این روزها نمایش «دویل» به نویسندگی جعفر غلامپور و طراحی و کارگردانی حمید رحیمی در عمارت نوفللوشاتو روی صحنه است.
رومینا ایرانپناه
این روزها نمایش «دویل» به نویسندگی جعفر غلامپور و طراحی و کارگردانی حمید رحیمی در عمارت نوفللوشاتو روی صحنه است. مکان «دِویل» یک شهر خیالی است و زمانش دوران قرون وسطی. این نمایش مسائل جامعهای را روایت میکند که به خاطر جهل و خرافاتی که در ذهن مردمانش ریشه کرده، درگیر هرج و مرج شده است. حمید رحیمی فوقلیسانس کارگردانی و لیسانس بازیگری دارد و سالهاست در حوزه تئاتر فعالیت میکند. اغلب اوقات کارگردانی نمایش را بر عهده میگیرد. رحیمی 15 سال است که در سمتهای مختلف کار تئاتر میکند و «دویل» پنجمین تجربه کارگردانی حرفهای اوست. به بهانه اجرای این نمایش با این هنرمند گفتگو کردهایم که در ادامه میخوانید.
در ابتدا درباره پروسه تولید «دویل» توضیح دهید.
من و جعفر غلامپور بیست سال است که همکار و رفیقیم. فرم و ساختاری از اجرا در ذهنم بود که در چند روز اول تمرین با هم اتود زدیم و به این نتیجه رسیدیم که متن «دویل» میتواند گزینه مناسبی برای مفهومی که در ذهن دارم باشد. ما دو ایده کلی داشتیم، یکی دورانی در اروپا که برخی از پسرها از سن کودکی اخته میشدند تا در بزرگسالی صدای زنانه داشته باشند، ایده دیگرمان از ساحرهسوزان میلر نشئت میگرفت. وقتی با جعفر غلامپور این دو ایده را بررسی کردیم، به این نتیجه رسیدیم با تلفیق این دو میتوانیم به یک متن و ایده جدید برسیم.
موزیسین نمایش میزانسن جالبی دارد و گویی سوار بر اجرا مینوازد. این ایده از کجا به ذهنتان رسید؟
از ابتدا در نظر داشتیم موسیقی جایی اجرا شود که مخاطب بتواند موزیسین را ببیند ولی در طی تمرینها به این نتیجه رسیدم که آکس صحنه مکان مناسبی است. برای همین نقطه طلایی صحنه را برای موزیسین در نظر گرفتیم چون هم شخصیت موزیسین و هم ادوات موسیقی از اجزای اصلی کار هستند. بخش زیادی از افکتها به صورت زنده توسط موزیسین انجام میشود که هم مهارت امیر صدیقیان؛ طراح صدا، آهنگساز و موزیسین ما را نمایش میدهد و هم مخاطب متوجه میشود او و کاری که انجام میدهد از اثر جدا نیست.
گریم بازیگران بسیار سنگین است. بازیگران با این گریم که هم پروسه انجامش طولانی است و هم بهسختی میتوان پاکش کرد، مشکلی نداشتند؟
اعتراضی نکردهاند اما میدانم که برایشان پروسه سختی است. شبنم روزبهانه؛ طراح گریم نمایش برای رسیدن به این گریمها بسیار زحمت کشید. چیزی که ما داریم استفاده میکنیم، از ترکیب چندین ماده مختلف به دست آمده است و شبنم روزبهانه دربارهشان بسیار تحقیق کرده است و غالبا بیس گیاهی دارند. البته تمام این مواد گریم را ابتدا روی صورت خود من امتحان میکرد تا در نهایت به مادهای برسیم که هم بشود با استفاده از آن طرح مورد نظرمان را بسازیم و هم استفاده بلند مدت از آن به سر و صورت بازیگران آسیبی وارد نکند. چون اگر میخواستیم از متریال گران استفاده بکنیم، هزینههایمان سر به فلک میکشید. پس مجبور شدیم که هنگام طراحی گریم و انتخاب متریال بخش هزینه کار را هم در نظر بگیریم. بازیگران و گروه کارگردانی و اجراگران گریم از ساعت چهار به سالن میآیند تا بازیگران گریم شوند و 7:30 بروند روی صحنه، هر شب بعد از اجرا هم زمان زیادی را صرف پاککردن گریم میکنند. میتوانم بگویم چاره دیگری نداشتیم.
«دویل» نمایش متفاوتی است که بازیگران بسیاری دارد. پروسه تمرینها چه مدت طول کشیده است؟
بيش از سيزده ماه درگیر تمرین بودیم. البته باید بگویم که این نمایش از دل یک کارگاه متولد شد. دیواقع پروسهای پنج ماهه در کارگاه به شناخت تکنیکها پرداختیم، حدود هشت ماه هم روی متن کار کردیم.
گروه نمایش «دویل» بسیار جوان هستند. آیا بازیگرانی دارید که اولین تجربه بازیگری یا همان تجربه اجرای عمومشان با این نمایش باشد؟
بله. حدود هفتاد یا هشتاد درصد از بازیگران نمایش، دارند برای نخستین بار حضور روی صحنه را تجربه میکنند.
ایجاد هماهنگی میان این تعداد بازیگر که همانطور که گفتید بسیاری از آنها داشتند برای اولین بار روی صحنه تئاتر حرفهای میرفتند، کار دشواری به نظر میرسد.
بله. واقعا دشوار بود. از یک سو هر چه تعداد بازیگران زیادتر باشد، زمان جلسات تمرین هم افزایش مییابد و بهخاطر اینکه بازیگران چندان با فضای تئاتر آشنا نبودند، ناچار بودیم زمان تمرینات را بیشتر هم در نظر بگیریم. اما خوشبختانه چون هم بازیگران بسیار انگیزه داشتند و هم تلاش کرده بودم افرادی باهوش را انتخاب کنم، به قول معروف چندان مجبور نشدم با بچهها سروکله بزنم و نسبتا زود به درک درستی از متن رسیدند. اما خوب هر کاری واقعا سختیهای خاص خود را دارد. به خصوص جنس نمایشی که ما روی صحنه بردیم، چون همانطور که دیدید، کار رئالیستی نیست و فرمی درون کار وجود دارد که هماهنگی کامل را میطلبد: هماهنگی با فضاهای کار، هماهنگی بازیگران با هم و هماهنگی تمام این افراد با موسیقی. درنتیجه تاچار بودیم تمام گروه را درگیر پروسه تمرین طولانی بکنیم و طوری تمرینات را پیش ببریم که تمام تمرکز و هوش و حواس گروه درگیر کار باشد.
اجرای تئاتر در ایران کار دشواری است و اجرای چنین نمایش متفاوتی کار دشوارتر. کمی درباره دشواریها و چالشهایی که با آنها مواجه شدید، توضیح دهید.
بهقدری چالشهای مختلف و مشکلات عدیده بر سر راهمان قرار گرفته است که شاید بهتر باشد بگویم کدام مشکلات و چالشها را نداشتیم! ذهنیت من این بود که میخواهم کار حرفهای انجام بدهم، درنتیجه اینکه چقدر موفق بشوم یا نشوم، در تصمیم خللی وارد نمیآورد و بحثش جداست اما از ابتدا میدانستم باید هر چیزی را که برای ایجاد یک کار حرفهای لازم است، آماده بکنم. اما چالش در همهی بخشها وجود داشت: از انتخاب سالن گرفته تا مجوز برای اجرا. که خود مجوز اجرا دو چالش بود! هم باید متن مجوز میگرفت و هم اجرا بازبینی میشد. از دیگر چالشها میتوانم به این موارد اشاره کنم: زمان بسیار زيادی که صرف تمرینها شد، تعداد بازیگرانمان، هماهنگی با گروه، هزينههای بالای آمادهسازی تئاتر، بحث تبلیغات و نوع پرزنت کردن تماشاگر برای حضور در سالن و …. به نظر من طی این سالها نمایشهایی روی صحنه رفتهاند که سلیقه و ذائقه تماشاگر را تغییر دادهاند. تماشاگر امروز دنبال نمایشی است که در فضای موزیکال و شاد اجرا شود، و یا شوخی داشته باشد. حتی گاهی این شوخیها بهسمت شوخیهای جنسی میرود، این تغییر سلیقه مخاطب برای ما چالش بزرگی است. به هر دلیلی تماشاگر یا نسبت به برخی آثار بیاعتماد شده است، یا اینکه دنبال نمایشی میگردد که فضای شاد داشته باشد و میرود نمایش ببیند تا بخندد و صرفا سرگرم شود.
میزان استقبال از نمایش توانسته است رضایت شما را جلب کند؟
واقعا در برهه کنونی شرایط تئاتر اصلا مناسب نیست و این مسئله میتواند دلایل مختلفی داشته باشد. دلار ناگهان حدود بیست هزار تومن افزایش قیمت داشته است و شرایط مالی مردم بهشدت دچار مشکل شد. و از سویی دیگر ناگهان سرما از راه رسید و قطعی برقی به همراه داشت. به دلیل همین قطعی برق، یک شب مجبور شدیم ننمایش را با تاخیر زیاد روی صحنه ببریم. آلودگی هوا و تعطیلات پیدرپی ناشی از آن هم که تبدیل شده است به معضلی همیشگی. دو هفته همهچیز تعطیل شد. در چنین برههای تعداد زیادی از کارها واقعا حتی در سطح انتظار گروه نمیفروشند. بخشی هم که عرض کردم سلیقه مخاطب عوض شده و برای این معضل باید چارهای اساسی اندیشیده شود. کارهایی که احتیاج به فهم یا تمرکز بیشتری دارد، از سبد کالای مخاطب حذف شده است.
چنین مشکلاتی ممکن است باعث دلسردی شما از اجرای چنین آثار متفاوتی شود؟
نه! من همین مسیر را پیش میروم چون بلد نیستم نمایشی صرفا سرگرمکننده بسارم. نه اینکه دوست نداشته باشم یا مطابق سلیقهام نباشد، بلد نیستم. چون آن مدل آثار شرایطی دارند که از پسشان برنمیآیم پس ورود به چنین حوزهای اشتباه خواهد بود.
سوتیتر:
طی این سالها نمایشهایی روی صحنه رفتهاند که سلیقه و ذائقه تماشاگر را تغییر دادهاند. تماشاگر امروز دنبال نمایشی است که در فضای موزیکال و شاد اجرا شود، و یا شوخی داشته باشد
سوتیتر:
کارهایی که احتیاج به فهم یا تمرکز بیشتری دارد، از سبد کالای مخاطب حذف شده است.