برای وقوف بر اهمیت نمایشنامهنویسی معاصر در سرزمین مولیر و آرتو کافی است نظری بیندازیم به هر یک از شمارههای مجلّه پاریسکوپ؛ هفتهنامه تئاتری پاریس. بر اساس مجلّه در پاریس و حومه آن حدوداً بیش از دویست تالار نمایشی با رپرتوار و بیش از چهارصد نمایش در حال اجرا است (بسیاری از تالارها تئاتر اجرا میکنند). بر اساس محاسبات ما حدود دویستوپنجاه نمایش را میتوان در مجموعه نمایشنامهنویسی معاصر تعریف کرد. در این میان ما تئاترهایی را که در ایتالیا به راحتی در این تعریف میگنجند درج نکردهایم. نمایشنامهنویسانی چون کامو، سارتر، ژنه و همه مولفان پایان سده گذشته که دیگر کلاسیک شدهاند.
نوشته گاسپاره دوری و ژوزف آگوستینو
برگردان مهدی فتوحی
برای وقوف بر اهمیت نمایشنامهنویسی معاصر در سرزمین مولیر و آرتو کافی است نظری بیندازیم به هر یک از شمارههای مجلّه پاریسکوپ؛ هفتهنامه تئاتری پاریس. بر اساس مجلّه در پاریس و حومه آن حدوداً بیش از دویست تالار نمایشی با رپرتوار و بیش از چهارصد نمایش در حال اجرا است (بسیاری از تالارها تئاتر اجرا میکنند). بر اساس محاسبات ما حدود دویستوپنجاه نمایش را میتوان در مجموعه نمایشنامهنویسی معاصر تعریف کرد. در این میان ما تئاترهایی را که در ایتالیا به راحتی در این تعریف میگنجند درج نکردهایم. نمایشنامهنویسانی چون کامو، سارتر، ژنه و همه مولفان پایان سده گذشته که دیگر کلاسیک شدهاند.
میتوان به این هم اندیشید که در میان این دویستوپنجاه مولف، فقط پدیدههای مربوط به رسانههای گروهی یا مد حضور دارند. ولی اینگونه نیست. در میان این موج دویستوپنجاه نفره، اکثریتی از مولفان معاصر دارند غوطه میخورند، بر میجهند، موج میخورند و آشکارا زنده و سرحال و البته برای مردم ناشناختهاند و نمیتوانند در تاکشوهای تلویزیونی شرکت کنند و اتفاقاً در روزنامه لوموند هم با آنها مصاحبه نشده است. ولی دست به کار مطلقاً بینظیری زدهاند. یک متن تئاتری نوشتهاند. احتمالاً نه یک شاهکار ولی یک کار قابل قبول و گرچه نه رفیع ولی آن را به کارگردانی عرضه کردهاند یا به یک تهیهکننده و البته آنها تصمیم گرفتهاند آن را به روی صحنه ببرند. تمام. بدون اینکه به آنان چون یک پدیده بنگرند. بدون هیچ نیاز به گرایشی سیاسی، بدون گذران زندگی از راه گردآوری اعانه و صدقه از هر که و هر کس. فقط یک متن نوشتهاند و آن را ارائه کردهاند و متن پسندیده شده و احتمالاً برای بازنویسیاش با کارگردان و بازیگران کار کردهاند و چندی بعد نمایش آنجاست. روی صحنه. میتوان چنین اندیشید که این نمایشها از اقبال عامه مردمی که ترجیح میدهند برای رفتن به تماشای نخستین اجرای «تارتوف» یا «هنری چهارم» در کمدی فرانسه صف ببندند (یا برای تماشای TETES D’AFFICHES و سلبریتیهای سینما و تلویزیون.) گریزانند. اما با این همه اینگونه نیست. تئاتر حتی با زبان معاصرش در پاریس از سلامت کامل برخوردار است و مخاطب میرود و همه چیز را میبیند. حتی اگر نام مولف یا نام هنرپیشگان و کارگردان را نداند.
با علم بر این و در ورای آمارهای شخصیمان راه برای رسیدن به اجرا یا نشر یک متن تئاتری در پاریس و در فرانسه نیز مانند هر جای دیگری هم با موانعی روبرو است. اگر پیشتر در سازوکار تئاتر نباشد و اگر دیگر متخصصان تئاتر نشناسندش مولف الزاماً باید از هفتخوان گزینش بگذرد. با دیدن شمار قابل توجه اشخاصی که متون تئاتری مینویسند این گزینش اجتنابناپذیر و دشوار است. مدیران تئاتر مانند ناشران و کارگردانان به خوانش متون ناشناس بیعلاقهاند (در یک مصاحبه رادیویی در فرانس اینتر، نمایشنامهنویس درخشان اریک امانوئل اشمیت با بیمیلی تمام ابراز داشت: «من هر هفته صدها متن دریافت میکنم») پذیرش در مدار رسمی اقدامی نیست که همه بتوانند انجام دهند. بدینسان بسیاری ترجیح میدهند بر گروههای آماتور تمرکز کنند و متونی بنویسند که آشکارا برای آماتورها نوشته شدهاند. همین متون برای اینکه در ژانر ممتاز و با شخصیتهای بسیار و نقشهای درجهبندیشده به حساب آیند با ترازو سنجیده میشوند. اگر میخواهید امتحان کنید و ببینید آیا میتوانید در چرخه رسمی تئاتر حرفهای وارد شوید یا نه میتوانیم نشانی ابتکارهای رنگارنگ موجود در فرانسه را بدهیم که از نمایشنامهنویسی معاصر فرانسه گزارشی به دست میدهند.
یکی از این امکانات مهم را دستیاران امر آفرینش اثر که از سوی بنیاد بومارشه حمایت میشوند ساختهاند. (مصاحبه با پل تبت را که در ادامه میآید بخوانید.) این بنیاد را SACD ساخته (که همارز است با SIAE) و فراهم کننده تسهیلات مالی برای مولفان در طول مرحله نوشتن یک متن و مشوقها است و روند پراکنش متون معاصر را تسهیل میکند. از سوی دیگر باید یارانههایی را هم در نظر داشت که میتوانند فقط به مولفان فرانسوی زبان تعلق گیرند. بقیه موسساتی که فراهم کننده امکانات اقتصادیاند عبارتند از: سانترناسیونال دو لیور که بورسهای تحصیلی را برای نمایشنامهنویسان تدارک میبیند و DMDTS (مرکز موسیقی، رقص و تئاتر و نمایش وزارت فرهنگ) که منابع مالی را برای پروژههای منفرد فراهم میکند. در حالی که مرکز ملّی نویسندگان نمایش اقامت مولفان تئاتر را تامین میکند. این کمکهای اقتصادی گرچه ناچیزند اما بیشتر از این نظر حایز اهمیتاند که میتوانند آفرینش آثار و نشرشان را تضمین کنند. تازه شبکههای تشویقی واقعی و خاصی هم برای نمایشنامهنویسان معاصر وجود دارد که متون نو را بین متخصصان تئاتر پخش میکنند که برخی از آنها به کار همکاری با بازیگران حرفهای میخورند. کمیته خوانش آنت (AUX NOUVELLES ECRITURES THEATRALES) هر سال ده اثر تئاتری گوناگون را بر میگزیند و بدینسان کارکردی مهم و صافیوار، هم برای متون ادیتنشده و هم برای متون چاپشده دارد. آثار برگزیده مورد تشویق متمرکز و موثری از طریق تعاونی (A MOTS DECOUVERTS) که متشکل از کارگردانان و مولفان است قرار میگیرند. آنت بعلاوه مناظرات و نمایشنامهخوانیهایی را در نوزده نشست تدارک میبیند و برگزار میکند که از فرانسه به کانادا و از بلژیک تا سوییس میروند. یک کمیته مهم خوانش دیگر (LA QUINZAIN DES AUTEURS) است که مرکز همایشش، پیکولو اودئون در SACD است و وظیفهاش گزینش متون برای توجه و عرضه. همان SACD دو ابتکار مهم دیگر هم ارائه میکند TEXTE NU و MOTS D’AUTEURS که اولی از طریق خوانش عمومی که مورد اعتماد بازیگران تایید شده است به ارزشگذاری متون مولفان مهاجر در نشستهای MOTS D’AUTEURS میپردازد و بازیگران متون را در پیش مخاطبانی بافرهنگ و نیز متخصصان تئاتر میخوانند. خوانشها هر سال مکانهای متفاوتی دارند. (آوینیون، تئاتر رون پوئن، نیمه). بهعلاوه SACD نمایشنامهنویسی فرانسه را به یمن بخش ENTR’ACTES در خارج نیز تبلیغ میکند. این بخش در سال 1991 زاده شده و ژان کلود کریر مدیر آن بوده است. در ضمن ENTR’ACTES مجلهای دو زبانه (فرانسه و انگلیسی) (LES ACTES DU THEATRES) منتشر میکند و مدیر بانک دادههایی است با بیش از نههزار ترجمه متون فرانسوی و از طریق تعاونی CRAC (COLLECTIF DE REFLEXION SUR LES AUTEURS CONTEMPORAINS) کنشهای شایانی برای گسترش متون فرانسوی به خارج انجام میدهد. تازه دورههای نمایشنامهنویسی را هم نباید از قلم انداخت که یکی از مشهورترین آنها از طریق شهرداری GUERLANDE سازماندهی شده و مسابقهای است آزاد برای همه مولفان فرانسوی زبانی که آثارشان هرگز چاپ نشدهاند و برنده 3000 یورو دریافت میکند. همچنین جشنوارههای نمایشنامهنویسیای هم هستند که به شناخت آثار مولفان ناشناخته میپردازند. LES MOUSSONS D’ETE که هر سال در PONT A’ MOUSSON برگزار میشود جشنواره بسیار درخشانی است با مشارکت گسترده همه با علاقمندان بیشمار و مشتاقان بسیار. تازه ابتکارهای دیگری هم هستند که SACD برگزار میکند. مانند جشنواره فرانکوفونیا در لیموزین، جشنواره امه سزر، جشنواره نوشتههای آفورت ویل، بهار مولفان در مونت پولیه، جشنواره اولتر مار. تازه باید از اهمیت افزاینده اینترنت در گسترش و انتشار نمایشنامهنویسی معاصر غافل نبود. سایت تئاتروتک شامل رپرتواری از صدها مولف و متن و کاتالوگ ژانری و شماره اشخاص و … است. جدای از نقدها وبازبینیها و مصاحبهها و مقالات از هر نوعی که همه هم متمرکز بر نمایشنامهنویسی معاصرند.
در همان راستا سایت LE CERCLE که حاوی مباحاثات مولفان و کارگردانان و بازیگران است نقطه برخوردی واقعی و مفیدی برای حرفهایهای تئاتر میآفریند (همچنین برای آماتورها) با تضمین موفقیت سایتهای فعال، هر سال سایتهای تازهای برای نمایشنامهنویسی ایجاد میشوند. به طوری که اینترنت بدل شده به یک آینده و کانال اصلی برای تشویق و پخش نمایشنامهنویسی معاصر.
در زمینه ترجمه، خانه آنتوان ویتِز در مونت پولیه نقش اصلی را دارد چون ترجمههای اصلی را از متون خارجی در فرانسه گزینش و فهرستبندی میکند و علاوه بر معرفی یک مکان ملاقات برای کارگردانان، بازیگران، مولفان و مترجمان جدای از ترجمه متون تئاتری خانه آنتوان ویتِز همچنین بورسهای نوشتن را برای جوانان عهدهدار میشود. اجباراً باید یادی بکنیم از آتلیه ترجمه صحنه ملّی اورلئان به مدیریت ژاک لونی که دیگر بدل شده به یک نقطه ارجاع برای نمایشنامهنویسی خارجی زبان (از جمله ایتالیایی).
یک پدیده دیگر ارتقاء سطح نمایشنامهنویسی فرانسه مربوط به برنامه تئاتر فرانسه L’EAT است یعنی مجمع نویسندگان تئاتر (ECRIVAINS ASSOCIES POUR LE THEATRE) این مجمع تشکیل شده از حدود چهارصد مولف که ابتکارهای بسیاری را سازماندهی میکنند که همه رو به تبلیغ نمایشنامهنویسی معاصر دارند. در این میان ابتکارهایی که L’EAT به طور منظم در آن مشارکت میکند در LIRE EN FETE درج شده که تظاهرات و نمایشی از سوی وزارت فرهنگ است و هر سال در تئاترها و تالارهای کنفرانس و دانشگاهها و سینما و فضاهای دیگری در هر جای فرانسه اجرا میشود. در فضای این نمایش L’EAT نمایشنامهخوانی هم برگزار میکند و همواره با تایید فزایندهای از سوی مخاطبان مواجه میشود. L’EAT همچنین با تئاتر روند-پوئن در شانزهلیزه به مدیریت ژان میشل ریبه در تمام طول سال، علاوه بر کارگاههای نوشتن و سمینارها، نمایشنامهخوانی و میزانسنسازیهایی برگزار میکند که اساساً حرفهایهای تئاتر در آن حضور دارند. فراموش نشود که برنامهریزی روند-پوئن اساساً به مولفان معاصر ارجاع مییابد.
پل تابت: درِ بنیاد برای هر قالب نمایشنامهنویسی باز است
ما مصاحبهای کردهایم با پل تابت، مدیر بنیاد بومارشه که SACD آن را به وجود آورده و هدف آن تشویق جوانان نمایشنامهنویس فرانسوی است.
چه باید کرد تا بتوانیم کمکهای وعده داده شده بنیاد بومارشه را به دست آوریم؟
ما دو کمیته خوانش متن در هر سال داریم. کاندیداها میروند و در پروژه نوشتاری ما که شامل خطوط مشی خاصی است شرکت میکنند. پروژههای برگزیده (ده تا از پانصدتایی که هر سال امتحان میدهند) یک سهام 380 یورویی ثابت را دریافت میکنند بعلاوه بورسهای خاص که به آنها اجازه میدهد تا آثارشان را ارائه و چاپ و منتشر کنند.
پس کمک شما محدود میشود به یک شاخص اقتصادی؟
نه. بنیاد بومارشه همچنین نقش فعالی در پراکنش متون تئاتری بین کارگردانان و انتشاراتیها دارد. 80 تا 85 درصد متون تشویق شده از سوی ما چاپ و اجرا میشوند. متون برجسته بنیاد ما امتیاز مازاد مقبول افتادن نزد حرفهایهای تئاتر را دارند.
کمیته خوانش متون مرکب از چه کسانی است؟
از شخصیتهایی که هر یک، از بخشهای مختلفی میآیند. روزنامهنگاران، اساتید، بازیگران و کارگردانان. هدف تمایزگذاری حداکثر در ترکیب کمیته این است که امتیاز به یک سبک خاص نوشتاری تعلق نگیرد.
در کار گزینش شما سبکهای نامعمول و نوشتههای غیر عادی چه جایگاهی دارند؟
درِ بنیاد ما برای هر قالب نمایشنامهنویسی باز است. هر مولفی جهان خاص و غنای ذهنی خاص خود را دارد که اتفاقا ما میخواهیم حفظش کنیم. تازه سعی ما بر این است تا قالبهای سبک نو را هم برای غنا بخشی به زبان و بیان هنری تبیلغ کنیم.