
تغییرات اخیر در کابینه ترامپ توجه های زیادی را به کاخ سفید جلب کرده است؛ این تغییرات به وضوح بیانگر بازنگری های راهبردی در رویکرد سیاست خارجی ترامپ می باشد. شاید برای مخاطب ایرانی ناآشنا با ساختار حکومتی و اجرایی ایالات متحده روشن نباشد؛ اما اهمیت اعضا و تیم سیاست خارجی و امنیت ملی کاخ سفید اگر از خود رئیس جمهور بیش تر نباشد، کم تر نیست.
تغییرات اخیر در کابینه ترامپ توجه های زیادی را به کاخ سفید جلب کرده است؛ این تغییرات به وضوح بیانگر بازنگری های راهبردی در رویکرد سیاست خارجی ترامپ می باشد. شاید برای مخاطب ایرانی ناآشنا با ساختار حکومتی و اجرایی ایالات متحده روشن نباشد؛ اما اهمیت اعضا و تیم سیاست خارجی و امنیت ملی کاخ سفید اگر از خود رئیس جمهور بیش تر نباشد، کم تر نیست.
پراکندگی ایدوئولوژیک و رویکردی تیم امنیت ملی و سیاست خارجی ترامپ در کنار غیر حرفه ای بودن برخی از اعضای این تیم، به عنوان یکی از چالش های اصلی مذاکرات مطرح بوده است. در واقع باور نگارنده این است که صرف تمایل رئیس جمهور ایالات متحده به توافق کافی نیست و نظر به تحولات سریع ژئوپلتیک خاورمیانه و غرب آسیا در کنار مکانیسم ماشه – که مانند شمشیر دامکلس از قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل به جا مانده و بر سر اقتصاد ایران هراس افکنی می کند –نیازمند تیمی حرفه ای تر از طرف آمریکایی برای تعریف جامع و مانع توافقی ست که همزمان مورد تأیید ایران و واشنگتن واقع شود.
در سپیده دم ماه مه ۲۰۲۵ میلادی، خبری جهان را غافلگیر کرد که نشان از عزم جدی ترامپ برای باز تعریف حلقه امنیتیاش داشت. مایک والتز – مردی متمایل به سختگیری، نظامی سابق و نزدیک به طیف جنگ طلب سیاست آمریکا – از جایگاه مشاور امنیت ملی برکنار شد. والتز بلافاصله بهعنوان سفیر آمریکا در سازمان ملل معرفی شد تا از حلقه اصلی تصمیمگیری امنیتی به حاشیه رانده شود .در ادامه، مارکو روبیو، سناتور و وزیر امور خارجه کنونی، به طور همزمان مسئولیت مشاور امنیت ملی را نیز بر عهده گرفت. این تغییر چهرهها درست در بزنگاه گفت و گوهای هستهای با ایران رخ میدهد. مذاکراتی که اگر چه هنوز راهی طولانی تا دستیابی به توافقی تازه دارد؛ اما هر لرزهای در ارکان تصمیمسازی، میتواند بر کلیت روند و نتیجه سایه بیفکند.
تفسیر سوابق روبیو چندان کار ساده ای نیست؛ اما می توان او را به عنوان مردی عملگرا شناخت. در مدت کوتاهی پس از تغییرات کابینه، روبیو بر اهمیت پاسخگویی ایران در قبال بازرسی از برخی اماکن نظامی ایران ذیل توافق بالقوه سخن گفت. به نظر می رسد رویکرد او، هر چند حساب شده بیانگر فاصله گرفتن از رویکرد تهاجمی تر والتز و تغییر نگرش راهبردی از تقابل به دیپلماسی باشد.
رهبری روبیو احتمالاً حامل رویکرد ظریف تری با ترجیح دیپلماسی؛ اما در عین حال با شرایط محکم تری برای هر گونه توافق احتمالی باشد.
در هر حال با حذف یک جنگ طلب، ترامپ ممکن است در حال فرستادن پالس های مثبتی در جهت مصالحه در سمت و سویی باشد که در
گذشته امکانش وجود نداشت. هر چند چنین تغییری ممکن است منجر به ناتوانی دولت ترامپ در اعمال قدرت واحد در مذاکرات آتی شود.
در عین حال، یک خطر ویژه نیز بر مذاکرات سایه انداخته است. نبود ثبات و جا به جایی سریع مقامات در چنین فضای حساسی ممکن است برای جناحهای مخالف مذاکرات در ایران فرصتی تازه بگشاید تا با دستاویز قرار دادن بی ثباتی آمریکا، از امضای یک توافق محتاطانه طفره بروند یا امتیازات بیش تری طلب کنند. هم چنین ممکن است اعتماد شکنندهای که طی ماههای اخیر – هرچند بهسختی – میان تهران و واشنگتن شکل گرفته، خدشهدار شود و گفت و گوها مدتها با بن بست رو به رو گردد.
سقوط والتز از حلقه امنیتی ترامپ به معنای پایان اثر گذاری او نیست، حضور او در نمایندگی سازمان ملل هر چند اورا از تصمیمات روزانه امنیتی دور می کند؛ اما برای او حامل فرصتی است تا پیام آور سیاست های تهاجمی تر ایالات متحده در بستر سازمانی چند جانبه باشد. هم چنین، پیامی روشن به دستگاه سیاست خارجی دنیا ارسال شد: “وفاداری” اکنون کلید ماندگاری در حلقه ترامپ است؛ پیامی که احتمالاً دیگر بازیگران عرصه جهانی را نیز دیر یا زود به بازتعریف مناسبات خود با ایالات متحده واخواهد داشت. افزایش نقش روبیو در سیاست خارجی ترامپ هر چند می تواند منجر به بهبود روندها منجر شود؛ اما هم چنان خطر کاهش تعدد آرا در حلقه داخلی ترامپ وجود دارد.
این نکته فاکتوری کلیدی در رسیدگی به مسائل پیچیده ای هم چون مذاکرات با ایران محسوب می شود. در هر حال پیش از مذاکرات و اجلاس حیاتی، سیاست خارجی ترامپ نخست باید چالش پیچیده تطبیق با شرایط جدید را بدون فدا کردن یکپارچی راهبردی پشت سر بگذارد.
تازهترین جا به جایی در کابینه امنیت ملی ترامپ، نه فقط یک رویداد اداری، بلکه نشانهای از تغییرات سریع در شیوه حکمرانی دومین دولت ترامپ است: نظم نوینی که مشاوران غیر همسو را کنار میزند و سیاست را بر محور وفاداران تنظیم میکند. برای مذاکره با ایران، این میتواند هم معنای انعطافپذیری بیش تر در چانهزنی داشته باشد، هم آغاز فشار هوشمندانهای بر ستونهای اقتصاد و سیاست ایران شود.
آن چه مسلم است این که این تغییر، حتماً معادلات مقابل تیم ایرانی در دور جدید مذاکرات را پیچیدهتر خواهد کرد. آیندهای که حالا با هر نسیمی در کاخ سفید، طوفانی به سمت خاورمیانه روانه می کند.