
پیش از آنکه درباره گفتههای نظامی عروضی قضاوت کنیم باید به مقصود او از تحریر چهارمقاله پی ببریم. پیرو همین نکته باید بهعنوان پیش فرض این موضوع را بیان کرد که در زمان زندگی مولف، شعر و ادبیات مخصوص دربارها بوده و کاربرد امروزین آن بدین شکل که ما میانگاریم مطرح نبوده و در حالت کلی عده قلیلی از مردم عادی از سواد شعری و ادبی برخوردار بودهاند. لذا تنها جایی که بهشعرا و نویسندگان مجال خودنمایی میداد دربار بود. کلیه مولفین و مصنفین کتب خود را بهنام پادشاه و یا حاکم زمان خویش تالیف و به او تقدیم می¬کردند. تا بدین شکل از مفقود شدن و نابودی اثر جلوگیری کنند.
مرضیه مختارزاده
پیش از آنکه درباره گفتههای نظامی عروضی قضاوت کنیم باید به مقصود او از تحریر چهارمقاله پی ببریم. پیرو همین نکته باید بهعنوان پیش فرض این موضوع را بیان کرد که در زمان زندگی مولف، شعر و ادبیات مخصوص دربارها بوده و کاربرد امروزین آن بدین شکل که ما میانگاریم مطرح نبوده و در حالت کلی عده قلیلی از مردم عادی از سواد شعری و ادبی برخوردار بودهاند. لذا تنها جایی که بهشعرا و نویسندگان مجال خودنمایی میداد دربار بود. کلیه مولفین و مصنفین کتب خود را بهنام پادشاه و یا حاکم زمان خویش تالیف و به او تقدیم می¬کردند. تا بدین شکل از مفقود شدن و نابودی اثر جلوگیری کنند. نظامی عروضی در فصل اول دیباچه چهارمقاله این موضوع را چنین بیان میکند: رسمی قدیم است و عهدی بعید تا این عهد معهود و مسلوک است که مولف و مصنف در تشبیب سخن و دیباچه کتاب طرفی از ثناء مخدوم و شمتی از دعاء ممدوح اظهار کند، اما من… (چهارمقاله ص3) اما او با آوردن بسیاری مکلفات معهود، ممدوح را میستاید و سپس به تبیین مقام و منزلت پادشاهان می¬پردازد و پادشاهی را -بعد از نبوت- ورای مراتب انسانی میشمارد و با ارائه مباحثی در آفرینش و استناد به برخی موضوعات به این نتیجه میرسد : به حکم این قضیت بعد از پیغامبری هیچ حملی گرانتر از پادشاهی و هیچ عملی قویتر از ملک نیست. پس از نزدیکان او کسانی بایند که حل و عقد عالم و صلاح و فساد بندگان خدای بمشورت و رای و تدبیر ایشان باز بسته بود و باید که هر یکی از ایشان افضل و اکمل وقت باشند. اما دبیر و شاعر و منجم و طبیب از خواص پادشاهند و از ایشان چاره¬ای نیست.(چهارمقاله، ص18) و در آخر دلیل خود از تحریر کتاب را اینگونه بیان میکند: تا پادشاه را روشن شود و معلوم گردد که دبیری نه خرد کاری است و شاعری نه اندک شغلی و نجوم علمی ضروری است و طب صنعتی ناگزیر و پادشاه خردمند را چاره نیست از این چهار شخص دبیر و شاعر و منجم و طبیب.(همان،ص19) اینکه شاعری را شغل معرفی میکند قابل تامل است. بهقول دکتر شمیسا: لفظ شاعر را در آن دورهها میتوان به معانی بسیار محدودی از قبیل صنعتگر، مامور، گزافهگو و امثال آن گرفت.(سیر غزل در شعر فارسی، ص65) آنچه از ظاهر این جملات مشخص است این است که او میخواسته با این کتاب صاحبان این فنون (دبیری، شاعری و…) را برای خدمت رسانی هر چه بهتر به پادشاه در اداره امور و پادشاه را برای شناخت شخیصه بهترین¬ها در هر زمینه و نحوه تربیت آنها یاری دهد و ذهنیت او را نسبت به این چهار تغییر دهد. اما از آنجا که خود عروضی در همه این فنون دستی داشته بهنظر می¬آید که مقصود پنهانی او از تحریر این اثر بالا بردن مقام و منزلتش در نزد پادشاه بوده که بهتبع آن منفعتهای بسیاری نصیب او میشده و شاید ذکر حکایات اغراق آمیزی که در مورد کسب عطای شعرا گفته شده، بههمین منظور بوده باشد. مانور بیش از حد او روی کاربرد شعر مدحی در بقای اسم پادشاهان نیز شاید از این قصد او برخاسته است. نظامیدر دیباچه کتاب میگوید: بقاء اسم جاودانی به شاعر (همان ص18) است همچنین پس از بیان حکایت تاثیر دو بیت حنظله بادغیسی بر احمدبن عبداله الخجستانی این گونه بیربط نتیجهگیری میکند: پس پادشاه را از شاعر نیک چاره نیست که بقاءِ اسم او را ترتیب کند و ذکر او را در دواوین و دفاتر، مثبت گرداند زیرا که چون پادشاه بهامری که ناگزیر است مامور شود از لشکر و گنج و خزینه او آثار نماند و نام او بهسبب شعر شاعران جاوید بماند. شریف مُجلدی گرگانی گوید: از آن چندان نعیمِ این جهانی / که ماند از آل ساسان وآل سامان / ثنای رودکی ماندست و مدحت / نوای باربد مانده است و دستان (همان، ص45) و بعد از آن بسیاری از شعرا و ممدوحان آنان را نام میبرد و میگوید که نام آن پادشاهان بهشعر این شعرا باقی مانده و در آخر میگوید: اسامی ملوک غور آل شنسب _خلداله ملکهم_ باقی ماند به: ابوالقاسم رفیعی و ابوبکر جوهری و کمترین بندگان نظامی عروضی و علی صوفی. (همان، ص46)و اینجا همان قصد پنهانی که از آن صحبت کردیم مشهود میشود.