کد خبر : 451293 تاریخ : ۱۴۰۰ سه شنبه ۲۰ مهر - 10:48
توسط انتشارات پیدایش رمان‌ژانرِ «آدمک‌باز» منتشر شد رمان «آدمک‌باز» نوشته علیرضا برازنده‌نژاد توسط انتشارات پیدایش منتشر و راهی بازار نشر شد.

نوآوران آنلاین-رمان «آدمک‌باز» نوشته علیرضا برازنده‌نژاد به‌تازگی توسط انتشارات پیدایش منتشر و راهی بازار نشر شده است. این‌کتاب برای مخاطبان بالای ۱۶ سال نوشته شده و یکی از عناوین مجموعه «ادبیات ژانری» است که پیدایش منتشر می‌کند.

نشر پیدایش سال ۹۷ چاپ مجموعه‌ای برای بزرگسالان، تحت عنوان «ادبیات ژانری» را آغاز کرد که اولین عنوان آن با نام «گریخته» (شامل ۷ داستان درباره مرگ) چاپ شد.

در داستان «آدمک‌باز»، مردی ۴۰ ساله حضور دارد که عاشق بازی‌کردن است و بازی‌هایش را هم خودش طراحی می‌کند. این‌بازی‌ها قانون دارند اما حد و مرز نه! این‌مرد بی‌مرزی این‌بازی‌ها را وقتی متوجه می‌شود که آواره کشورها و شهرهای مختلف می‌شود. او آواره و دربه‌در شده تا راهی برای پایان بازی‌اش پیدا کند.

نکته مهم درباره بازی آخر شخصیت اصلی داستان «آدمک‌باز» این است که او تنها بازیکن بازی‌اش نیست بلکه دیگرانی هم هستند که رقیب یا نفوذی‌اند و در جهان بازی او سرگردان شده‌اند. اما مساله این‌جاست که سرنخ اصلی بازی را موجودی دیگر در جهانی دیگر به دست گرفته که خیالاتی جدا از خیالات شخصیت اصلی قصه دارد و بازی را به خواست خودش جلو می‌برد...

رمان «آدم‌باز» در ۲۷ فصل نوشته شده که عناوین‌شان به این‌ترتیب است:

«بزن بریم!»، «کیلومترها را بشمار»، «قاپ‌زنی»، «ماموریتِ شیشه»، «بابا»، «پسرم»، «شنل»، «آدمکی که خودش می‌آید توی کتابخانه»، «بندرِ طوفان‌زده»، «چندلحظه استراحت»، «تن به تن، تک به تک»، «بزن به شهر»، «تازه‌کار»، «آدمک، آدم و ... برعکس»،‌ «موتورخانه»، «نقشه»، «آدم به دوستش قرض می‌ده»، «اولین پیراشکیِ بارسلونا»، «خدمات هتل»، «عکس‌اندازی»، «تیغ‌زن»، «کش»، «نکن!»، «برخورد اول»،‌ «تعقیب کوتاه»، «انتظار» و «نمی‌ریم؟»

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

هانی که از دم در جلوتر نرفته بود، بدون اینکه برگردد _ نمی‌توانست چشم از اسکیمو بردارد _ دستش را عقب برد و دستگیره را آن‌قدر چرخاند تا از آن زاویه بتواند بازش کند.

«ببخشید.»

فقط صدا را از پشت سرش می‌شنید.

«ببخشید.»

که صدای باوقار یک مرد جاافتاده بود.

«ببخشید آقا.»

صدای مردی که در عین وقار، عجله دارد و محتاط هم هست. هانی هنوز نگاهش نکرده بود. انگار اول می‌خواست بفهمد که صدای مردِ پشت سرش چقدر به اسکیموی جلو رویش می‌آید.

«آقا ببخشید، من باید آدمکمو ببرم.»

و قبل از اینکه هانی رویش را کامل برگردانده باشد، مرد آمدی توی اتاق و از کنار هانی گذشت.

مردی بود با قامت متوسط، یک کت و شلوار توسی تمیز، موهای شانه‌کرده _ موهایش فقط کمی از هانی بیشتر بود _ و یک سبیل نازک. یک مربع کوچک را هم به شکل عمود، کف دستش نگه داشته بود.

«من فقط همین یک آدمک رو دارم.»

این‌کتاب با ۱۴۴ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۳۹ هزار تومان منتشر شده است.