فرهنگی 21 بهمن 1403 - 1 سال پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0
علیرضا بهرامی/ منتقد سینما و ادبیات

رابطه علت و معلولی سینما و ادبیات

هر چند جذابیت سینما همیشه متکی به تصویر بوده است اما این جاذبه بی‌ارتباط با نگارش و داستان‌پردازی نبوده است. این رسانه به همراه تلویزیون نتوانستند جایگزین کتاب شوند چون حتی برنامه‌های رادیویی هم نیازمند متن هستند. در این میان سینما بیش از همه به قصه متکی است و ارتباط آن با ادبیات داستانی نمی‌تواند حتی در فاصله باشد، چه رسد به این‌که ارتباطش قطع شود.

علیرضا بهرامی

هر چند جذابیت سینما همیشه متکی به تصویر بوده است اما این جاذبه بی‌ارتباط با نگارش و داستان‌پردازی نبوده است. این رسانه به همراه تلویزیون نتوانستند جایگزین کتاب شوند چون حتی برنامه‌های رادیویی هم نیازمند متن هستند. در این میان سینما بیش از همه به قصه متکی است و ارتباط آن با ادبیات داستانی نمی‌تواند حتی در فاصله باشد، چه رسد به این‌که ارتباطش قطع شود. بسیاری از سینماگران و بازیگران در پاسخ به این سوال که چرا در این سال‌ها فیلم نساخته‌اید؟ تاکید دارند که فیلمنامه خوبی به دست شان نرسیده است. اگر این پاسخ، یک بهانه برای رفع مسئولیت نباشد، گویای این است که ما در ابتدایی‌ترین گام‌های ساخت یک فیلم هم بر این باوریم که فیلم خوب را فیلمنامه خوب می‌سازد و همان اصول و تکنیک‌هایی که در داستان‌نویسی به کار می‌روند، در فیلمنامه‌نویسی هم استفاده می‌شود. شاید فرم ارائه آن با هم متفاوت باشد ولی در نهایت دیالوگ‌های فیلمنامه، بسان اجزای داستان عمل می‌کنند.
وابستگی بنیادین بین سینما و ادبیات همواره بوده و هست و سابقه نشان داده است که هر گاه ما دوره داستان‌نویسی خوبی داشته‌ایم، توانسته‌ایم فیلم‌های موقر و آبرومندی تولید کنیم. در تاریخ فرهنگ و ادبیات ما، داستان‌نویسی به شکل مکتوب جایگاه ریشه‌ای ندارد و ما جزء آن دسته از ملت‌هایی هستیم که در سده اخیر به سمت نوشتن داستان‌های مکتوب روی آورده‌ایم و ادبیات مکتوب ما پیش از این در قالب شعر بوده است و حتی روایات داستانی‌مان هم در قالب منظومه‌ها ثبت شده‌اند. به همین دلیل تاریخی، داستان‌نویسی ما روند شاخصی را طی نکرده و همواره دچار دنباله‌روی بوده‌ است، در نتیجه فیلم‌های ما از ضعف تالیف رنج برده‌اند. ضعف تالیف هم در مقوله نگارش دیالوگ‌ها و هم در مقوله ساخت موقعیت‌ها.
سینمای ما در یک رابطه علت و معلولی، تابع حوزه ادبیات و داستان‌نویسی‌مان بوده است و می‌توان گفت که در نتیجه ضعف داستان‌نویسی، سینمای ما نتوانسته است آن چنان که باید نمود پیدا کند و از طرفی سینمای ما هم نتوانسته موجب ارتقای داستان‌نویسی کشورمان شود. سینمای ما با وجود پشتوانه فرهنگی قابل توجه (که به واسطه موج نو سینما که در دهه‌های 40 و 50 شکل گرفت توسط طبقه اندیشمندی که وارد حوزه سینما شدند و همچنین در اواخر دهه 60 که نگاه‌ متفاوتی داشت وسینمای ما را در دنیا مطرح کرد) به داستان‌هایی که ریشه‌های داستانی داشتند و توسط یک داستان‌نویس نوشته شده بودند یا اقتباسی از یک داستان ادبی بودند، متکی شد.
در حال حاضر هم اگر حال سینمای ما خوب نیست، یکی از دلایلش این است که در دهه‌های اخیر فضای داستان‌نویسی ما آن رونقی را که در دوره‌های قبل‌تر داشت، ندارد و نتوانسته آن رونق را تکرار کند. این وضعیت خودبه‌خود بر ساحت سینمای ما اثر گذاشته است. با نگاهی به فیلم‌هایی موفقی که اخیرا اکران شده‌اند، خواهیم دید که این فیلم‌ها از دورن‌مایه داستانی خوبی برخوردارند.
اگر سینمای ما بخواهد در مسیر رشد پیش برود و چند درجه بالاتر از دهه‌های قبلی خود قرار بگیرد، لازم است که زایش‌های جدیدی در حوزه ادبیات و داستان‌نویسی‌مان صورت بگیرد و به بلوغ برسد.

نویسنده
سحر شمخانی
مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *