سیاسی 11 شهریور 1404 - 9 ماه پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

به زمین سفت خوردن

عباس عبدی

هنگامی که دچار مشکلات گوناگون می‌شویم و به زمین سفت می‌خوریم، دنبال مفری می‌گردیم، تا بلکه مسئولیت را متوجه دیگران کنیم. امام جمعه محترم تهران در آخرین خطبه‌های آن گفت که: ”مساجد در زمان انقلاب، دوران دفاع مقدس و مبارزه با فتنه‌ها بسیار اثرگذار بودند. البته از دهه ۷۰ با غفلتی که رخ داد به‌ تدریج نقش مساجد کم رنگ شد و اگر خانه‌های خدا مورد بی مهری قرار نمی‌گرفتند، حال و هوای دیگر می‌داشتیم… یکی از مصادیق تقوا، حفاظت از سرمایه‌ها است و بخشی از این سرمایه ها در راهپیمایی عظیم اربعین نمایان شد که اکنون باید از این سرمایه محافظت کرد.“ ایشان معلوم نکردند که غفلت مورد نظر چه بوده؟ و کدام بی‌ مهری رخ داده است؟ اگر این دو ابهام رفع می‌شد درک درستی از منظورشان به دست می‌دادند. ولی در همین حد هم باید گفت که ادعای مذکور با هیچ یک از شواهد عینی هم‌خوانی ندارد و موجب برداشت نادرست می‌شود. متأسفانه ما اطلاعات دقیقی از میزان افراد مسجدرو در سال‌های پس از انقلاب نداریم که آنها را با هم مقایسه کنیم ولی همان طور که از اظهارات فوق استنباط می‌شود، وضعیت مساجد به عنوان مهمترین شاخص مذهبی بودن، نسبت به گذشته خیلی کم‌رنگ شده و معلوم نیست که چرا به جای حل این مشکل رو به سوی راهپیمایی اربعین آورده‌اند؟ که مطلقاً اهمیت مسجدروی را ندارد و معانی گوناگونی بر آن بار می‌شود که نباید دل به آن خوش کنند، و باید آسیب‌شناسی وضعیت مذهبی را بنمایند.

ادعای امام جمعه محترم نه تنها از سوی پیمایش‌های سراسری که در آن دوره آغاز شد، تأیید نمی‌شود، بلکه نتایج نشان می‌دهد که افت شدیدتر گرایش به مذهب و مسجد اتفاقاً برعکس این ادعا در دو دولت اصول‌گرا رخ داده است. پیمایش‌های سال‌های ۱۳۸۲ تا ۱۴۰۲ به وضوح این را نشان می‌دهد که پیش‌تر آن را در همین روزنامه نوشته‌ام. نکته جالب این است که نام‌گذاری کودکان که یکی از شاخص‌های مناسب برای سنجش میزان علاقه و گرایش به انواع ارزش‌ها است، نشان می‌دهد که برخلاف تصور ایشان در دوره اصلاحات انتخاب نام‌های مذهبی برای کودکان رشد داشته است و سقوط اصلی آن در دوره احمدی‌نژاد است.

ولی چرا این اتفاق در دوره اصول‌گرایان رخ داد؟ و در مقابل چرا در دهه پایانی رژیم گذشته روند معکوسی داشته و انتخاب اسامی مذهبی برای کودکان رشد فراوانی داشت؟ علت اصلی کیفیت و چگونگی رابطه دین و دولت است. حتما آقای امام جمعه محترم می‌دانند که در زمان احمدی‌نژاد چه حاتم‌بخشی‌های فراوانی به مساجد می‌شد؟ حتی در آخرین مراحل آن دولت تصویب کردند که؛ هزینه مصرفی و حق انشعاب برق، آب و گاز برای مساجد، حسینیه‌‌ها، دارالقرآن ‌ها رایگان شود. جالب است که اولین بودجه‌ها را نیز در دولت اصلاحات به حوزه علمیه دادند، ولی نتیجه چه شد؟ همین‌ها بود که دین را تضعیف کرد. وابستگی نهاد دین به منابع مالی حکومتی آن را از ریشه خشک کرد. مثل ریختن اسید روی ریشه درخت است. رایگان بودن برق و گاز و آب این مراکز به جای آنکه به سود آنان شود، به زیان مسجد و مراکز دینی شد. اخبار سوءاستفاده از برق این مراکز برای رمز ارز یا مغازه‌های اطراف این مغازه‌ها، ماهیت و اهداف مراکز دینی را تغییر داد و نتیجه همین وضعی است که امروز شاهد آن هستید و به اشتباه به دهه ۱۳۷۰ نسبت می‌دهید. بیش‌ترین کمک‌های مالی و توجهات و… به این مراکز در دولت‌های اصول‌گرا شد که بدترین نتایج را داشت. کمک‌های شهرداری‌های اصول‌گرا به این مراکز موجب شده است که مراکز دینی تبدیل به مراکز شبه اقتصادی شوند، در نتیجه کم‌کم مردم از آن فاصله گرفتند. از سوی دیگر عملکرد حکومت به نام دین که با کاهش کارآیی آن همراه بوده است، علت دیگری برای تضعیف جایگاه دین شده است، بویژه آنکه این مراکز اغلب به صورت جناحی و انحصاری عمل می‌کردند و همین موجب می‌شد که بخش مهمی از جامعه از این مراکز زده و از حضور در آنها پرهیز کنند.

با توجه به این نکات به آقای امام جمعه محترم باید گفت به جای انداختن توپ در زمین دیگران بهتر است نگاهی به عملکردهای رسمی جناح حاکم شود. حداقل به اندازه آن عقاب تیزپرواز منصف باشیم که چون تیر به او اصابت کرد، با تواضع گفت که: ”از ماست که بر ماست“.

نویسنده
admin
مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *