مسئولان سطوح سیاستگذاری و برنامه ریزی، چندماهی پست دولتی را کنار گذاشته عملا و واقعا جای صاحبان کسب و کار و تولیدکنندگان قرار بگیرند تا از نزدیک ببینند چه مدت می توانند دوام بیاورند؛ مطمئنم در جنین حالتی اظهارات و تصمیمات کاملا متفاوتی خواهند داشت.
کسب و کارهایی را می شناسم که سالهاست به سختی تأمین منابع می کنند، در چندین جبهه می جنگند و هزینه می دهند، درحالی که اگر در بازارهای غیرمولد سرمایه گذاری می کرد، ارزش سرمایه اش بدون کار و تلاش و بدون دردسر، چندین برابر شده بود. اینها امید داشتند و هنوز هم کورسوی امیدی دارند،اما اکنون در مرزهای ناامیدی قرار داریم.
در این میان وضع آن دسته کسب و کارهایی که میخواهند مثلا درست کار کنند که فاجعه است. اگر نخواهند از راهکارهای نامتعارف تجارت -که متأسفانه امروز معروف شده- استفاده کنند، عملا امکان کار و کسب درآمد ندارند. در مقابل اما هزینه ها متوقف نمی شوند و دولت نیز فشارش نسبت به این کسب و کارها را همچنان دارد و کارآمدی خود دولت، کارآیی بدنه اداری اش تقریباَ صفر!
یک کارمند حتی یک کارگر اما به هرحال یک حقوق ثابت هرچند ناکافی -یا به قول خودشان آب باریکه- دارد اما صاحبان کسب و کار باید در همین فضای اقتصادی کار کند تا شب بتواند یک نون سنگک به خونه ببرد.
کارمندان و کارگران با همان «آبباریکه» به هرحال روزگار میگذرانند و بنا نیست حقوق پرسنل و اجاره محل و چندین نوع حقوق دولتی و مالیات بپردازد، فعالان بازارهای غیرمولد هم به روش خود ارزش دارایی حفظ میکنند، اما کسبوکارهای مولد، در این میانه، بیچارهترین و بیپناهتریناند؛ از جنگ آسیب میبینند، از تحریم صدمه میخورند، از سیاستگذاریها و مداخلات دولت زمینگیر میشوند و از همه بدتر، هر روزه زیر بار تورم خرد میشوند؛ نه سودی وجود دارد، نه سرمایهای می ماند و نه کوچکترین درک شرایطی از سوی دولت…
مسئولان دولتی اگر فقط 6 ماه جای کسب و کارها قرار گیرند و بخواهند مستأجری کنند، حقوق پرسنل بدهند و با دولت سروکله بزنند، متوجه وخامت اوضاع و جفای دولت به بخش خصوصی میشوند؛ در بخش خصوصی خبری از منابع آماده و بودجه نیست، خود کارفرما هم باید تأمین منابع کند هم حقوق و اجاره دفتر بدهد هم مالیات هم بیمه و هم فشارهای بدنه دولت را تحمل کند، یک شرکت برای استخدام یک نفر نیرو باید ماهها برنامه ریزی و تأمین منابع کند، ریال به ریال منابعی که به سختی بدست آمده و همیشه کسری دارد را با احتیاط و بصرفه هزینه می کند، آنوقت در دولت به راحتی برای بکارگیری پرسنل -اغلب بدون اعلام نیاز- در یک لحظه تصمیم گرفته می شود، دکوراسیون اتاق 100متری مدیر، میلیاردی چیدمان می شود و…
آیا یک مسئول می تواند ماهها و سال هابا ناترازی درآمد و بصورت اجاره نشین زندگی کند؟ در چنین وضعیتی قطعا تصمیماتی که می گیرند متفاوت خواهد بود، دست کم سرعت تصمیم گیری را افزایش خواهند داد تا این چنین فرسایشی در تعلیق و ابهام قرار نداشته باشیم. سرعت تصمیمگیری از خود تصمیم خیلی حیاتی تر است.