
سندی که از سوی دولت فلسطین به مجمع عمومی ارسال شده است، وضعیت انسانی در غزه را با واژگان «نسلکشی، جابجایی اجباری و گرسنگی ساختگی» توصیف میکند و نیاز فوری به مداخله بینالمللی برای جلوگیری از نابودی کامل ساکنان را مطرح مینماید. دولت فلسطین اعلام میکند که جمعآوری شواهد نشان میدهد که این اقدامات بهطور سیستماتیک شرایطی را ایجاد کرده که «بهگونهای کاملاً محاسبهشده زندگی را برای مردم غیرممکن میسازد و آنها را به مرگ فیزیکی نزدیک میکند.»
مترجم: سارا فراهانی
سندی که از سوی دولت فلسطین به مجمع عمومی ارسال شده است، وضعیت انسانی در غزه را با واژگان «نسلکشی، جابجایی اجباری و گرسنگی ساختگی» توصیف میکند و نیاز فوری به مداخله بینالمللی برای جلوگیری از نابودی کامل ساکنان را مطرح مینماید. دولت فلسطین اعلام میکند که جمعآوری شواهد نشان میدهد که این اقدامات بهطور سیستماتیک شرایطی را ایجاد کرده که «بهگونهای کاملاً محاسبهشده زندگی را برای مردم غیرممکن میسازد و آنها را به مرگ فیزیکی نزدیک میکند.»
کارشناسان مستقل سازمان ملل هشدار دادهاند که اگر جهان مانع این نسلکشی نشود، باید شاهد پایان فیزیکی زندگی در غزه باشد. آنها تأکید میکنند که کشورها در برابر مسئولیت پیشگیری از نسلکشی قرار دارند، و در این زمینه تردید به کار بردن واژه «نسلکشی» نباید مانع اقدامی جدی شود.
در گزارش برجستهای با عنوان «تو احساس میکنی مثل زیر انسان هستی: نسلکشی اسرائیل علیه فلسطینیها در غزه»، “آمنستی” نتیجهگیری کرده که اسرائیل «اقداماتی را مرتکب شده که بهصراحت تحت کنوانسیون نسلکشی ممنوع هستند» — شامل: قتل عمد، ایجاد آسیبهای جدی جسمی و روانی و تحمیل عمدی شرایط زندگی که برای نابودی فیزیکی فلسطینیان طراحی شدهاند.
“آمنستی” میافزاید که مسئولین عالیرتبه اسرائیل اظهار نظرهایی کردهاند که نژادپرستانه بوده و اشاره به نابودی غزه داشتند. با ترکیب شواهد عینی، تجربه شاهدان، تصاویر ماهوارهای و شهادتها، نتیجه میگیرد که «قصد نابودی فیزیکی فلسطینیان» آشکار است.
در گزارشی با عنوان «قتلعام و اعمال نسلکشی » گزارش میدهد که مقامات اسرائیلی عمداً دسترسی به آب آشامیدنی و زیرساختهای بهداشتی را قطع کردهاند که منجر به مرگ هزاران نفر از تشنگی و بیماریهای مربوطه شده است. این سیاست را «جرم علیه بشریت» و «یکی از اعمال نسلکشی» بر اساس کنوانسیون ۱۹۴۸ میداند. آنها اضافه میکنند که اعلامیههایی از سوی مقامات رسمی اسرائیل، شواهدی بر وجود قصد انهدام گروه فلسطینی را فراهم میکند.
“آمنستی” در ۳ جولای ۲۰۲۵ گزارش داد که اسرائیل از گرسنگی به عنوان ابزار طراحی شده برای از بین بردن فلسطینیان استفاده کرده است. آن ها با نقل شهادتهای دلخراش از کارکنان بیمارستانها، خانوادهها و آوارگان، نگاشتند توضیح دادهاند که هر روز افراد در صفهای معدود توزیع کمک غذایی تحت حملات کشته میشوند. پس از گذشت یک ماه از اعمال «سیاست توزیع نظامیشده کمک»، صدها نفر در نقاط توزیع یا مسیر کمکبرسانی هدف قرار گرفتهاند. این سیاستها بخشی از نسلکشیِ جاری هستند.
شخصیتهای برجسته مانند شیخ نعیم قاسم (جنبش حزبالله) در بیانیهای تصویری از بحران را ارائه دادهاند: «نسلکشی در غزه» همچنان ادامه دارد و سکوت و بیعملی قدرتهای جهانی آن را ممکن ساخته است. او اسرائیل و آمریکا را به ارتکاب جنگی علیه فلسطینیان متهم میکند که سوء رفتار آن «از هر استاندارد اخلاقی و انسانی فراتر رفته». همچنین به کشورهای عربی هشدار میدهد که اگر واکنشی ندهند، سکوت آنها به تأیید این نسلکشی منجر میشود.
در گزارشی که در ژوئیه ۲۰۲۵ منتشر شد، گزارشگر ویژه سازمان ملل، شرکتهایی همچون Microsoft، Amazon، Lockheed Martin، Caterpillar و Palantir را به عنوان مشارک در «اقتصاد نسلکشی» در غزه معرفی کرد. او تأکید کرد که این نسلکشی به دلیل سودآوری برخی از شرکتها ادامه دارد و خواستار تحریم و مسئولیت حقوقی شد.
در گزارشی محیطزیستی تحت عنوان «جنگ اسرائیل، غزه را به زمین باروری بیماریها تبدیل کرده»، آمده است که تقریباً ۶۰٬۰۰۰ فلسطینی کشته و نزدیک به ۱۴۰٬۰۰۰ نفر مجروح شدهاند. زیرساختهای زیربنایی مانند آب، فاضلاب، برق، و امکانات درمانی نابود شدهاند. آلودگی شدید، جریان فاضلاب خام، و بقایای جنگ به فجایع زیستمحیطی تبدیل شدهاند.
* ظلم تاریخی و ساختاری علیه مردم فلسطین
ظلم به مردم فلسطین، صرفاً یک پدیده نظامی یا حاصل جنگهای موقت نیست، بلکه ساختاری ریشهدار، هدفمند و چندلایه است که دههها به طول انجامیده و تمامی جنبههای زندگی فلسطینیها را دربر گرفته است. این ظلم بهصورت تدریجی، نظاممند و سازمانیافته، با اهداف مشخص و سیاسی صورت گرفته است.
یکی از ابعاد این ستم تاریخی، اشغالگری نظامی و توسعه شهرکسازی غیرقانونی در کرانه باختری است. با وجود قطعنامههای متعدد سازمان ملل مبنی بر غیرقانونی بودن شهرکها، رژیم اسرائیل نهتنها این سیاستها را متوقف نکرده بلکه با گسترش شهرکهای یهودینشین، تلاش کرده که ترکیب جمعیتی مناطق اشغالی را تغییر دهد و واقعیتهای میدانی جدیدی را بهوجود آورد که بازگشت سرزمین به فلسطینیها را ناممکن سازد.
در همین راستا، قدس شرقی به عنوان پایتخت تاریخی فلسطین، طی سیاستهایی مانند تخریب خانهها، اخراج ساکنان بومی، و اعطای امتیازات نابرابر به مهاجران یهودی، عملاً از فلسطینیها تخلیه شده است. سلب هویت فرهنگی و تاریخی از این شهر بخش دیگری از ظلم مستمر علیه مردم فلسطین است.
محاصره نوار غزه از سال ۲۰۰۷ تاکنون، یکی از بارزترین اشکال شکنجه جمعی و مجازات دستهجمعی یک ملت محسوب میشود. رژیم اسرائیل با حمایت آشکار آمریکا و سکوت بسیاری از کشورهای غربی، به محاصرهای شدید و بیرحمانه ادامه داده که بر زندگی روزمره بیش از دو میلیون نفر سایه انداخته است. محدودیت شدید ورود کالا، غذا، سوخت، دارو و مصالح ساختمانی، عملاً غزه را به یک زندان باز تبدیل کرده است. حتی مجوز خروج برای بیماران صعبالعلاج نیز اغلب رد میشود و همین مسئله، منجر به مرگ بسیاری از بیماران قابل درمان شده است.
ظلم ساختاری، فقط در بمباران و قتل نیست؛ بلکه در هر جنبه زندگی روزمره فلسطینیها قابل مشاهده است:
ـ کودکانی که در سایه جنگ بزرگ میشوند و از آموزش محروم میمانند.
ـ والدینی که قادر به تهیه غذا، شیر خشک یا دارو برای فرزندان خود نیستند.
ـ کسانی که هیچ امیدی به فردا ندارند، زیرا نظام جهانی آنها را فراموش کرده یا عامدانه نادیده میگیرد.
یکی دیگر از ابعاد مهم، تحریف واقعیتها در رسانههای جهانی و سانسور صدای مردم فلسطین است. بسیاری از رسانههای جریان غالب در غرب، روایت اسرائیلی را تکرار میکنند؛ در حالی که روایت فلسطینی یا سرکوب میشود یا با برچسبهای سیاسی مانند “حمایت از تروریسم” خفه میگردد. این جنگ رسانهای و روانی، بخشی از ساختار ظلم است؛ چراکه حق روایت، ابزار قدرتمندی برای حفظ هویت و مطالبه عدالت است.
علاوه بر این، ناکامی مکرر جامعه بینالمللی و نهادهای حقوق بشری در توقف این چرخه ظلم، نهتنها باعث تداوم آن شده، بلکه بیاعتمادی گستردهای میان مردم فلسطین و ساختارهای بینالمللی بهوجود آورده است. حتی زمانی که گزارشهایی با شواهد دقیق از ارتکاب جنایات جنگی یا نسلکشی منتشر میشود، جهان معمولاً به صدور بیانیههای محکومیت و ابراز نگرانی بسنده میکند.
در مجموع، ظلم به مردم فلسطین فقط محدود به کشتار در جنگ نیست. این ظلم، زندگی را در تمام سطوح نشانه رفته: تاریخ، فرهنگ، اقتصاد، آموزش، سلامت، سرزمین و حتی حق بیان. تا زمانی که این ساختارهای تبعیضآمیز و نژادپرستانه فرو نریزند، صلحی عادلانه در منطقه شکل نخواهد گرفت.