
اکنون به نظر می رسد تصمیم دولت برای حذف ارز نیمایی جدی است و سخنان هفته قبل خانم مهاجرانی مشخص کرد دولت از تبعات آن نیز به خوبی مطلع است.
علی غفوری
اکنون به نظر می رسد تصمیم دولت برای حذف ارز نیمایی جدی است و سخنان هفته قبل خانم مهاجرانی مشخص کرد دولت از تبعات آن نیز به خوبی مطلع است. وی در جمع خبرنگاران گفت: «یکی از برنامههای کلیدی دولت، بر اساس قوانین بالادستی مانند برنامه هفتم توسعه، کاهش تنوع و تکثر نرخ ارز است. کارشناسان بارها تأکید کردهاند که وجود ارزهای متنوع بستری برای ایجاد رانت و فساد فراهم میکند. به همین دلیل، دولت با همراهی بانک مرکزی اقدام به یکسانسازی نرخ ارزکرده است».
وی تأکید کرد: «هدف اصلی این سیاست، ایجاد ثبات در بازار ارز و حمایت از تولید داخلی است. حذف ارزهای متنوع و کاهش شکاف میان نرخها، از یک سو به کاهش رانت و فساد منجر میشود و از سوی دیگر، فرصت مناسبی برای تولیدکنندگان داخلی فراهم میکند. این سیاست به ویژه برای صادرات کالاهای ایرانی، چه محصولات دانش بنیان و چه تولیدات صنعتی، تأثیر مثبتی خواهد داشت و قدرت ارز آوری کشور را افزایش میدهد».
امروز اما با توجه به اوضاع بد معیشتی مردم اولین پرسش جامعه در برابر هر اقدام دولت این است که در کوتاه مدت یک تصمیم چه اثری بر زندگی ایشان دارد؟ در حقیقت زندگی آن قدر سخت شده است که مردم به دنبال آثار دراز مدت تصمیم ها نیستند، بلکه می خواهند در کوتاه مدت با بحران مواجه نشوند. مثلاً
چه کسی است که نداند مصرف بی رویه انرژی با اقتصاد کشور در دراز مدت چه می کند، یا چه بر سر ریه های ما می آورد؛ اما آیا جامعه توان پرداخت میلیون ها تومان در ماه هزینه انرژی را دارد؟
خوشبختانه یا متأسفانه تصمیم مهم حذف ارز نیمایی به سرعت تصویب شد و انعکاس درخوری نیز در جامعه و رسانه ها نداشت، شاید چون مبحثی تخصصی و پیچیده بود. در یک تعریف کلی: «ارز نیمایی یا همان دلار نیمایی در سامانه الکترونیکی یکپارچه ارز کشور برای تأمین ارز مورد نیاز واردات و صادرات توزیع میشود. سامانه نیما توسط بانک مرکزی با هدف تسهیل تأمین ارز و ایجاد یک فضای یکپارچه برای واردکنندگان و صادرکنندگان راهاندازی شده است».
اتفاقات منفی سال 1396 و 1397 و کاهش ذخایر ارزی کشور از یکسو و خروج سرمایه از سوی دیگر سبب شد تا مسئولان اقتصادی دولت روحانی به این نتیجه برسند که باید دولت بار دیگر به کنترل بازار دست بزند. شاید این روش برای 6 ماه مناسب بود؛ اما به تدریج سازوکار بازار را بر هم زد و صدمه ای جدی به صنعت و تجارت کشور وارد کرد. این روش البته در کوتاه مدت به نفع مصرف کننده به ویژه بخش فقیرتر جامعه است؛ اما در دراز مدت نه تنها به رانت منجر می شود، بلکه تولید بسیاری از کالاها را بدون صرفه و صادرات آن ها را کاهش می دهد. بی گمان کاهش رشد صادرات غیر نفتی ایران در سال های اخیر تنها به دلیل دخالت های بی دلیل دولت ها بوده است.
آمارها نشان می دهد آزاد سازی قیمتها سبب شد تا صادرات غیر نفتی ایران از 3 میلیارد دلار در سال 1380 به حدود 30 میلیارد دلار در سال 1390 برسد،حال آن که بعد از آغاز تحریم ها و دخالت های دولت این روند جهشی متوقف شد و حتی گران شدن ارز (ارز شاخص نظیر یورو و دلار) به میزان حدود 20 برابر بین سال های ۱۳۹۶ تا 1402 نتوانست سبب افزایش حتی 2 برابری صادرات غیر نفتی شود. عملاً ایران در سال های اخیر “هم چوب را خورد و هم پیاز را”.
لازم به ذکر است که کاهش پول ملی هر کشوری اثر معکوس بر روی صادرات آن کشور دارد. هر چه قدر کشوری پول قوی تری داشته باشد، واردات به آن سخت تر است و صادرات از آن ساده تر!
در تمامی این 6 سال صنعتگر بیچاره مجبور بود دلار خود را به دولت (بازار نیما) تحویل دهد تا دولت با آن ارز به مسافر خارج یا وارد کننده کالا دهد! البته که در برخی موارد نیز این روش موجب کاهش قیمت کالاهای مصرفی نیز شده است. مرغ و گوشت نیمایی و روغن و برخی اقلام دارویی همگی از مزایای ارز نیمایی هستند و طبعاً احتمالاً این کالاها سال آینده گران می شوند. اما اگر به دنبال تقویت پایه تولید و صادرات هستیم، راه اصلی کنار کشیدن دولت از متولی گری های بی دلیل در قیمت گذاری ها است.
حذف ارز نیمایی و نرخ گذاری دستوری به کاهش رانت و فساد کمک میکند، زیرا یک بازار چند نرخی زمینه سوء استفاده را فراهم میکند. همچنین موجب تخصیص بهینه منابع و تقویت سیستم عرضه و تقاضا می شود. ما می دانیم که با توجه به تقویت سیستمی فساد در ایران، وجود چند نرخ ارز باعث ایجاد اختلاف قیمتی میشود که گروههای خاص میتوانند از آن سود ببرند. همچنین با واقعی شدن نرخ ارز، صادر کنندگان انگیزه بیشتری برای صادرات پیدا میکنند و سرمایه گذاران نیز شفافیت بیشتری در اقتصاد میبینند.
اما چنان که گفته شد، این تمام مسأله نیست.
حذف ارز نیمایی ممکن است هزینه واردات کالاهای اساسی و مواد اولیه تولید را افزایش دهد و به دنبال آن قیمت کالاها و خدمات بالا برود. رشد قیمت ارز و فشار به مردم فقیر از یک سو و فشار بر تولید کنندگانی که به مواد اولیه وارداتی وابسته هستند، همگی مشکلات جدی بر سر راه این تصمیم است.
آیا دولت دقیقاً می داند در حال اتخاذ چه تصمیم سختی است؟ آیا تمام اقدامات را برای کاهش فشار بر طبقه فقیر و حتی متوسط سنجیده است؟
ما دقیقاً نمی دانیم که اوضاع تا چه اندازه سخت است که دولت دکتر پزشکیان درست در زمانی که کشور زیر ضربات سسنگین نا ترازی انرژی قرار دارد، هنوز تکلیف مذاکرات با ترامپ مشخص نشده و از همه بدتر، در حالی که افکار عمومی نسبت به هر اقدام دولت و حاکمیت حساس است، تصمیمی چنین سخت گرفته است؛ اما امیدواریم تصمیم دولت پزشکیان هر چه باشد – همان طور که بارها تأکید کرده است – به سبد معیشت مردم آسیب نزند.