گفتوگوهای روز جمعه میان جمهوری اسلامی ایران و سه کشور اروپایی عضو برجام (فرانسه، آلمان و انگلیس) در کنسولگری ایران در استانبول، در شرایطی برگزار شد که منطقه غرب آسیا شاهد یکی از حساسترین دورههای خود طی سالهای گذشته است. این نخستین دیدار چهرهبهچهره ایران و اروپا پس از تجاوز ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران و حمله مستقیم به تأسیسات و زیرساختهای کشور ماست. در حالیکه ایران تحت فشار چندجانبه سیاسی، امنیتی و اقتصادی قرار دارد، انتخاب مسیر گفتوگو بار دیگر نشان داد که جمهوری اسلامی ایران همچنان به اصل دیپلماسی، تعامل سازنده، و حلوفصل مسالمتآمیز اختلافات پایبند است.
مریم احمدی
روزنامه نگار
گفتوگوهای روز جمعه میان جمهوری اسلامی ایران و سه کشور اروپایی عضو برجام (فرانسه، آلمان و انگلیس) در کنسولگری ایران در استانبول، در شرایطی برگزار شد که منطقه غرب آسیا شاهد یکی از حساسترین دورههای خود طی سالهای گذشته است. این نخستین دیدار چهرهبهچهره ایران و اروپا پس از تجاوز ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران و حمله مستقیم به تأسیسات و زیرساختهای کشور ماست. در حالیکه ایران تحت فشار چندجانبه سیاسی، امنیتی و اقتصادی قرار دارد، انتخاب مسیر گفتوگو بار دیگر نشان داد که جمهوری اسلامی ایران همچنان به اصل دیپلماسی، تعامل سازنده، و حلوفصل مسالمتآمیز اختلافات پایبند است.
درواقع باید گفت جمهوری اسلامی ایران با اعزام دو چهره ارشد دیپلماسی خود ـ کاظم غریبآبادی و مجید تختروانچی ـ به این نشست، نشان داد که حتی در شرایط فشار حداکثری و حمله نظامی مستقیم، حاضر به کنار گذاشتن دیپلماسی نیست. چنین رویکردی، در تاریخ سیاست خارجی معاصر، نشانهای از قدرت نرم و عقلانیت راهبردی است؛ چیزی که در ادبیات سیاسی آن را «اقتدار همراه با خویشتنداری» مینامند.
* استمرار دیپلماسی در سایه بیعملی غرب
جمهوری اسلامی ایران از زمان امضای توافق هستهای (برجام) در سال ۲۰۱۵، همواره پایبندی خود به مفاد توافق را نشان داده است. آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز در بیش از ۱۵ گزارش رسمی خود، پایبندی ایران به تعهداتش را تأیید کرده است. در مقابل، خروج یکجانبه آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ و ناتوانی اروپا در جبران آثار این خروج، نشان داد که طرفهای غربی از اراده کافی و استقلال عمل برای اجرای تعهدات خود برخوردار نیستند.
با وجود این شرایط، اما ایران برای مدت طولانی به تعهدات خود ادامه داد.
برخلاف تبلیغات رسانههای غربی و تحلیلهای مغرضانه، واقعیت روشن این است که ایران هیچگاه آغازگر جنگ نبوده است. در ماجرای اخیر، هنگامی که ایران، مشغول رایزنیهای دیپلماتیک با طرفهای غربی در مسیر احیای برجام و حلوفصل بحران تحریمها بود، اسرائیل در یک اقدام آشکار علیه امنیت ملی ایران، خاک کشورمان را هدف حمله قرار داد.
اقدامی که نهتنها زیر پا گذاشتن تمام اصول و قواعد حاکم بر روابط بینالملل بود، بلکه عملاً پروژه دیپلماسی را در معرض فروپاشی قرار داد. در چنین شرایطی، ایران با درکی عمیق از ضرورت حفظ ثبات منطقهای، ترجیح داد پاسخش را متوازن، دقیق و در چارچوب دفاع مشروع بدهد و در عین حال، مسیر مذاکره و دیپلماسی را نیز نبندد.
در همین چارچوب، حضور ایران در استانبول برای گفتوگو را نمیتوان امری تصادفی یا صرفاً دیپلماتیک تلقی کرد. این اقدام حامل این پیام روشن است که ایران هیچگاه راه دیپلماسی را نبسته و حتی در بحرانیترین لحظات، آماده مذاکره برای رفع سوءتفاهمها و رسیدن به راهحلهای عملی است.
* ابعاد امنیتی گفتوگو پس از تجاوز اسرائیل
نکته کلیدی و بسیار مهم این دور از مذاکرات، برگزاری آن پس از جنگ ۱۲ روزه تحمیلی رژیم صهیونیستی علیه ایران است؛ جنگی که با حملات مستقیم به تأسیسات نظامی و غیرنظامی کشور، نقض آشکار حقوق بینالملل و نادیده گرفتن اصول منشور سازمان ملل همراه بود. این حمله در حالی رخ داد که ایران در حال مذاکره غیرمستقیم با آمریکا از طریق دیگر کشورها بود.
بهعبارتدیگر، جمهوری اسلامی ایران قربانی نقض دیپلماسی شد؛ در حالیکه خود متعهد به مسیر مذاکره بود. این نکته بار دیگر ثابت کرد که ایران نهتنها آغازگر هیچ جنگی نبوده، بلکه حتی در مواضع دفاعی خود نیز با خویشتنداری عمل کرده است تا امکان حل بحران از راههای دیپلماتیک فراهم شود.
در این چارچوب، موضع قاطع دکتر غریبآبادی در انتقاد از سکوت اروپا در برابر تجاوز اخیر علیه مردم ایران، بخشی از دیپلماسی فعال و اصولی جمهوری اسلامی است که از حقوق مشروع خود دفاع میکند بدون آنکه به دام اقدامات هیجانی یا ماجراجویانه بیفتد.
* نقش اروپا؛ از ادعا تا واقعیت
اروپا همواره تلاش کرده در بحران هستهای ایران خود را بازیگری مستقل از آمریکا معرفی کند. اما در حقیقت، عملکرد اروپا چیزی جز تعلل، مصلحتاندیشی و ترجیح منافع فراآتلانتیکی بر تعهدات برجامی نبوده است. سازوکار “اینستکس”، ناتوانی در رفع تحریمها و سکوت در برابر اقدام تروریستی آمریکا در ترور سردار شهید قاسم سلیمانی، همگی نشانههای این بیعملی هستند.
در مذاکرات استانبول، ایران صراحتاً به اروپا یادآور شد که ادامه این روند نهتنها بیثمر است، بلکه منجر به کاهش بیشتر اعتبار اروپا در عرصه دیپلماسی بینالمللی خواهد شد. طرح موضوع “اسنپبک” توسط کشورهای اروپایی نیز، در شرایطی که طرف متخلف اصلی ایالات متحده بوده، نشانه دیگری از رویکردی ناعادلانه و غیراصولی غرب است که ایران آن را با استدلال حقوقی رد کرده است.
* مضامین کلیدی نشست استانبول
براساس بیانیه منتشرشده از سوی کاظم غریبآبادی، نشست استانبول شامل محورهای زیر بوده است:
ـ بررسی تحولات لغو تحریمها: ایران بارها اعلام کرده است که بازگشت به تعهدات کامل، تنها در صورت رفع مؤثر تحریمها ممکن است. هدف از برجام، بهرهمندی اقتصادی ایران بود، نه صرفاً نظارت فنی آژانس.
ـ موضوعات هستهای: جمهوری اسلامی ایران تاکید کرده است که فعالیتهای هستهایاش صرفاً صلحآمیز بوده و باقی خواهد ماند. هرگونه اتهامزنی یا اقدام سیاسی، بدون پشتوانه فنی، مشروعیت ندارد.
ـ انتقاد از رویکرد اروپا نسبت به تجاوز اسرائیل: مهمترین پیام سیاسی نشست، نکوهش جدی مواضع اروپا در برابر تجاوز اخیر اسرائیل به خاک ایران بود. این نکته به روشنی نشان داد که ایران با دیپلماسی بیگانه نیست، اما از مواضع اصولی و منافع حیاتیاش نیز کوتاه نخواهد آمد.
ـ ادامه رایزنیها: توافق بر ادامه گفتوگو، بیانگر این نکته مهم است که همچنان روزنهای برای حل اختلافات باقی مانده است و ایران آماده است با منطق، عقلانیت و حقوق بینالملل مسیر گفتوگو را ادامه دهد.
* دیپلماسی فعال در برابر سیاست فشار
با توجه به مجموع تحولات، روشن است که ایران با درک درست از فضای بینالمللی و با تکیه بر دیپلماسی فعال، عزتمحور و اصولی، تلاش دارد از هزینههای درگیری نظامی بکاهد و همزمان از منافع راهبردی خود در منطقه و در برابر غرب دفاع کند. این یک انتخاب استراتژیک، هوشمندانه و متوازن است.
برخلاف تصویرسازیهای رسانهای برخی جریانهای غربی که ایران را کشوری منزوی معرفی میکنند، واقعیت نشان میدهد که جمهوری اسلامی ایران در تعامل مستمر با کشورهای منطقه، سازمانهای بینالمللی و حتی طرفهای اروپایی و آمریکایی است. سیاست خارجی ایران نه بر طرد تعامل، بلکه بر حفظ استقلال، عزت و منافع ملی استوار است.
* مسیر درست در عین واقعگرایی
مذاکرات استانبول نشان داد که جمهوری اسلامی ایران حتی در شرایط سخت، باز هم اولویت را به مذاکره و منطق میدهد. این درسی است هم برای منطقه و هم برای قدرتهای جهانی که تهران نهتنها اهل گفتوگوست، بلکه از منظر حقوقی، اخلاقی و سیاسی نیز در موضع برتر قرار دارد.
دولتهای اروپایی باید بدانند که بدون درک واقعی از تحولات منطقه و احترام به حقوق مشروع ایران، امکان بازگشت به توافق جامع و پایدار وجود ندارد. ایران کشوری با ظرفیت بالا، تاریخ تمدنی عمیق و ملتی مقاوم است که همواره از دیپلماسی حمایت کرده، اما تحمیل را نمیپذیرد.
با ادامه گفتوگوها، چنان چه طرف اروپایی ارادهای برای اجرای تعهدات واقعی از خود نشان دهد، هنوز فرصت برای احیای توافق و کاهش تنشها باقیست. در غیر اینصورت، ایران مسیر مقاومت فعال، توسعه داخلی و گسترش همکاریهای منطقهای و آسیایی را با سرعت بیشتری دنبال خواهد کرد.
پرواضح است که ایران نه آغازگر جنگ بوده و نه ناقض تعهدات؛ بلکه حامی واقعی دیپلماسیست و بارها در عمل نیز نشان داده است. مذاکرات استانبول، جلوهای دیگر از عقلانیت در سیاست خارجی ایران بود که ضمن دفاع از منافع ملت، راه تعامل را نیز باز نگهداشت.
نکته کلیدی این است که اکنون توپ در زمین اروپا قرار دارد. سه کشور انگلیس، فرانسه و آلمان اگر خواهان حفظ برجام یا حتی بازتعریف یک چارچوب همکاری جدید هستند، باید از سیاستهای دوگانه خارج شوند و نشان دهند که ارادهای مستقل از واشینگتن و تلآویو دارند.