اجتماعی 08 دی 1404 - 5 ماه پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

هتل اوین؟

ابتدا باید میان اوین در مرحله بازجویی با اوین در مرحله تحمل حبس؛ هم‌چنین میان اوین برای زندانیان عادی با زندانیان سیاسی و امنیتی تفاوت گذاشت.

سرمقاله عباس عبدی

 

عباس عبدی

“هتل اوین”، چند کاربرد دارد؛ به معنای تعریض، و حتی معکوس از مفهومِ هتل، برای زندان اوین؛ به معنای هتل مشهوری که در ابتدای روستای اوین است؛ به معنای واقعی که زندان اوین را هتل می‌داند، بویژه که در جای خوش آب و هوای تهران است. در این میان اظهار نظر خانم فائزه هاشمی که آنجا را به تعبیر واقعی هتل معرفی کرد، بازتاب سیاسی داشت، که به طور طبیعی برخی مخالف این تعبیر هستند. این یادداشت در توضیح این مساله است.

ابتدا باید میان اوین در مرحله بازجویی با اوین در مرحله تحمل حبس؛ هم‌چنین میان اوین برای زندانیان عادی با زندانیان سیاسی و امنیتی تفاوت گذاشت. مرحله بازجویی برای اغلب زندانیان بویژه سیاسی یا امنیتی‌ها سخت و آزار دهنده است، و اغلب هم بصورت انفرادی است، حتی اگر غذای خوب و محیط بهداشتی داشته باشد. در این مرحله انفرادی سه محدودیت دارد.

ارتباط داخلی با زندانیان دیگر؛ محیط بسیار کوچک، بسته و قبرمانند؛ و نیز فقدان هر گونه ارتباط با خارج از زندان. هنگامی که تنها و بدون کتاب و در وضعیت تعلیق کامل و بی‌پناه بازجویی و در محیط کوچک و بدون ارتباط با جهان خارج و وکیل باشید، بهترین شرایط هم باشد، ناراحت‌کننده است، ولی به موازات بهبود هر یک از این سه ویژگی و پایان بازجویی و انتقال به بخش عمومی، شرایط بهبود می‌یابد.

اگر ضریب بند عمومی را یک در نظر بگیریم، ضریب بند انفرادی تحت بازجویی با آن سه ویژگی که گفتم، باید ۱۰ باشد؛ یا تحمل یک ماه این انفرادی باید معادل ۱۰ ماه زندان عادی محسوب شود. یکی از مجازات‌های زندانیانی که در زندان مرتکب تخلف می‌شوند انتقال به سلول انفرادی است که البته قابل مقایسه با انفرادی محض پیش‌گفته نیست، ولی زندانیان حتی این انفرادی را سخت می‌دانند و نمی‌پذیرند و ترجیح می‌دهند که مجازات‌های دیگر به آنها تحمیل شود.

با این مقدمه می‌توان پرسید که؛ بند عمومی اوین هتل است یا زندان؟ بطور خلاصه بند عمومی اوین را، از یک منظر می‌توان هتل نامید و از یک منظر دیگر قطعاً زندان با همه ویژگی‌ها و آثاری که برای یک زندان است. پاسخ به این پرسش بستگی دارد که از چه منظری به جرم و مجازات نگاه کنیم. براساس تحلیل دورکیم، مجازات به دو نوع کلی “تنبیهی یا سرکوب‌گرانه” و “ترمیمی یا جبرانی” تقسیم می‌شوند. این دو نوع مجازات، متناظر با دو نوع همبستگی مکانیکی و ارگانیکی است.

در جوامع قدیمی که تقسیم کار اندک بود، همبستگی مکانیکی و مجازات‌ها با هدف تنبیه و سرکوب مجرم به عنوان نقض‌کننده وجدان جمعی بود. لذا اعدام و شلاق رایج بود. در برابر و در جوامع با تقسیم کار بالا، همبستگی اجتماعی ارگانیک است، مجازات‌ها نیز ترمیمی است و هدف مجازات بازگرداندن نظم مختل‌شده و ترمیم روابط است، نه تنبیه و زجر دادن مجرم.

در جامعه ایران هر دو نوع همبستگی کمابیش برحسب افراد گوناگون وجود دارد. افرادی که در روابط خانوادگی و قومی و قبیله‌ای و سطوح پایین حرفه‌ای و تقسیم کار هستند، و زندان را به مثابه مجازاتی تنبیهی نگاه می‌کنند، اوین کنونی برای آنان کمابیش نقش یک هتل را دارد.

برخی از آنان حتی در زمستان و هوای سرد، کاری می‌کنند که دوباره به زندان بروند، چون گرم است و غذا هم دارد. شاید با کار داخل زندان درآمدی هم به دست آورند. ولی بند عمومی اوین برای کسانی که در سطوح بالای تقسیم کار اجتماعی و همبستگی ارگانیک با دیگران هستند، به معنای واقعی زندان و ناراحت‌ کننده است.

مسأله اصلی آنان آزادی و داشتن ارتباطات است. بدون داشتن ارتباط با جامعه، زندگی برای آنان سخت و آزار دهنده است. به همین دلیل در جوامع توسعه‌ یافته زندان از امکانات خوبی برخوردار است. چون قصد تنبیه و مجازات به معنای متعارف علیه مجرم وجود ندارد.

علی‌رغم چنین زندان‌هایی، اتفاقاً در این جوامع مردم از ارتکاب جرم پرهیز می‌کنند و زندان‌های آنان تا حدی کم‌جمعیت است (بجز آمریکا که رکورددار است) جوامع پیشرفته اروپایی چنین وضعی دارند.

زندانی مثل اوین برای افرادی که درگیر همبستگی ارگانیکی هستند، تحمل آن سخت است و بر عکس. از این زاویه باید توصیف خانم هاشمی یا هر کس دیگر از اوین را از منظر گوینده آن درک کرد.
از این منظر برخی افراد هنوز متوجه فلسفه جایگزینی زندان بجای تعزیر نشده‌اند. از جمله رییس اسبق قوه قضایی ضد زندان بود و می‌گفت که ما در اسلام زندان نداریم و مجازات اصلی در اسلام شلاق و اعدام است. در حالی که همه می‌دانند، مجازات اصلی در جهان امروز، زندان است.

گرچه اغلب زندانیان عادی و در سطوح پایین جامعه، شلاق را به زندان ترجیح می‌دهند ولی افراد با سطوح بالای تقسیم کار و همبستگی ارگانیک بشدت با شلاق مخالف هستند چون تنبیه بدنی را ناقض انسانیت خود می‌دانند. یکی از ریشه‌های مخالفت با اعدام نیز همین است.

نویسنده
درسا کریمی
مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *