تحولات اخیر در غزه بار دیگر موضوع به رسمیت شناختن کشور فلسطین را به صدر گفتوگوهای سیاسی در پایتختهای اروپایی، از جمله لندن، بازگردانده است. در پی افزایش بیسابقه بحران انسانی در این منطقه و هشدار سازمانهای امدادرسان بینالمللی درباره قحطی، نخستوزیر بریتانیا، کر استارمر، موضعی کمسابقه اتخاذ کرده و شرایط جاری در غزه را «غیرقابل دفاع و غیرقابل توصیف» خوانده است. این موضعگیری، همزمان با فشارهای در حال افزایش از درون حزب کارگر و افکار عمومی، بار دیگر مسئله شناسایی رسمی دولت فلسطین را به محور بحثهای سیاست خارجی لندن تبدیل کرده است.
مترجم: مریم نصیری
تحولات اخیر در غزه بار دیگر موضوع به رسمیت شناختن کشور فلسطین را به صدر گفتوگوهای سیاسی در پایتختهای اروپایی، از جمله لندن، بازگردانده است. در پی افزایش بیسابقه بحران انسانی در این منطقه و هشدار سازمانهای امدادرسان بینالمللی درباره قحطی، نخستوزیر بریتانیا، کر استارمر، موضعی کمسابقه اتخاذ کرده و شرایط جاری در غزه را «غیرقابل دفاع و غیرقابل توصیف» خوانده است. این موضعگیری، همزمان با فشارهای در حال افزایش از درون حزب کارگر و افکار عمومی، بار دیگر مسئله شناسایی رسمی دولت فلسطین را به محور بحثهای سیاست خارجی لندن تبدیل کرده است.
“استارمر” در بیانیه اخیر خود به روشنی تأکید کرد که فاجعه انسانی در غزه به عمق بیسابقهای رسیده و زمان آن فرارسیده تا جامعه جهانی، بهویژه کشورهای اروپایی، در برابر آن سکوت خود را بشکنند. او همچنین اعلام کرد که در تماس با سران آلمان و فرانسه به دنبال یافتن راهی برای توقف کشتار و تسهیل ارسال کمکهای بشردوستانه به غزه است. این اظهارات در حالی بیان میشود که بریتانیا به همراه ۲۷ کشور دیگر از اسرائیل خواستهاند محدودیتها در زمینه ورود کمکها به غزه را لغو کند؛ اقدامی که اگرچه مهم است، اما دیگر نمیتواند به تنهایی کافی باشد.
در همین راستا، خواستهها برای به رسمیت شناختن کشور فلسطین اکنون نه فقط از سوی فعالان حقوق بشر، بلکه از سوی برخی نمایندگان پارلمان و اعضای حزب کارگر نیز بهطور جدی مطرح میشود. این مطالبه، با توجه به سابقه تاریخی بریتانیا در موضوع فلسطین و نقش آن در شکلگیری وضعیت کنونی، اهمیتی دوچندان دارد. لندن به عنوان یکی از بازیگران تاریخی در خاورمیانه، مسئولیت اخلاقی و سیاسی دارد تا نقش فعالتری در حلوفصل منصفانه مناقشه اسرائیل و فلسطین ایفا کند.
شناسایی فلسطین به عنوان یک کشور مستقل، نه تنها گامی در جهت عدالت تاریخی برای مردم فلسطین است، بلکه ابزاری مهم برای ایجاد توازن در مذاکرات صلح آتی نیز محسوب میشود. در حال حاضر، نابرابری فاحش در موقعیت سیاسی طرفین یکی از دلایل اصلی شکست مکرر مذاکرات بوده است. اسرائیل به عنوان کشوری به رسمیت شناختهشده با حمایتهای بینالمللی گسترده، در موضع قدرت قرار دارد، در حالی که فلسطینیها بدون برخورداری از وضعیت حقوقی مشخص، عملاً در حاشیه روند دیپلماتیک قرار گرفتهاند.
افزون بر این، به رسمیت شناختن فلسطین از سوی کشورهای کلیدی اروپا مانند بریتانیا، پیامی روشن به اسرائیل خواهد بود که ادامه سیاستهای اشغالگرایانه و محاصرههای بیرویه نمیتواند بدون هزینه سیاسی باشد. این اقدام همچنین میتواند به فشار بینالمللی برای توقف فوری حملات نظامی در غزه و آغاز روند احیای گفتوگوهای صلح کمک کند.
مخالفان این اقدام ممکن است استدلال کنند که شناسایی فلسطین میتواند روند صلح را پیچیدهتر کند، اما تجربه نشان داده است که صلح پایدار تنها زمانی میسر است که طرفین به صورت برابر در میز مذاکره حضور یابند. همانطور که کشورهای زیادی در دهههای اخیر فلسطین را به رسمیت شناختهاند، اکنون نوبت آن است که کشورهای با نفوذ غربی نیز از این روند حمایت کنند و با صدای بلند اعلام کنند که کرامت انسانی و حق تعیین سرنوشت مردم فلسطین نباید گروگان سیاستهای منطقهای باقی بماند.
در نهایت، تحولات کنونی غزه بار دیگر به ما یادآوری میکند که مسئله فلسطین، مسئلهای انسانی پیش از آنکه سیاسی باشد. صدای کودکان گرسنه در اردوگاههای غزه، خون ریختهشده غیرنظامیان، و فریادهای بیپاسخ مردم مظلوم این سرزمین، نمیتواند برای همیشه نادیده گرفته شود. شناسایی کشور فلسطین، گامی کوچک اما بسیار مهم در جهت احقاق عدالت، صلح و کرامت انسانی در منطقهای است که دههها درگیر جنگ و بیعدالتی بوده است. بریتانیا امروز بیش از هر زمان دیگری این فرصت را دارد که در مسیر درست تاریخ بایستد.