
امروزه برای تولید تئاتر باید مبلغ هنگفتی هزینه کرد. خود هزینه سالن نیز بسیار گزاف است.
امروزه برای تولید تئاتر باید مبلغ هنگفتی هزینه کرد. خود هزینه سالن نیز بسیار گزاف است. دولت که باید حامی تئاتر باشد، نه تنها یارانههایش را کم کرده است بلکه از ما اجاره میگیرد! صحبت من مربوط به سالنهای خصوصی نیست، این شرایط در سالنهای دولتی همچون حافظ هم تسری یافته است و باید کسی که در این سالن نمایش اجرا میکند، به بنیاد رودکی اجاره دهد! در تالار وحدت هم شرایط به همین منوال است این سالنها خصوصی نیستند و مدیرانشان همواره شعار داده قصد حمایت دارند! جالب اینجاست که ما مالیات ارزش افزوده هم میدهیم! درواقع مالیات اجارهای را که پرداخت میکنیم هم میدهیم!
از این رو نمایشنامهنویسی را کار بسیار بیهودهای میبینم. 25 نمایشنامه دارم که تمام آنها را با جان و دل نوشتهام، این نمایشنامهها رد شهرهای مختلف از جمله تهران اجرا شدهاند و بهعنوان مثال «زیرزمین» سهبار اجرا شده و مورد توجه مخاطبان قرار گرفته است اما در زمانیکه از نظر روحی احتیاج داشتم، بهدرد من نخوردند. شبهای بسیار زیادی تا صبح بیدار میماندم و نمایشنامه مینوشتم، تصمیم گرفتم بهجای نمایشنامه نوشتن، بخوابم تا حداقل سلامتم را از دست ندهم و به یک آدم عصبی تبدیل نشوم! البته این کار را در سکوت کامل انجام دادم. تنها از نوشتن، کنار کشیدم، انرژیام را در جای دیگری صرف کردم؛ بیشتر خواندم و فیلم دیدم. البته نمایشنامهنویسی عشق اولیه من بوده است و همواره این کار را دوست دارم.