فرهنگی 12 اسفند 1403 - 1 سال پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0
مصطفی رحیم‌پور

سحری‌خوانی در شور و دشتی اجرا می‌شود

اکنون که امکانات بسیار زیاد شده است اما در آن زمان و پیش از اینکه ردیف‌های آوازی مدون شود لهجه‌های موسیقی بسیار فرق می‌کرد.

سحری خوانی

اکنون که امکانات بسیار زیاد شده است اما در آن زمان و پیش از اینکه ردیف‌های آوازی مدون شود لهجه‌های موسیقی بسیار فرق می‌کرد.
مثلا در جایی خودم شاهد بوده‌ام که یک سحری‌خوان در تالار شمالی خانه‌اش نیمه‌شب با یک فانوس می‌نشست و با ریش سفید و چهره آفتاب سوخته زمزمه می‌کرد و از خداوند طلب مغفرت و بخشش می‌کرد و می‌گفت: «خدیا ببخش و طاعاتم را قبول کن.» یا می‌گفت: «توبه‌کارم توبه‌کارم/ عقوبتت را طاقت ندارم/ خدایا موسفید رو سیاهم.» یا چنین می‌خواند: «سحر برخیز عبادت بر خدا کن/ اگر قرض خدا داری ادا کن.»
اینها را آن زمان با آهنگ مخصوص خودشان می‌خواندند اما امروزه به گونه دیگری اجرا می‌شوند. شیوه‌هایی که آن زمان اجرا می‌کردند بسیار زیبا و ساده بود و اگر کسی آنها را می‌شنید خودبه‌خود به سمت توبه و استغفار سوق پیدا می‌کرد.
مثلا این شعر را به آواز می‌خواندند: «اگر خواهی محمد را ببینی/ نظر بر کشتگان کربلا کن» یا «مرا ورد زبان غیر از علی نیست/ مرا آرام جان غیر از علی نیست/ به هر شهری بود اسمی و رسمی/ به شهر شیعیان غیر از علی نیست.»
در گیلان سحری‌خوانی را همیشه در دستگاه‌های شور و دشتی اجرا می‌کردند و البته مناجات‌های سحر را هم در همان راستا در ابوعطا می‌خواندند که به نوعی ادامه شور و دشتی محسوب می‌شود.
البته دیده شده است که بیات ترک هم خوانده‌اند و هم بیات ترک و هم ابوعطا هر دو از فرزندان شور هستند. این مناجات‌ها گاهی مشاهده شده است که از حالت عاجزانه خارج شده و شکل حماسی و رجز‌خوانی به خود گرفته است.
در همان زمان آنها که سواد قرآنی داشتند و به موسیقی هم مسلط بودند قرآن را در مایه حجاز می‌خواندند. بیشتر تقاضاها از خداوند اما در دستگاه شور و دشتی‌خوانده می‌شده است که با دوبیتی‌های چارواداری و دیلمانی همراه بوده است.
اینها که گفتم درباره شرق گیلان بود. در مرکز گیلان هم همین ابیات را با آهنگ‌های دیگری در همان شور و دشتی می‌خواندند مثل دوبیتی‌های دیلمان که این‌چنین هستند: «اوستا کریم که تی دامت بمیرم/ نهار و شام همه‌ش به یاد تی‌ام/ تی و اون نهار و شام رِ بمیرم/ زمین سفره، آسمان بام منه/ تی اون سفره و بام رِ بمیرم/ تمام قرآن همه تیِ کلامه/ تی اون کجیر کلام رِ بمیرم/ تی اون مهربانی بهترین مرامه/ تی نازنین مرام رِ بمیرم.»
آنها که سواد قرآنی داشتند هم مناجات‌های عربی را وقت سحر می‌خواندند اما الان به علت این که رادیو و تلویزیون هست دیگر متداول نیستند و اینها با یکدیگر قابل مقایسه نیستند.
امروزه دیگر از آن ایمانی که آن زمان با خواندن زنده این آوازها تقویت می‌شد دیگر خبری نیست و باید باور کنیم که بدون این آیین‌ها و بدون آن ایمان انسان سرگردان می‌شود.
سابق بر این مردم در عین گرفتاری‌ها، بدبختی‌ها و نابهنجاری‌ها بسیار محکم ایمان خودشان را نگه می‌داشتند. امروزه تصور می‌شود روزه گرفتن فقط همین است که نهار نخوریم اما درست این است که نخست چشم و دهان ما روزه باشند بعد اگر توانستیم لقمه‌ای هم ذخیره کنیم برای مستمندان بسیار خوب است. اکنون به این شکل شده است که نهار نمی‌خوریم اما بعد از افطار چندین برابر همیشه می‌خوریم و تازه از خدا طلبکار هم هستیم.

نویسنده
سحر شمخانی
مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *