
تهدید دونالد ترامپ، رئیسجمهور فعلی آمریکا، مبنی بر اعمال تعرفههای ثانویه ۱۰۰ درصدی بر کشورهایی که همچنان به خرید نفت روسیه ادامه میدهند، در ظاهر اقدامی قاطعانه در جهت فشار حداکثری علیه مسکو بهنظر میرسد. اما با نگاهی دقیقتر به واقعیتهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی، بهسختی میتوان این تهدید را جدی و قابل اجرا دانست. آنچه در عمل مشاهده میشود، بیشتر شبیه به یک مانور سیاسی برای تحت فشار قرار دادن روسیه و تحریک افکار عمومی داخلی آمریکاست تا سیاستی مؤثر و قابل دوام در صحنه بینالملل.
مترجم: سارا فراهانی
تهدید دونالد ترامپ، رئیسجمهور فعلی آمریکا، مبنی بر اعمال تعرفههای ثانویه ۱۰۰ درصدی بر کشورهایی که همچنان به خرید نفت روسیه ادامه میدهند، در ظاهر اقدامی قاطعانه در جهت فشار حداکثری علیه مسکو بهنظر میرسد. اما با نگاهی دقیقتر به واقعیتهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی، بهسختی میتوان این تهدید را جدی و قابل اجرا دانست. آنچه در عمل مشاهده میشود، بیشتر شبیه به یک مانور سیاسی برای تحت فشار قرار دادن روسیه و تحریک افکار عمومی داخلی آمریکاست تا سیاستی مؤثر و قابل دوام در صحنه بینالملل.
* سابقه تهدیدهای مشابه ترامپ و بیاثر بودن آنها
تهدید اخیر ترامپ علیه خریداران نفت روسیه بیسابقه نیست. او پیشتر نیز در مارس سال جاری تهدید مشابهی علیه کشورهایی که نفت ونزوئلا را خریداری میکنند مطرح کرده بود؛ اما این تهدید هرگز به مرحله اجرا نرسید. با وجود افزایش صادرات نفت ونزوئلا، هیچ تعرفه یا تحریم ثانویهای اعمال نشد. این سابقه ناکامی، باعث شده بسیاری از تحلیلگران و بازیگران بازار انرژی، تهدید فعلی ترامپ را نیز چندان جدی نگیرند.
* فشارهای تورمی و دغدغههای انتخاباتی
اعمال تعرفههای سنگین بر خریداران نفت روسیه میتواند به افزایش بهای جهانی نفت منجر شود. چنین افزایش قیمتی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، پیامدهای اقتصادی و سیاسی سنگینی برای ترامپ خواهد داشت. از آنجا که افزایش بهای سوخت مستقیماً بر تورم و نارضایتی عمومی تأثیرگذار است، بعید است تیم ترامپ دست به اقدامی بزند که در نهایت به ضرر موقعیت انتخاباتی او تمام شود. در واقع، اولویت ترامپ در شرایط فعلی، حفظ ثبات اقتصادی داخلی و جلب حمایت طبقات متوسط و پایین جامعه آمریکاست که عمدتاً از افزایش قیمت بنزین و انرژی ضربه میخورند.
* ناکارآمدی ابزار تحریم ثانویه
بر اساس تحلیلهای کارشناسان حوزه انرژی، ابزار تحریم ثانویه، بهویژه در حوزه نفت، کارایی محدودی دارد. کشورهای واردکننده، بهویژه چین و هند، راهکارهای مؤثری برای دور زدن تحریمهای آمریکا پیدا کردهاند. تجربه صادرات نفت ونزوئلا به چین که تحت عنوان “نفت برزیل” صورت گرفته، نشان میدهد که در عصر جدید، اراده آمریکا برای کنترل بازارهای جهانی انرژی، با مقاومت فزایندهای روبهروست. کشورهای بزرگ مصرفکننده به راحتی حاضر نیستند امنیت انرژی خود را فدای سیاستهای فشار واشنگتن کنند.
* مقاومت کشورهایی نظیر چین و هند
چین و هند به عنوان بزرگترین مشتریان نفت روسیه، بارها تأکید کردهاند که سیاست خارجی خود را بر مبنای منافع ملیشان میسازند، نه منویات دولت آمریکا. گزارشها نشان میدهد که واردات نفت روسیه به هند نه تنها کاهش نیافته، بلکه نسبت به سال گذشته اندکی افزایش نیز یافته است. شرکتهای بزرگ پالایشگاهی هندی نظیر «ریلاینس اینداستریز» و «نایارا انرژی» بخش عمدهای از واردات خود را از روسیه انجام میدهند. مقامات هندی نیز صراحتاً اعلام کردهاند که در صورت اختلال در تامین نفت روسیه، منابع جایگزین در اختیار دارند، اما فعلاً هیچ نیازی به ترک تجارت با روسیه نمیبینند.
*واقعیتهای اقتصادی جهانی؛ بازار جایگزین وجود ندارد
بازار انرژی جهانی، بازاری محدود با بازیگران مشخص و منابع متناهی است. حذف بیش از ۴.۵ میلیون بشکه نفت روسیه از بازار جهانی، نه تنها باعث افزایش شدید قیمت نفت خواهد شد، بلکه ممکن است اقتصاد جهانی را به سمت رکود سوق دهد. در شرایطی که جهان هنوز از تبعات اقتصادی همهگیری کووید ۱۹ و درگیریهای ژئوپلیتیکی دیگر خارج نشده، چنین اقدامی بسیار پرریسک و حتی غیرمسئولانه به نظر میرسد.
* شکاف در ساختار قدرت آمریکا و محدودیتهای داخلی ترامپ
ترامپ در حال حاضر اکثریت قاطعی در مجلس نمایندگان و سنا در اختیار ندارد. این واقعیت، قدرت مانور اجرایی او را بهشدت کاهش داده است. اعمال تحریمهای جدید، بهویژه از نوع ثانویه که شامل جریمه کشورها و شرکتهای خارجی میشود، نیازمند حمایت گستردهای در سطوح مختلف حکومتی است. بدون اجماع داخلی، اجرایی کردن چنین سیاستهایی نه تنها دشوار، بلکه حتی خطرناک خواهد بود.
* بیش از آن که یک سیاست باشد، ابزاری تبلیغاتی است
با در نظر گرفتن تمام موارد بالا، میتوان نتیجه گرفت که تهدید ترامپ علیه خریداران نفت روسیه بیشتر کارکرد تبلیغاتی دارد تا عملیاتی. این اظهارات در واقع با هدف القای تصویر یک رئیسجمهور مقتدر و در کنترل اوضاع طراحی شدهاند تا افکار عمومی آمریکا را نسبت به توانایی دولت در مهار بحرانهای جهانی اقناع کنند. اما واقعیتها در عرصه دیپلماسی بینالملل نشان میدهد که ترامپ از ابزار کافی برای پیشبرد این سیاست برخوردار نیست.
تهدید اعمال تعرفه ۱۰۰ درصدی بر کشورهایی که به خرید نفت از روسیه ادامه میدهند، اگرچه در ظاهر یک موضعگیری سختگیرانه از سوی دولت ترامپ تلقی میشود، اما در عمل به دلایل متعدد از جمله فشارهای اقتصادی داخلی، فقدان اجماع بینالمللی، مقاومت کشورهای کلیدی نظیر چین و هند و ناکارآمدی تاریخی تحریمهای مشابه بعید به نظر میرسد که به مرحله اجرا برسد. ترامپ و تیم او به خوبی میدانند که در بازی پیچیده ژئوپلیتیک انرژی، نمایش قدرت نباید به قیمت بیثباتی داخلی و رکود جهانی تمام شود. بنابراین، بهجای آنکه این تهدید را جدی بگیریم، باید آن را بخشی از استراتژی تبلیغاتی و فشار روانی دولت آمریکا بدانیم که بیش از هر چیز، برای مصرف داخلی و تاثیرگذاری در مبارزات انتخاباتی طراحی شده است.
در نهایت، جهان بهویژه کشورهای جنوب جهانی به سطحی از بلوغ رسیدهاند که بتوانند فشارهای سیاسی آمریکا را مدیریت کرده و سیاستهای انرژی خود را مستقلانه ادامه دهند. در این میان، کاهش اعتماد عمومی به ابزارهای فشار واشنگتن، پیامد راهبردهای افراطی و ناکارآمدی است که سالهاست به جای دیپلماسی سازنده، تحریم و تهدید را در اولویت قرار دادهاند.