اجتماعی 15 دی 1404 - 5 ماه پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

خودکشی پنهان حکومت

نگاهی به صفحات حوادث روزنامه ها و بررسی حتی نه چندان موشکافانه وقایع مندرج در آن ها، همه مبین و اثبات کننده حقیقت انکار ناپذیر خودکشی های پنهان اند.

سرمقاله فیروز نعیم محبوبی

 

مدیرمسئول

توضیح: این سرمقاله، پیش از اعتراضات معیشتی اخیر نگارش یافته است.

«نوشتار زیر شامل دو بخش است:

اول؛ توضیحاتی در خصوص نقش خودویرانگری در نوع انسان که به منظور آشنایی خوانندگان محترم با پدیده “خودکشی پنهان” نگارش یافته و از یک اثر در نظر گرفته شده برای انتشار یک کتاب – با اضافه نویسی مختصر این جانب – بر گرفته شده و پیشاپیش از طولانی بودن ناگزیر آن پوزش می طلبم.

دوم؛ مطالبی با همین مضمون در رابطه با رویکرد نظام  سیاسی حاکم بر کشورمان.

ذکر این نکته لازم است که دادن ارتباط و مقایسه یک مقوله روان شناختی فردی و تعاملات مربوطه با رفتارهای تشکیلاتی از زیر مجموعه یک جامعه مانند دستگاه حکومتی، بسیار غامض و پیچیده است و می بایست با مقدمات، ملاحظات و پیش زمینه های علمی بسیار همراه باشد.

پیشاپیش از این نقیصه به دلیل عدم امکان نوشتار مطول در قالب یک سرمقاله، از خوانندگان محترم پوزش می طلبم.

بخش اول:
آن چه افیون را این همه جذاب و اعتیاد به آن را برای بسیاری در هر نقطه از جهان ناگزیر و دلپذیر ساخته، انفعال و خود نابودگری و در یک کلام “خودکشی پنهان” و نهفته در آن است. نشئت، رهایی یا هر ملغمه دیگری که ظاهرالامر پیرامون این پدیده منحوس مطرح می شوند، همه دستاویزی برای کتمان و اختفای همان تهدیدات و مخاطرات مستور است.

علت مرگ بیش از نود درصد رانندگانی که جان شان را در تصادفات حین رانندگی از دست می دهند نیز همین نوع خودکشی ست.

هم چنین می توان به سیاهه بی پایان انتحارهای پنهانی، این موارد را – البته بیشتر در اشکال افراطی، مخرب و غیر معقول آن ها – افزود: قتل و آدم‌ربایی و سرقت های مسلحانه و خشن، قمار، شراکت های تجاری از همان ابتدا معلوم و مختوم به عهدشکنی یکی از طرفین یا ورشکستگی، عشق، ازدواج، طلاق، خیانت، خساست یا ولخرجی، اصرار یا اجبار در اعتقاد به یک جهان بینی یا نحله سیاسی تاریخ منقضی شده، پا فشاری در اعمال روز افزون مرگبارترین شیوه های دیکتاتوری از سوی حاکمان مستبد و نیز مقاومت و‌ سرسختی در برابر حبس، شکنجه و… از سوی مخالفان آنان، اقدامات تروریستی به ویژه انتحاری، شرکت در جنگ ها و عملیات جانسپارانه، حفظ و در جا زدن در یک اشتغال به خط پایان رسیده، انتخاب عامدانه سبک زندگی استرس زا و مملو از نگرانی و هدایت آن به سوی یأس و ناامیدی و لاجرم ابتلا به انواع اختلالات روانی مانند افسردگی حاد و هذیانی، اسکیزوفرنی، اختلال دو قطبی و درخودماندگی.
هم چنین، منازعات ظاهراً بی دلیل خیابانی، بیماری های مرگ آور پیگیری ناشده، سوء تغذیه مزمن، جراحی های غیر ضرور، مصرف بی قاعده دارو و مشروبات الکلی و بسیاری بهانه های مرگبار مستتر مانده از آگاهی و حضور ذهن مرتکبان؛ همه مبین و اثبات کننده حقیقت انکار ناپذیر این نوع خودکشی اند.

برای همین مشهور است: شما هیچ قتل برنامه ریزی شده ای نخواهید یافت که مقتول سهمی کمابیش در انگیزه و تشویق قاتل به ارتکاب عمل هولناکش را بر عهده نداشته باشد. جمله معروف و محبوب کارآگاهان پلیس: «قاتل به محل جنایت باز می گردد»، نیز بیانگر همین مهم است. «چرا قاتل به محل جنایت باز می گردد؟ چون ناخودآگاه از این که شناخته، دستگیر و به اشد مجازات محکوم نشود، وحشت دارد!».

نگاهی به صفحات حوادث روزنامه ها و بررسی حتی نه چندان موشکافانه وقایع مندرج در آن ها، همه مبین و اثبات کننده حقیقت انکار ناپذیر خودکشی های پنهان اند.

به عنوان یک مثال ساده و عینی اخیر، طی ایام نوروز ۱۴۰۴، پویش “نه به تصادف” هر چند در کوتاه مدت – که البته بعید می نماید؛ اما در هر حال آمارها چنین مدعی اند – تا حد چند روز و بسیار اندک، حوادث مرگبار و غیر مرگبار در جاده ها را کاهش داد؛ اما حتی در میان مدت و در مقایسه حوادث مرگبار مدت معینی از سال جاری با مشابه مدت زمان سال گذشته – یعنی قبل از اجرای طرح پویش – تعداد تصادفات افزایش یافت، چرا که با ارسال متن، یا از طریق فیلم های نمایشی یا پست های شنیداری مبنی بر نقش سرعت، سبقت غیر مجاز، عدم رعایت فاصله ایمن، خستگی و خواب‌ آلودگی، استفاده از موبایل و… به رانندگان، ناخودآگاه ایشان به نقش عوامل یاد شده در خود ویرانگری یا همان خودکشی پنهان واقف شده و در شیوه های رانندگی خود، بی اختیار آن ها را به کار می گیرند!

بخش دوم:
مبرهن ترین و واضح ترین رفتار حاکمیت در اثبات مقوله خودکشی پنهان خود، فاصله گرفتن از ملت و بی توجهی به خواسته ها و جلب رضایت ایشان است.

پس از جنگ ۱۲ روزه و همگامی ستایش بر انگیز مردم در همراهی با حاکمیت و نقش بر آب کردن آرزوهای دشمن در به آشوب کشیدن خیابان ها و شهرهای کشور، ناب ترین و بی نظیرترین شرایط ممکن فراهم شد تا حاکمیت با هر چه بیشتر نزدیک کردن خود به مردم، برای همیشه – حتی بیشتر از فرضاً با در اختیار داشتن ۱۰۰۰ بمب هسته ای – برای همیشه ثبات و ماندگاری کیان کشور و خود را بیمه و

تضمین نماید. متأسفانه نه تنها چنین نشد، بلکه طی ماه های گذشته وقایعی را شاهد بوده ایم که حتی بعضاً به عمد (!) به فاصله گرفتن بیشتر مردم و حکومت از هم، حتی نسبت به یکی دو سال اخیر و قبل از جنگ ۱۲ روزه منجر شد.

خطر اولیه و بالفعل این فاصله، اطمینان دشمن از عدم همراهی ملت با حاکمیت، در صورت حمله و جنگ مجدد با کشورمان است. اگر آمریکا – به رغم محاصره دریایی و بستن آسمان ونزوئلا  – حمله نهایی خود را به این کشور به تأخیر انداخته است، بیشتر به دلیل عدم اطمینان از همراهی ملت ونزوئلا با ایالات متحده است.

به محض رسیدن پالس مثبت از داخل مبنی بر بی طرفی مردم یا بدتر، حمایت از نیروهای متجاوز، امپریالیسم آمریکا در ظاهر برای مبارزه با مافیای قاچاق مواد مخدر ، ولی در واقع برای در اختیار گرفتن دارنده بزرگترین ذخائر نفتی جهان (با ۳۰۴ میلیارد بشکه تا کنون کشف شده یا ۲۱.۳۱ درصد نفت جهان) لحظه ای در حمله متجاوز گرانه خود به این کشور تردید و درنگ نخواهد کرد. همین طرز تلقی، یعنی عدم اطمینان از رویکرد ملت ایران در تجاوز مجدد به میهن مان، هم اکنون قدرت تصمیم گیری را از آنان سلب کرده است. بنابراین، به هر میزان که حاکمیت از ملت فاصله می گیرد، به همان میزان، تمایل به خودکشی پنهان نیز در ارکان حاکمیت قدرت گرفته و صدق می کند.

شواهد و وقایع و اخبار مؤید تأیید پدیده خودکشی پنهان حکومت به لحاظ کمی آن چنان پر شمار و به لحاظ کیفی قابل توضیح و اثبات – و البته روز افزون است – که به یکی از آخرین موارد، یعنی لایحه بودجه ۱۴۰۵ اختصاراً اشاره شده و سپس از چند نمونه تیتر وار یاد می شود. تأویل و تفسیر موارد اشاره شده و نیز موارد بی شمار اشاره نشده، بر عهده مقامات ارشد نظام و خوانندگان گرامی.

و اما لایحه بودجه ۱۴۰۵ و موارد نهفته و مؤید خودکشی پنهان حکومت در آن: افزایش ۲۰ درصدی حقوق کارکنان دولت به رغم تورم احتمالاً ۵۰ درصدی و با دستاویز ممانعت از افزایش بیشتر تورم؟! بهانه غریبی که حتی در تأیید آن یک سطر در هزاران کتاب اقتصادی پیدا نخواهید کرد. چنان چه اصلاح رو به افزایش چشمگیری در روند دستمزدها و یا دیگر راهکارهای میسور در بودجه سال آتی صورت نگیرد – همراه با افزایش ۶۲ درصدی وصول مالیات و افزایش مالیات ارزش افزوده به ۱۲ درصد – چنان دماری از گُرده حقوق بگیران طی سال آینده حتی با تورم ۵۰ درصدی – هر چند برخی نرخ تورم در سال آینده را در حد ۳ رقمی (!) هم محتمل می دانند – کنده خواهد شد که زندگی ده ها میلیون نفر به جهنم – فی الواقع جهنم واقعی – تبدیل خواهد شد.

از دیگر مصادیق خودکشی پنهان حکومت که کشورمان را به سوی یک سرنوشت از پیش تعیین و انتخاب شده لاجرم و ناگزیر سوق می دهد، می توان به این موارد اشاره کرد: استنکاف و اتلاف زمان در مذاکره مستقیم با آمریکا (طی زمانی که ایالات متحده مانند زمان حاضر شروطی برای مذاکره تعیین نکرده بود) و واسطه تراشی از کشورهایی که منطقاً هر یک در پی منافع خویش از خوان گسترده تحریم ها و دیگر منافع تخاصم ایران و غرب اند، اصرار بر قدرت نمایی و تحکیم مواضع در منطقه بدون توجه به بر هم خوردن بلوک های قدرت در منطقه پس از واقعه ۷ اکتبر ۲۰۲۳ میلادی، اصرار بر وقوع عن قریب جنگ، مطلق انگاری دوستان و دشمنان سنتی در عرصه سیاست خارجی، ارتباطات معدود سیاسی و حمایتی در مجامع بین المللی در حد چند کشور کوچک و نه چندان مهم در عرصه جهانی، عدم ایجاد شرایط مناسب جهت الحاق به معاهده های بین المللی و شیطانی معرفی کردن آن ها، به بن بست کشانیدن فعالیت های احزاب، جناح ها، گروه ها و فعالان دانشجویی و… ،فساد همه جانبه و ویرانگر اقتصادی و سکوت مطلق در برابر نحوه زیست آقازاده ها چه در داخل و چه خارج از کشور، ایراد اتهامات و بی حیثیت سازی مکرر مقامات عالی رتبه سابق نظام حتی تا سطح ریاست جمهوری، افتادن در وضعیت نابخردی و ناکارآمدی بسیاری از مقامات و مسئولین عالی رتبه و میانی از فرط در غلتیدن در دامگه “وفاق”، عدم برخورد با اشخاص شناخته شده و تریبون های رسمی ای که بر خلاف منافع ملی و کاملاً به منظور ایجاد تفرقه و به نفع دشمن و تجاوز به میهن سخن پراکنی می کنند، افزایش روزانه بهای دلار، سکه، طلا، خودرو، کالاهای اساسی و…

، انجام کم تأثیرترین شیوه ممکن در افزایش بهای بنزین، درگیری مدام مجلس با دولتیان و نگه داشتن شمشیر آخته استیضاح، استعفا و حتی برکناری – و در آینده احتمالاً محاکمه – بر فرق سر رئیس جمهور، از حیص انتفاع انداختن فعالیت های رسمی رسانه ای و ایجاد جو بدبینی و تردید به آن ها، بی اعتبار شدن برنامه های صدا و سیما و متعاقباً انتقال پر هزینه و دردناک مرجعیت رسانه ای به خارج از کشور (که به اندازه مجموع تحریم ها و جنگ های ۸ ساله و ۱۲ روزه خسارت بار بوده است)، ناترازی های موجود در آب، برق و گاز و انداختن توپ مسبب در زمین ملت به واسطه مصرف زیاد، عدم تعیین و تکلیف مسأله حجاب بالحاظ منافع ملی کشور و خواست ملت، ناگزیرسازی نخبگان به مهاجرت، اصرار بر حفظ فیلترینگ فضای مجازی و… .

بلاشک، صدها و احتمالاً هزاران مورد دیگر می توان بر موارد فوق افزود که می توانند نشانه هایی دال بر ویرانگری خودخواسته یا همان خودکشی پنهان حکومت باشند. ما به همین مقدار قناعت می کنیم و نتیجه گیری را می گذاریم برای زعما و مقامات ارشد نظام. به قول سعدی: «من آن چه شرط بلاغ است با تو می‌گویم / تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال».

نویسنده
درسا کریمی
مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *