فیلم کوتاه چند ویژگی دارد. زمان آن کمینه ندارد اما بیشینهاش را تا 50 دقیقه گفتهاند. هر چند که فراوانی فیلمهای کوتاهِ کمتر از 30 دقیقه به میزانی است که زمانهای بیشتر چندان به چشم نمیآیند. ویژگی دیگر، شکل آن است، که شاخ و برگ زیاد ندارد و اشخاص آن انگشتشمارند. پیچ و خمش کمتر است و انتظار داستان یا موضوعی گسترده از آن نمیرود. فیلم کوتاه «سیاهمشق» برای ساخت فیلم بلند و پلی برای رسیدن به آن نیست.
فیلم کوتاه چند ویژگی دارد. زمان آن کمینه ندارد اما بیشینهاش را تا 50 دقیقه گفتهاند. هر چند که فراوانی فیلمهای کوتاهِ کمتر از 30 دقیقه به میزانی است که زمانهای بیشتر چندان به چشم نمیآیند. ویژگی دیگر، شکل آن است، که شاخ و برگ زیاد ندارد و اشخاص آن انگشتشمارند. پیچ و خمش کمتر است و انتظار داستان یا موضوعی گسترده از آن نمیرود. فیلم کوتاه «سیاهمشق» برای ساخت فیلم بلند و پلی برای رسیدن به آن نیست. فیلم کوتاه زیر سایه کارهای بلند نیست. فشرده نیست بلکه قواره کوچک کاملی دارد. وسیله ارزانقیمت برای اثبات توانایی جهت جلب توجه سرمایهگذاران فیلم بلند هم نیست و یک نکته، امروز شغل دوم همه فیلمسازی است! بیایید با موبایل خود فیلم بسازیم! بنابراین باید میان یک فیلمساز و یک نفر که یک فیلم کوتاه جمع و جور میکند تفاوت عمیق قایل بود. سینما با دستاوردهای کوتاه در ایران و جهان آغاز شد و سپس خیلی زود کارهای بلند با زمان تا چند ساعت پدیدار شدند؛ تا امروز هم از هر دو فیلم رد پایی برجاست. اگرچه برخی فیلمهای مشهور و کوتاه تاریخ سینما شکلی کوتاه نداشتند بلکه کارهای بلندی بودند که کوتاه ساخته شده بودند، مانند «سرقت بزرگ قطار» اثر پورتر، اما پسزمینه تاریخی فیلم، فراوان فیلمسازان بزرگی را نشان میدهد که به فیلم کوتاه گرایش داشتهاند که میتوان سیاههای از این فیلمهای برجسته را فراهم کرد و نیز کتابی در بررسی آنها نوشت. فیلم کوتاه در سینمای ایران اگر چند مشکل داشته باشد یکی از آنها کمبود مخاطب است. میگویند چون مخاطب فیلم کوتاه خیلی خاص است نمیتواند با توده ارتباط برقرار کند. به دلایلی نمیتوان چنین قولی را پذیرفت. نخست درباره تماشاگر انبوه فیلمهای مستند کوتاهی که از تلویزیون پخش میشود چه میتوان گفت؟ دیگر اینکه بسیاری از فیلمهای بلند هم چنین وضعیتی دارند و نیز آنکه کم بودن بینندگان یک فیلم دلیل خاص بودن آنها نیست. اقلیت مترادف خاص نمیتواند باشد. مخاطب در جریان پخش فیلم پدیدار میشود. فیلم کوتاه در ایران نظام پخش ندارد. سالنی آنها را پیوسته پخش نمیکند. تنها جشنوارهها هستند که فیلمهای گزینش شده نمایش میدهند. پخش خانگی هم ندارد و پخش تلویزیونی هم. این روزها فیلمهای کوتاه در وبسایتها قابل پخش هستند. مردم روی صفحه تلفن و یا کامپیوتر همراه خود فیلم میبینند اما این فقط یک رفتار آسیبزاست که عارضه عصر اطلاعات و جوامع اطلاعاتی است؛ فیلم دیدن هم دیگر یک تجربه هنری نیست بلکه کسب اطلاعات است. در این صورت نیاز نیست در سالن نمایش و با احترام و آیین به تماشای یک اثر هنری نشست. وقتی فیلم کوتاه مخاطب پیدا نکرده و زمانی که پخش نمیشود پس درآمدی هم ندارد. البته در اساس فیلم کوتاه بر کسب درآمد نیست اما اگر مخاطبی تعریف شده مییافت همان درآمد اندک کفایت میکرد. چون فیلم کوتاه در زمره فیلم تجاری قرار نمیگیرد. اگر سرمایهگذاری در فیلم کوتاه یک سویه باشد، معمولا کسانی گرایش به چنین کاری خواهند داشت که فیلمساز در چهارچوب آنها کار کند و این با روح آن سازگار نیست. جملهای مانند حمایت دولتی در حد تهیهکننده نه تنها در کشور ما ممکن نیست بلکه شایسته فیلم کوتاه هم نخواهد بود. امروزه توجه به پخش، ارتباط با مخاطب، ایجاد بستر مناسب جهت تامین هزینهها و جدی گرفتن فیلم کوتاه به معنای چیزی بیش از یک تمرین و سیاه مشق بیش از گذشته احساس میشود.