بین الملل 19 مهر 1404 - 8 ماه پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

پیروزی در جنگ نامتقارن

جنگ ها در یک تقسیم بندی کلی به جنگ های کلاسیک و جنگ های چریکی یا نامنظم تقسیم می شوند. هم چنین به جنگ های متقارن و نامتقارن هم تقسیم شده اند.در هر دو حالت، فاصله و شکاف بسیار بزرگی به لحاظ امکانات و توانمندی های نظامی و اقتصادی میان دو طرف وجود دارد. به عنوان مثال و واضح ترین موارد؛ یک طرف ایران است و طرف دیگر آمریکاست. یک طرف آمریکاست و طرف دیگر ویت کنگ.

سید محمود حسینی یادداشت ویژه
سیدمحمودحسینی

جنگ ها در یک تقسیم بندی کلی به جنگ های کلاسیک و جنگ های چریکی یا نامنظم تقسیم می شوند. هم چنین به جنگ های متقارن و نامتقارن هم تقسیم شده اند.در هر دو حالت، فاصله و شکاف بسیار بزرگی به لحاظ امکانات و توانمندی های نظامی و اقتصادی میان دو طرف وجود دارد. به عنوان مثال و واضح ترین موارد؛ یک طرف ایران است و طرف دیگر آمریکاست. یک طرف آمریکاست و طرف دیگر ویت کنگ.
جنگ حماس هم از نوع جنگ های نامتقارن است. تجهیزات حماس و نیروی چریکی آن اساساً‌ به لحاظ کمی، فاقد اهمیت نظامی ست و قابل مقایسه با اسرائیل و پشتیبانان آن نیست. چند هزار چریک با تجهیزات ابتدایی و با سازماندهی تیم های کوچک، همه امکانات مادی این گروه را تشکیل می دهند؛ اما در نهایت این حماس است که طبق معیارهای جنگ نامتقارن پیروز است.
پیروزی در جنگ نامتقارن با شاخص های زیر سنجیده می شود:
الف) خنثی کردن اهداف قدرت برتر.
روشن است که اهداف اسرائیل از حمله به حماس چه بوده است. بارها و بارها این اهداف از سوی نتانیاهو و ترامپ اعلام کرده اند که اهم آن ها عبارتند از:
١) نابودی حماس.
٢) کوچ مردم غزه به کشوری دیگر یا اخراج فلسطینیان از غزه.
٣) آزادی اسیران با توان نظامی و اشغال غزه.
۴) حاکمیت اسرائیل بر منطقه درگیری و اهداف مشابه آن از جمله تعیین هیأت اداره کننده منطقه با ریاست ترامپ و… .
شایان ذکر است با آتش بس مورد توافق قرار گرفته از سوی طرفین، اسرائیل در دستیابی به اهداف خود کاملاً شکست خورده است و به هیچ کدام از اهداف سیاسی خود دست پیدا نکرده است.

ب) حفظ جایگاه سیاسی یا حفظ موجودیت
نیروی چریکی کشوری که از امکانات محدودی برخوردار است چنان چه بتواند موجودیت خود را حفظ کند – ولو این که متحمل ضربات سنگینی هم بشود – برنده هر نبرد محتمل است؛ زیرا هیچ اندیشمندی انتظار ندارد یک نیروی کوچک در مقابل یک ارتش بسیار قدرتمند در جنگ کلاسیک پیروز شده و آن را شکست بدهد. پیروزی در جنگ نامتقارن، حفظ و نابود نشدن آن گروه یا کشوری است که جنگ نامتقارن را جهت مقابله و مبارزه انتخاب کرده است.
کاملاً روشن است که حماس نه تنها نابود نشده است، بلکه از نظر سیاسی مذاکره کننده اصلی است و نه تنها اسرائیل نتوانسته است فلسطینیان را از غزه براند، بلکه خود پذیرفته است که از غزه به تدریج و مرحله به مرحله خارج شود و اسیران نیز با توافق با حماس آزاد می شوند.

۳) جذب پشتیبانی افکار عمومی، منطقه ای و بین المللی
پیروز جنگ نامتقارن در میدان جنگ معلوم نمی شود. جنبش های آزادیبخش اگر در نزد افکار ملت های شان یا افکار آزادی خواهان جهان یا افکار عمومی شکست بخورند، ولو این که دستاوردهای مهمی داشته باشند، شکست خورده محسوب خواهند شد. حماس نه تنها در افکار عمومی جهان شکست نخورده است، بلکه کل جهان علیه اسرائیل بسیج شده اند، تا آن جا که اروپایی ها هم از بیم مردم خود، دولت فلسطین را به رسمیت شناخته اند.
پیروزی واقعی درجنگ نامتقارن در میدان افکار و احساسات ملت فلسطین و مسلمانان و جهان تعیین می شود که از این منظر نیز اسرائیل شکست سهمگینی خورده است.
ترامپ می گوید به نتانیاهو گفتم با جهان نمی تواند بجنگد. روشن است منظور وی، افکار عمومی جهان است.

۴) اتحاد و انسجام داخلی:
حماس و گروه های حامی آن و جنبش های فلسطینی روز به روز متحدتر در برابر اسرائیل ایستادند. در حالی که شکاف ها و تغییر مواضع بسیاری در درون اسرائیل و حامیان وی روز به روز بیشتر گردید.
بنابراین همان گونه که ویت گنگ ها پیروز شدند. حماس هم در نبرد نامتقارن اخیر پیروز میدان شد و این پیروزی به وسعت پیروزی همه آزادیخواهان و حامیان حقوق بشر و عدالت خواهان جهان بود.

نویسنده
درسا کریمی
مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *