مولفههای قدرت خود را برشمارید؟ مسأله اساسی این است که امروز بیش از همیشه ضعیف هستید و باید در پی جذب دیگران باشید نه این که با چنین ادبیاتی از موضع قدرت نداشته با دیگران سخن گفت.
گرچه دیگر خطبای جمعه نیز کمتر از خطیب جمعه تهران سخن نگفتند و گویی که یک دستور تهاجمی مشترک دریافت کردهاند ولی به علت بازتاب بیشتر نماز جمعه تهران فقط به سخنان ایشان پرداخته شد. امیدواریم نوبت بعد که خواستند دستور مشابهی صادر کنند حداقل چند گزاره منطقی نیز برای نقد موضوع مورد نظر خود ضمیمه کنند تا حداقل آقایان چند جمله منطقی و قابل فهم هم اظهار دارند و فقط به کلمات تهدیدآمیز و تحقیر کننده بسنده ننمایند.