نویسندهای که دغدغههای اجتماعی داشته باشد، فرقی نمیکند که زن باشد یا مرد، از انسان و انسانیت مینویسد و چون تمام تلاشش را میکند که انسان را بشناسد، همانقدر میتواند مردها را بشناسد که زنها را میشناسد.
نویسندهای که دغدغههای اجتماعی داشته باشد، فرقی نمیکند که زن باشد یا مرد، از انسان و انسانیت مینویسد و چون تمام تلاشش را میکند که انسان را بشناسد، همانقدر میتواند مردها را بشناسد که زنها را میشناسد. همانقدر که مثلا شاعری همچون شمس لنگرودی میتواند هم زنانه بسراید و هم مردانه، زنان شاعری همچون فروغ داریم که کاملا مردها و دنیای مردانه را میشناسند. اما شاهد هستیم که نمایشنامههایی که به مباحث مربوط به زنان میپردازند و مورد اقبال قرار میگیرند، بیشتر از سوی نویسندگان مرد نوشته شدهاند.
اما درباره اینکه چرا بحث زنان از سوی نمایشنامهنویسان مرد بیشتر مورد استقبال قرار میگیرد، موضوع این است که وقتی زنها تصمیم میگیرند درباره زنان بنویسند، ناخودآگاه، بهقدری عواطفشان را بیرون میریزند که خود زنها را آزار میدهد. به این دلیل که زنان میخواهند استقلال خود را حفظ کنند و خود را موجوداتی قوی نشان دهند، از این حجم از ابراز احساسات اذیت میشوند و ترجیح میدهند یک نفر با منطق درباره آنها حرف بزند. و بسیاری از زنان ما نمیتوانند با این آثار پر اشکوآه ارتباط برقرار کنند.
اما مردها میتوانند حتی درباره احساس زنها با منطق حرف بزنند، زنان این نوع آثار را راحتتر میپذیرند چون به منطق و تفکر آنها احترام گذاشته شده است. خود من ترجیح میدهم اثری را ببینم که در آن بغض یا گریه نباشد و از این احساس، بهعنوان سلاح زنانه استفاده نشده باشد و طبیعتا در آثاری که تولید میکنم هم همین نگاه را مد نظر قرار میدهم.
بهعنوان مثال مسئلهای وجود دارد که معضل این روزها محسوب میشود و خود من در آثار تعدادی از هنرمندان مرد نگاه درست و منطقی به این معضل را شاهد بودهام. معضلی که میخواهم به آن بپردازم، این آمار تکاندهنده حضور زنان در صف مطبهای جراحی زیبایی است! چقدر زنان ما تو خالی شدهاند. طی چند سال نگرش زنان ما به این وضع رسیده است؟! چه چیزی از این افراد گرفته شده است که تمام درآمد خود را در مطبهای زیبایی خرج میکنند؟! رهایی اصلی، چیزی است که زنان ما با رفتن به مطبهای زیبایی کمبودش را جبران میکنند. این مسائل سبب شده زنان ما به مطبهای زیبایی بروند، گونه و … بکارند. ما بر سر یک نسل، بلای عظیمی آوردهایم که آمار وحشتناک امروز، حجم این بلا را نشانمیدهد.