این توافق، همچنین از جنبه مشروعیت افکار عمومی جهانی مبنی بر شناسایی حقانیت ایران در داشتن یک برنامه اتمی صلحآمیز مبتنی بر قوانین بینالمللی بسیار مهم و کارآمد بود.
این توافق، همچنین از جنبه مشروعیت افکار عمومی جهانی مبنی بر شناسایی حقانیت ایران در داشتن یک برنامه اتمی صلحآمیز مبتنی بر قوانین بینالمللی بسیار مهم و کارآمد بود. علاوه بر آن، محل برگزاری جلسه توافق یعنی شهر قاهره پایتخت مصر نیز بر اهمیت سیاسی و سمبولیک آن افزود و نشانه مهم و آشکاری بود از این که تهران اراده بهبود روابط با قاهره پس از نیم قرن قطع رابطه مخاصمت آمیز را نه به عنوان یک تاکتیک، بلکه به مثابه استراتژی در نظر دارد و از هر فرصتی برای بازسازی روابط خود با جهان عرب به ویژه دو قطب اصلی آن یعنی عربستان و مصر، بهره میجوید. ما، به بازسازی و ارتقاء روابط دیپلماتیک خود با دیگر کشورها به ویژه همسایگانمان نیاز داریم و همزمان توجه بسیار بیشتر به افکار عمومی جهان و اقناع آن در صلح طلبی ایران را باید همواره در دستور کار داشته باشیم.
در عین حال، بر مسئولان ارشد و رهبران نظام جمهوری اسلامی ایران از دولت گرفته تا حکومت و دستگاههای نظامی و امنیتی پوشیده نیست که توافق قاهره به هیچ وجه کوچکترین اثری بر روابط واقعی و عینی ایران با جهان غرب نخواهد گذاشت و نه از حمله نظامی احتمالی و برپایی دوباره جنگ در آینده میان ایران و رژیم صهیونیستی و آمریکا جلوگیری خواهد کرد و نه از فشار تحریم اقتصادی و محاصره تکنولوژیک ۵۰ ساله اخیر علیه ایران خواهد کاست. نشانه درستی این نظریه بیانیه کشورهای اروپایی پس از امضای توافق قاهره بود که با تکرار همان ادعاهای پیشین، همان خواستههای پیشین از ایران را داشت مبنی بر این که تهران باید به توافق برجام بازگردد و سطح و ژرفای غنی سازی خود و نیز ذخایر اورانیوم غنی شده را به شدت کاهش دهد، بی کوچکترین اشارهای به تعهدات سه کشور عضو برجام که هرگز اجرایی نشد. جالب اینجاست که اروپا در اجرای یک کنسرت کاملاً هماهنگ به رهبری ایالات متحده خواستار محدود شدن سقف غنیسازی اورانیوم ایران به زیر ۴ درصد است و آمریکا همان را صفر از ایران طلب میکند.
همه اینها نشان میدهد که چه توافق قاهره – جز اثر سیاسی و تبلیغاتی آن – و چه هر توافق و قرارداد بین المللی یا دو جانبه دیگری، کوچکترین تأثیری بر واقعیت میدان عرصه قدرت واقعی میان کشورها نمیگذارد و نمیتوان و نباید به چنین توافقها و مراسم پر طمطراق امضای آن ها دلخوش داشت. صرف کوتاه آمدن و بهبود رابطه تا حد عاشقانه نیز هیچ کشوری را هرگز از هیچ حمله و تجاوزی در طول تاریخ و عرض جغرافیا باز نداشته است. نمونه روشن، همین همسایه جنوبی ایران کشور قطر است که ظرف ۲۰ سال اخیر همه سیاست خارجی خود را در پیوند استراتژیک با ایالات متحده آمریکا تعریف کرد و میانجی اصلی آمریکا و اسرائیل در اغلب مناقشههای این دو کشور با کشورهای خاورمیانه و از جمله ایران و جنبش حماس بود – و البته همچنان هست و خواهد ماند – و سرانجام بی هیچ پرده پوشی مورد تجاوز نظامی هوایی ارتش رژیم صهیونیستی قرار گرفت و به کلی تحقیر شد. این در حالی است که بزرگترین پایگاه نظامی آمریکا در سراسر خاورمیانه در قطر قرار دارد و همین چند ماه پیش بود که دولت قطر یک هواپیمای بوئینگ ۷۴۷ فوق لوکس ۴۰۰ میلیون دلاری به رئیس جمهوری آمریکا هدیه داد. در هفته گذشته یمن به مثابه جدیدترین دشمن و قطر به عنوان بهترین دوست اسرائیل در منطقه، همزمان با هواپیما بمباران شدند. این طنز تلخ، خود گویای همه واقعیتهاست.
نکته قابل تأمل این است که غربیها به ویژه آمریکاییها، به توافق قاهره حتی بیش از جمهوری اسلامی احتیاج داشتند. از زمان حمله هوایی استراتژیک ارتش ایالات متحده به تأسیسات هستهای ایران در تیر ماه گذشته، وضعیت این تأسیسات و میزان خرابیها و آسیب وارده به آن، برای ناظران بینالمللی و دستگاههای جاسوسی یک ابهام و پرسش بزرگ بود.
پرسش بزرگ دیگر در کنار این که آیا ایران هنوز میتواند به غنیسازی اورانیوم در هر سطحی ادامه دهد، آن بود که چه بر سر صدها کیلوگرم اورانیوم غنی شده ذخیره ایران که به راستی در شرایط کنونی از مهمترین ابزارهای بازدارندگی ماست، آمده است و این ذخایر اکنون چه وضعی دارند و در کجا هستند. توافق قاهره، برای طرف ایرانی حتماً خوب و لازم و اساساً ناگزیر بود؛ اما در عین حال به این پرسشهای بزرگ دشمنان جمهوری اسلامی نیز پاسخ داد.
مطمئن هستیم که هیچ یک از مقامات سیاسی / نظامی / امنیتی ایران تردید ندارند که بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی، اطلاعات کسب شده از بازدیدهای خود در تأسیسات اتمی ایران را حتی پیش از ارائه به دبیرکل آژانس، به مقامات نظامی و امنیتی اسرائیل و آمریکا میفروشند و هیچ اطلاعاتی در هیچ سطحی از آژانس، لحظهای دور و خارج از دسترس دستگاههای اطلاعاتی و جاسوسی غربی نیست. مهمترین توصیه این نوشتار به مردم و نیز مسئولان کشور آن است که در اهمیت و کارآمدی توافق قاهره نباید کوچک ترین بزرگنمایی و اغراق روا داشت. این توافق، در صحنه عمل جلوی هیچ چیز را از حمله نظامی گرفته تا تصویب “Snap Back” یا تشدید تحریمهای اقتصادی نخواهد گرفت و تنها با کار در صحنه واقعی و عملیاتی – چه نظامی چه اقتصادی و چه تقویت روابط ملت / دولت – است که میتوان با تهدیدات واقعی، مقابله کرد. دیپلماسی، دیپلماسی است و چیزی جز یا بیشتر از بازتاب دهنده قدرت مادی و مردمی نیست. پس، لطفاً ثانیهای را حتی از دست ندهید.