
این طور که آمارهای رسمی نشان میدهند، ورودی آب به مخازن پایتخت نسبت به سال گذشته به شدت کاهش یافته و موجودی سدها تنها بخش ناچیزی از ظرفیت خود را در اختیار دارند. به بیان ساده، اگر بارانی در هفتههای آینده نبارد، تهران با سختترین روزهای تأمین آب طی تاریخ حیات خود رو به رو خواهد شد.
آرزو قادری
تهران امروز، بیش از هر زمان دیگری تشنه است و سایه کم آبی بر سر پایتخت سنگینی می کند.
با این که در اواسط فصل پائیز به سر می بریم؛ اما همچنان شاهد قطرهای باران نبوده ایم. اغراق نکرده ایم اگر اذعان داشته باشیم که سال ها ساخت و ساز بی برنامه در تهران و مصرف بی محابای منابع آبی، رگهای آبی پایتخت را خشک کرده است.
سدهای تهران، اکنون خالی تر از همیشه هستند و مسئولان، مهاجرت از تهران و صرفه جویی را تنها راه عبور از معضل کم آبی مطرح می کنند؛ اما آیا واقعاً کوچ از پایتخت، تنها راه رفع مشکل کمآبی است؟
مگر می توان نبود مدیریت صحیح را با مهاجرت از یک شهر به شهری دیگر جبران کرد؟ طبیعتاً کوچ از تهران به دیگر شهرها نیز موجب تسرّی مشکل کم آبی به شهرهای مهاجرت شده می شود. پس نمی توان مهاجرت را تنها راهکار اصلی رفع این معضل دانست.
در شرایطی که تمرکز و تجمیع بسیاری از امکانات در پایتخت است و مردم دیگر شهرها برای دسترسی به امکانات تحصیلی، درمانی، شغلی و … مجبور به مهاجرت به تهران هستند، طبیعی است که این کلانشهر هر روز بزرگتر و پر جمعیتتر از قبل شود؛ این سؤال مطرح است که آیا منابع انرژی نیز به تناسب این رشد جمعیت، به پایتخت افزایش یافتهاند؟
بدون شک، مردم عامل کاهش ذخایر آبی سدها نیستند، بلکه سال ها سوء مدیریت در منابع انرژی و غفلت از “مدیریت پایدار آب”، علت اصلی بروز معضل کم آبی فعلی است.
این روزها شاهد افت فشار در ساعتهای پایانی شب هستیم. این وضعیت نه فقط نتیجه کاهش بارش ها، بلکه نشانه آشکار شکاف عمیق میان منابع موجود و مصرف است.
اکنون به وضوح بر همگان روشن است که سال ها سوء مدیریت در تمامی زمینه ها موجب شده تا در شرایط کنونی با ناترازی منابع انرژی مواجه باشیم و متأسفانه مسئولان همچنان مردم را متهم ردیف اول این ناترازی می دانند.
این طور که آمارهای رسمی نشان میدهند، ورودی آب به مخازن پایتخت نسبت به سال گذشته به شدت کاهش یافته و موجودی سدها تنها بخش ناچیزی از ظرفیت خود را در اختیار دارند. به بیان ساده، اگر بارانی در هفتههای آینده نبارد، تهران با سختترین روزهای تأمین آب طی تاریخ حیات خود رو به رو خواهد شد.
نه تنها تهران، بلکه بسیاری از شهرهای ایران همچون اصفهان، کرمان و خراسان نیز درگیر خشکسالیاند. از دریاچه ارومیه تا زاینده رود اصفهان، همه روایت یک داستاناند و آن، داستان مدیریت ناصحیح، بی توجهی و فرسایش تدریجی منابع طبیعی است؛ اما پایتخت طبیعتاً به دلیل شبکه فرسوده انتقال و به واسطه جمعیت زیاد و طبیعتاً مصرف بالای آب متحمل وضعیت پیچیدهتری است.
بنا بر اعلام شرکت آب منطقهای تهران، ورودی آب به سدهای پایتخت نسبت به سال گذشته ۴۳ درصد کاهش یافته و اکنون تنها ۱۴ میلیون مترمکعب آب در پشت سد امیرکبیر ذخیره است؛ یعنی فقط 8 درصد ظرفیت این سد. این ارقام به زبان ساده یعنی دیگر آبی در دسترس نیست و چنین آماری فقط هشدار ساده نیست، بلکه فریادی است که باید شنیده شود و هر چه سریع تر علاج گردد.
پر واضح است خشکسالی، واقعیتی اقلیمی نیز هست؛ اما هم اکنون نبود مدیریت صحیح آن را به یک بحران بدل کرده است؛ بحرانی که نمی توان آن را نتیجه کاهش بارش ها دانست و باید ریشه آن را در سالها برداشت بی رویه، عدم توسعه سامانه های آبیاری، شبکه فرسوده انتقال، توسعه نامتوازن، عدم اصلاح الگوی کشت سنتی محصولات کشاورزی در اطراف تهران – و نیز ایران عزیز – و در مجموع ضعف مدیریت منابع آبی دانست.
در حالیکه کشورهای خشک منطقه مانند امارات و عربستان با توسعه فناوری های خود امکان غلبه بر کم آبی را فراهم کرده اند؛ در ایران تنها عامل بروز بحران کم آبی را همچنان مصرف بالای مردم می دانیم و صرفه جویی و کاهش فشار آب و بعضاً قطع آب در برخی ساعات روز را راه حل رفع مشکل خشکسالی، عنوان می کنیم.
این در حالی است که سال ها حفر بی رویه چاهها، نابودی سفرههای آب زیرزمینی و بی توجهی به بازچرخانی آب، موجب شده است تا اکنون ایران در شرایط وخیم خشکسالی قرار گیرد.
در حال حاضر عبور از معضل کم آبی، مستلزم تغییر سیاست ها و حرکت به سمت اصلاحات زیرساختی در راستای نوسازی شبکههای توزیع، ایجاد فناوریهای شیرینسازی آب و بهبود الگوی مصرف در بخش های خانگی، کشاورزی و صنایع است.
همچنین بهبود سامانههای آبیاری مثل آبیاری قطرهای میتواند مصرف آب را تا حد قابل توجهی کاهش دهد؛ اما توسعه آن ها مستلزم صرف هزینه های سنگین توسط کشاورزان است که در چنین شرایطی باید دولت تسهیلاتی را در این راستا فراهم کند.
بر اساس وضعیت موجود، این طور پیش بینی می شود که خشکی ها تا اواخر پائیز امسال ادامه داشته باشد. در چنین شرایطی شاهد کاهش ذخایر سدها و فشار بیشتر بر شبکه تأمین آب خواهیم بود.
از همین رو توصیه می شود در کنار صرفه جویی در مصرف، مدیریت صحیحی نیز در زمینه منابع آبی موجود صورت گیرد تا اُفت مقطعی فشار آب، جای خود را به جیره بندی ندهد.
اکنون که فریاد تشنگی سَدهای تهران بلند شده است، دیگر فرصت آزمون و خطا وجود ندارد. اگر امروز به فکر تغییر الگوی کشت و اصلاح روش های آبیاری نباشیم و چاره ای برای نوسازی شبکه انتقال آب نیاندیشیم، فردا تشنگی به سَدهای پایتخت اَمان نخواهد داد و نه تنها کشاورزی، بلکه تمامی امور معیشتی سایر اقشار مردم نیز مختل خواهد شد.