
در زمان ترجمه زبان فارسی بسیار اهمیت دارد. موقع ترجمه باید به این فکر کرد که قرار است متن را یک خواننده فارسی زبان بخواند. من قائل به آن شکل از وفاداری به نحو انگلیسی که بسیاری از مترجمان به عنوان وفاداری به متن اصلی از آن یاد میکنند، نیستم. چنین ترجمههایی دیگر واقعا فارسی به حساب نمیآیند.
در زمان ترجمه زبان فارسی بسیار اهمیت دارد. موقع ترجمه باید به این فکر کرد که قرار است متن را یک خواننده فارسی زبان بخواند. من قائل به آن شکل از وفاداری به نحو انگلیسی که بسیاری از مترجمان به عنوان وفاداری به متن اصلی از آن یاد میکنند، نیستم. چنین ترجمههایی دیگر واقعا فارسی به حساب نمیآیند.
مخاطب از متنی که بوی ترجمه بدهد و خواننده را آزارواذیت کند، گریزان است. این شکل از ترجمه در دنیا دیگر منسوخ شده است و تنها در ترجمه متون و کتب مقدس و دینی مورد استفاده قرار میگیرد زیرا در ترجمه یک کتاب مقدس حق ندارید تفسیر به رای کنید، درنتیجه مجبور میشوید به ترجمه تحتاللفظی روی بیاورید ولی وقتی یک اثر غیر دینی را ترجمه میکنید دیگر هیچ قداستی پشت اثر وجود ندارد که شما از ترس اشتباهتفسیرشدن متن، به ترجمه تحتاللفظی پناه بیاورید.
همه مترجمان خوب زبانهای مختلف دنیا سعی میکنند به زبان خودشان یک نثر سالم را به وجود بیاورند؛ اگر ایتالیایی ترجمه میکند، نثرش ایتالیایی سالم است، اگر نروژی است همینطور و اگر فرانسه ترجمه میکند باید خروجیاش یک نثر تروتمیز فرانسوی باشد. مترجم باید بفهمد که نویسنده خواسته چه بگوید و بر اساس الگوهای نحوی و زیباییشناختی زبان مقصد، برای خواننده بتواند آن بیان را اجرا کند. من به آن بازآفرینی که اشاره کردید بیشتر اعتقاد دارم.
نکته دیگر که متن را سختخوان میکند، پانوشت است. خود من در اولین ترجمههایم بسیار از پانوشت استفاده میکردم ولی هرچه پیشتر آمدم سعی کردهام پانوشتها را به حداقل برسانم. خیلی موارد را پانویس نمیکنم به این دلیل ساده که در متن اصلی پانویس نشده است. اگر خواننده واقعا کنجکاو شود، خیلی ساده میتواند با یک جستوجو در گوگل و ویکیپدیا، بفهمد ماجرا چیست.
ولی وضعیتهایی هست که پانوشت اجتنابناپذیر میشود. مثلا شخصیت نقلقولی از انجیل به کار میبرد. این نقلقول برای یک مسیحی بسیار آشنا و مشهور است یعنی مثل یک کلام و جمله بسیار معروف از حضرت علی (ع) یا حضرت محمد (ص) که برای ما ایرانیها خیلی آشنا و شنیده شده است، آن نقلقول از انجیل هم برای مسیحیان خیلی آشنا و شنیده شده است. مشخصا چنین نقلقولی را باید پانویس کرد چون نویسنده بعدها خیلی روی همین نقلقول مانوور داده است و آن کلام حضرت عیسی (ع) را به زبان امروز درآورده است، خواننده اگر نداند که کلام انجیل است، یک صفحه کامل سردرگم میشود. اما درباره اسامی خاص و نام شخصیتها و تلفظ آنها هیچ وقت پانویس نمیآورم. نهایتا سعی میکنم اعرابگذاری کنم تا خواننده اسم را درست بخواند. پانویس باعث میشود خواننده از متن کنده شود. وقتی یک رمان میخوانید و در پایین صفحه میبینید که 20 اسم لاتین پانویس شده است کاملا گیج میشوید. چند وقت پیش کتابی میخواندم دیدم بالای نام «لوکاس» علامتی زده بود و در پانویس به لاتین نوشته بود Lucas. گفتم مگر میشود کسی لوکاس را جور دیگری بخواند که مترجم پانویس کرده است؟!