میخواهم فرض بگیرم که دانشگاه ما خوب است و معلم و متعلم خوبی هم داریم. اگر دانشگاهی خوب نباشد، باید این پرسش را مطرح کرد که رشته ترجمه بازده مناسب خواهد داشت یا خیر؟ دانش ترجمه با کاربرد دانش تلازم دارد یعنی ما بدون عمل نمیتوانیم آن را به کار ببندیم.
میخواهم فرض بگیرم که دانشگاه ما خوب است و معلم و متعلم خوبی هم داریم. اگر دانشگاهی خوب نباشد، باید این پرسش را مطرح کرد که رشته ترجمه بازده مناسب خواهد داشت یا خیر؟ دانش ترجمه با کاربرد دانش تلازم دارد یعنی ما بدون عمل نمیتوانیم آن را به کار ببندیم. با دانش فن ترجمه نمیتوان مترجم تربیت کرد، در واقع این دو یعنی فن ترجمه و ترجمه خوب باید با یکدیگر تلازم داشته باشند. این غلط است اگر بگوییم همه چیز از دانش با یک تسمه اتوماتیک به عمل تبدیل میشود. در ضمن انواع موانع میتواند وجود داشته باشد که ما نتوانیم دانشمان را به کار ببندیم. ممکن است کسی در درس منطق بسیار آگاه باشد اما نتواند بحث منطقی کند. بسیار مهم است که تلازم بین دانش و امر به کارگیری دانش وجود داشته باشد. دانش در کار ترجمه خیلی موثر است (که پیشفرض قابل بحثی است) اما پرسش این است که آیا با دانش ترجمه میتوان مترجم خوب تربیت کرد یا خیر؟ سخنی از نیومارک که یکی از دانشمندان رشته ترجمه است، به این پیشفرض ما پاسخ میدهد. نیومارک در یکی از کتابهایش میگوید: «میخواهم به شما بگویم که نظریه ترجمه چه کارهایی میتواند بکند و چه کارهایی نمیتواند بکند؛ نخست اینکه نمیتواند مترجم بد را به مترجم خوب تبدیل کند.» پس طبق این نظریه اگر دانشگاه خوبی هم داشته باشیم، نمیتوان طبق نظر ایشان با یک دانش ذینفع مترجم بد را به مترجم خوب تبدیل کرد. نیومارک همچنین اشاره کرده است که «علم ترجمه نمیتواند دانشجو را به یک دانشجوی حساس یا باهوش تبدیل کند که دو ویژگی مترجم خوب است.» ویژگی مترجم خوب این است که به زبان حساس باشد و به دانشهای بینرشتهای هم احاطه داشته باشد و ادامه میدهد: «اگر کسی به زبان و به زبان خودش به طور خاص حساس باشد و در جهان دنبال واقعیتها بگردد، میتواند بدون آموزش ترجمه اموراتش را بگذراند درست مانند این که یک بازیگر حساس میتواند بدون تربیت، کار خودش را انجام دهد.» نیومارک همچنین اعتقاد دارد که فن ترجمه یک علم و مهارت و دانش است و تئوری است ولی نمیتواند خوب نوشتن را آموزش دهد. حالا پرسش من این است که آیا اگر نویسندهای نتواند زبان مادریاش را به خوبی بیاموزد، میتواند ترجمه خوبی هم ارائه دهد؟ من امروز در کلاسهایم نمیتوانم نگارش فارسی به دانشجویان یاد دهم. نیومارک میگوید: «البته میتواند بگوید که نوشتن بد چگونه است. پس این کار را نمیتواند بکند. کاری که معلم میتواند انجام دهد، این است که نشان دهد آدمهایی که ترجمه میکنند، چه کاری انجام میدهند و چه فرآیندی را طی میکنند.» نیومارک همچنین درباره آموزش ترجمه توسط مدرسان دانشگاهها گفته است: «استاد و معلم ترجمه میتواند اصولی را بگوید و راهنماییهایی را بکند. وقتی شخصی این موارد را دانست، میتواند تصمیم بگیرد.» اما تصمیم نهایی را باید کسی بگیرد که اسمش دریابندری، محمد قاضی یا صالح حسینی است. او میافزاید: «فن ترجمه یک کار مهم میکند؛ این که مترجم گاف ندهد و خطاهای فاحش انجام ندهد. شاید مترجم خیلی باهوش نباشد اما به او یاد میدهد که اشتباهات فاحش از او سر نزند.» این حرفها، حرفهایی است که از دل کار برمیآید اما چون سطح دانشگاههای ما پایین است، این بحثها در آن گم شده. این موارد نشان میدهد که ظرفیت علم همین قدر است. امروزه در دانشگاه ما آدمهایی که باهوش نیستند، به ترجمه رو میآورند. حالا پرسش من این است که آیا آدمی که کتابخوان نیست، میتواند ترجمه کند و مترجم و نویسنده خوبی باشد؟