سیاسی 26 فروردین 1404 - 1 سال پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0
مهدی مطهرنیا استاد دانشگاه تحلیلگر سیاسی

توافق “برد ـ برد”؛ روزنه‌ای به سوی آینده روشن

در ادبیات دیپلماسی، واژه‌ی «برد-برد» اغلب به‌کار می‌رود، اما کم‌تر زمانی با تمام وجود معنا می‌شود. ایران در این مقطع تاریخی، صریح و بی‌پرده از خواست خود می‌گوید: توافقی عادلانه، متوازن و پایدار؛ توافقی که نه تنها حقوق مشروع ملت ایران را به رسمیت بشناسد، بلکه راهی باز کند برای گره‌گشایی از مشکلات اقتصادی، برای نفس کشیدن دوباره‌ بازارها، برای باز شدن قفل معیشت میلیون‌ها ایرانی.

مهدی مطهرنیا

در ادبیات دیپلماسی، واژه‌ی «برد-برد» اغلب به‌کار می‌رود، اما کم‌تر زمانی با تمام وجود معنا می‌شود.
ایران در این مقطع تاریخی، صریح و بی‌پرده از خواست خود می‌گوید: توافقی عادلانه، متوازن و پایدار؛ توافقی که نه تنها حقوق مشروع ملت ایران را به رسمیت بشناسد، بلکه راهی باز کند برای گره‌گشایی از مشکلات اقتصادی، برای نفس کشیدن دوباره‌ بازارها، برای باز شدن قفل معیشت میلیون‌ها ایرانی.
بیش از یک دهه از آغاز تحریم‌های گسترده و فلج‌کننده علیه ایران می‌گذرد. زخم‌هایی که با هر فشار جدید، عمیق‌تر شدند.
از سفره خانواده‌ها تا کارخانه‌های خاموش، از بازار ارز تا داروخانه‌های بی‌دارو، همه و همه نشان می‌دهند که این تحریم‌ها، فقط سلاحی سیاسی نبودند؛ بلکه زخمی انسانی، اقتصادی و روانی بر جامعه وارد آوردند. ایران امروز با تمام توان، در پی درمان این زخم‌هاست. نه از راه تقابل که از مسیر گفت‌وگو.
تحریم‌ها واژه‌ای خشک و رسمی‌ست، اما آن‌چه در دل خود پنهان کرده، رنج‌هایی‌ست عمیق و گسترده.
تحریم‌ها فقط محدودیت‌های مالی یا ممنوعیت‌های صادرات و واردات نیستند؛ آن‌ها زخم‌هایی هستند که بر جان اقتصاد ایران و فراتر از آن، بر روان و زندگی مردم نشسته‌اند.
سال‌هاست که تحریم‌ها چون غباری سنگین، بر شانه‌های اقتصاد ایران سنگینی می‌کنند.
ابتدا آهسته آمدند، اما رفته‌رفته عمیق‌تر شدند؛ از تحریم نفت گرفته تا نظام بانکی، از محدودیت در دسترسی به منابع مالی بین‌المللی تا مسدود شدن کانال‌های دارویی.
اقتصاد ایران، مانند بیماری که دسترسی‌اش به دارو قطع شده باشد، دچار تنگی نفس شد. تولید کاهش یافت، اشتغال محدود شد، قیمت‌ها افسارگسیخته بالا رفتند و ارزش پول ملی به شدت افت کرد.
از آن سو، تولیدکنندگان ایرانی نیز تحت فشار مضاعف قرار گرفتند. واردات مواد اولیه با مشکل مواجه شد، انتقال پول ناممکن و همکاری با شرکت‌های خارجی دشوارتر و گاهی ناممکن شد.
سرمایه‌گذار خارجی از ترس تحریم، عقب نشست و داخلی‌ها هم ناامید از ثبات اقتصادی، پول خود را به بازارهای غیرمولد هدایت کردند. رشد اقتصادی متوقف شد و در برخی دوره‌ها، حتی به عقب بازگشت.
تحریم‌ها مثل تار عنکبوتی نامرئی به دور تمام ابعاد زندگی اقتصادی و اجتماعی کشور تنیده شدند.
آن‌قدر نامحسوس اما پیوسته که گاهی حتی فراموش می‌کنیم که چه چیزی باعث این حجم از دشواری‌ها شده.
این تحریم‌ها تنها ابزار فشار سیاسی نیستند، بلکه نوعی جنگ بی‌صدا علیه مردم‌اند؛ جنگی که در آن گلوله‌ای شلیک نمی‌شود، اما آینده‌ میلیون‌ها نفر را نشانه می‌رود.
ایران در برابر این زخم‌ها، نه تنها ایستادگی کرده، بلکه در تلاش برای درمان آن‌هاست، اما حقیقت این است که بدون برداشتن ریشه‌ زخم، درمان‌ها تنها مُسَکِن‌اند.
رفع تحریم‌ها نه یک امتیاز که یک ضرورت انسانی و اقتصادی است؛ یک پیش‌شرط برای بازگشت به وضعیت عادی زندگی.
مذاکرات هسته‌ای از این منظر، نه صرفاً یک منازعه سیاسی، که تلاشی برای نجات اقتصاد زخمی و التیام‌بخشیدن به زخم‌هایی‌ست که تحریم‌ها بر پیکر جامعه ایران وارد کرده‌اند. این یک میدان انسانی است؛ میدانی برای بازگرداندن امید، معیشت و نفس تازه در جامعه.
هیچ مذاکره‌ای ساده نیست، مخصوصاً وقتی سایه‌ بی‌اعتمادی و تجربه‌های تلخ پیشین بر آن سنگینی می‌کند.
اما ایران با صبوری و تدبیر وارد میدان شده است. رویکرد تیم مذاکره‌کننده نه احساسی که حساب‌شده، مبتنی بر منافع ملی و با تکیه بر منطق برد – برد است. ایران نشان داده است که اهل سازش‌های ناعادلانه نیست، اما حاضر است برای نجات اقتصاد، برای بهبود معیشت مردم، گفت و گو کند.
پشت همه‌ عدد و رقم‌ها، فرمول‌ها، مکانیسم‌ها و بندهای توافق، یک حقیقت ساده و دردناک پنهان است: مردم؛ مردمی که بار گرانی، بیکاری، تورم و نوسانات ارزی را سال‌هاست به دوش می‌کشند.
هر توافقی که بتواند بخشی از این بار را سبک کند، هر گشایشی که به باز شدن قفل صادرات، بازگشت سرمایه، افزایش دسترسی به دارو و کالاهای اساسی بینجامد، گامی در جهت انسانی‌تر شدن اقتصاد است.
ایران در پی معجزه نیست؛ در پی توافقی ممکن و معقول است. توافقی که هم امنیت منطقه را ارتقا دهد، هم اقتصاد داخلی را سامان دهد، هم چهره‌ ایران را در جامعه‌ جهانی به‌روزتر و متعادل‌تر کند. این مسیر، به صبوری و حمایت افکار عمومی نیز نیاز دارد.

نویسنده
سحر شمخانی
مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *