سیاستگذاری های غلط در طول سالیان، کاهش درآمدهای عمومی، عدم سرمایه گذاری های لازم و استهلاک زیرساخت ها، استفاده بی رویه و نادرست از منابع، شکاف دولت – ملت، و فساد گسترده در کنار مدیریت ناکارآمد، زخم های عمیقی در سازمان اداره کشور ایجاد کرده که یک به یک سر باز می کنند
کشور در شرایط عادی نیست؛ این حس به وضوح قابل لمس است. مشکلات مزمن و ریشه ای جامعه، این روزها با صراحت بیشتری خود را نشان می دهد. سیاستگذاری های غلط در طول سالیان، کاهش درآمدهای عمومی، عدم سرمایه گذاری های لازم و استهلاک زیرساخت ها، استفاده بی رویه و نادرست از منابع، شکاف دولت – ملت، و فساد گسترده در کنار مدیریت ناکارآمد، زخم های عمیقی در سازمان اداره کشور ایجاد کرده که یک به یک سر باز می کنند؛ این وضعیت، کار دولت و شخص آقای پزشکیان را برای اصلاح و تغییر شرایط بسیار سخت و پیچیده کرده است.
در کنار معضلات داخلی، با حوادث یک سال گذشته و تحولات ایجاد شده در منطقه، کشور در عرصه خارجی هم با مسائل مهمی روبرو شده که عدم مواجهه منطقی و واقع بینانه با آن ها می تواند به بروز بحران های تازه منجر شود.
پس از ضربات وارد شده به حزب الله در لبنان و به دنبال آن سقوط رژیم اسد در سوریه، برخی منابع از بررسی طرح هایی برای حمله احتمالی به زیرساخت های هسته ای ایران توسط آمریکا و اسرائیل خبر داده اند. از این سو، سپاه پاسداران رزمایشی را در منطقه عمومی کرمانشاه آغاز کرده است و از آمادگی جمهوری اسلامی برای اقدام نظامیِ پیشدستانه سخن گفته می شود. در طرف دیگر هم، ارتش اسرائیل برای مقابله با حملات احتمالی، نیروهای خود را در به حال آماده باش درآورده که نشان می دهد سطح تنش بار دیگر به میزان چشمگیری افزایش پیدا کرده است.
دقیقاً در چنین شرایطی، شاهد موجی از تحرکات تخریبی نیروهای تندرو و مخالف داخلی دولت هستیم که در قالب استیضاح وزرا و طرح ادعاهای ظاهر فریب با تمسک به مشکلات اقتصادی، شدت پیدا کرده است. اما طلیعه داران این موج، همان کسانی هستند که در زمان زمامداریِ رفقای شان در دولت رئیسی انگار زبان نداشتند و معضلات روز افزون اقتصادی، افزایش شدید قیمت ارز ، نرخ بیکاری، کاهش درآمدها، رکود اقتصادی، معیشت مردم و انواع ناکارآمدی ها برای شان هیچ اهمیتی نداشت. پس دغدغه واقعیِ این افراد مشکلات مردم نیست، بلکه به دلیل موقعیت از دست رفته و کاهش منابع مفت و رانتی که از آن برخوردار بوده اند، عصبانی اند.
کسانی که امروز به دروغ مدعی اند قیمت دلار را به راحتی می شود تا ۲۰ هزار تومان کاهش داد و طلبکارانه، گردن کلفت می کنند: «ما حق این ملت را از حلقوم کثیف شما بیرون خواهیم کشید»، از همان قماش اند که وقتی در آستانه ورود به دولت قبل بودند ادعای حل کردن مشکل بورس ظرف سه روز یا ایجاد شغل یک میلیون تومانی و ساخت یک میلیون مسکن در سال را داشتند که همگی پوچ و تو خالی بودند.
اما این موج جدید تخریب را نباید صرفاً ناشی از عصبانیت یک مشت آدم فرصت طلبِ موقعیت از دست داده دانست؛ این تحرکات، می تواند نشانه ای از آغاز یک بازی خطرناک باشد.
باید توجه داشت که مخاطبان اصلی این جماعت، کارشناسان مرتبط و حتی مدیران دولتی نیستند؛ چرا که اساساً آن چه می گویند در سطح کارشناسی و اجرایی ادعاهایی مضحک است. پس مخاطب و نقطه هدف شان چیست؟
به نظر می رسد مخاطب اصلی آقایان، در درجه اول طیف هواداران و مریدانی هستند که در جریان حوادث و تحولات اخیر در لبنان و سوریه، روحیه خود را به شدت از دست داده اند و چه بسا نسبت به رویکردهای گذشته که سال ها مورد تأکید قرار گرفته بود بدبین و مردد شده اند. بازگرداندنِ نگاهِ هوادارانِ مردد، به مسائل داخلی و تهییج آنان با شعارهای به ظاهر انقلابی حول مسائل ملموسی مثل حجاب و معیشت مردم و حتی طرح مکرر مطالبه اجرای وعده صادق ۳ و تبدیل کردن دولت به سیبل حملات، شاید تا حدودی بتواند این روحیه از دست رفته را بازسازی کند.
اما مخاطب دیگر این افراد را می توان بخشی از حکومت دانست. دور از ذهن نیست که هدف غایی این تحرکات، تحت فشار قرار دادن و در نهایت قانع کردن هسته تصمیم گیری در سطوح عالی نظام برای بازگشت به شرایطی مشابه دوران دولت رئیسی و حتی ایجاد یک درگیری نظامی برای بسته تر شدن فضای داخلی باشد.
اینان که در داخل بر طبل افراط و تحریک می کوبند، دقیقاً هم راستا با افزایش تهدیدات خارجی عمل می کنند و به نظر می رسد نه تنها از گسترش تنش و بحران در کشور هیچ نگرانی ندارند، بلکه از آن استقبال هم می کنند. جماعتی که در عمل نشان داده اند این مملکت را به تمامی سهم خود می دانند و معتقدند دیگ این کشور فقط باید برای آن ها بجوشد.
ولی طرح آقایان یک اشکال و باگی دارد که از آن غافل اند؛ یعنی منافع آنی آن قدر برای شان مهم است که به عواقب دو روز بعد عمل شان فکر نمی کنند. اشکال این است که این طور تحریک کردن ذهن های ساده در جامعه ای با این همه معضل و بحران، مثل بیرون کشیدن یک خشت از درون یک دیوار لق، ویرانگر است.
اگر چه هدف اصلی این است که پنجره دولت پزشکیان را در دیوار حکومت خراب کنند و این آخرین کور سوی امید را هم ببندند؛ اما غافل اند که وقتی موجِ ویرانی برسد، کل دیوار روی سرشان خراب می شود.