اگر در اکران فیلمها تنوعی هم ببینیم، کاملا اتفاقی رخ داده است. مدتهاست در تشکیلات کارشناسی این موضوعات را در نظر نمیگیریم چون گرفتاریهای سینما بسیار زیاد شده است. وضعیت فروش وضعیت خوبی نیست و با ریزش مخاطب روبهرو هستیم.
اگر در اکران فیلمها تنوعی هم ببینیم، کاملا اتفاقی رخ داده است. مدتهاست در تشکیلات کارشناسی این موضوعات را در نظر نمیگیریم چون گرفتاریهای سینما بسیار زیاد شده است. وضعیت فروش وضعیت خوبی نیست و با ریزش مخاطب روبهرو هستیم. مردم با سینما همچنان قهرند و حل همه این موارد نیاز به بررسیهای کارشناسانه و هدفمند دارد. مدتهاست دیگر این موضوعات اساسی در شوراها مطرح نمیشود و میگویند علت این را که اصلاحات خیلی کند صورت میگیرد، نمیدانند!
برای اینکه تنوع فیلمهای اکران اتفاق بیفتد، باید مشخص کنیم نیازهای سینما چه مواردی هستند و چگونه باید اولویتبندی شوند؟ مسائلی که اصلا مورد توجه نیستند و مسئولان هم آن قدر درگیر روزمره هستند که متاسفانه نسبت به جریانات زیرساختی و جدی سینما بیتوجهاند و توانایی زمانی و فکری لازم را ندارند.
وقتی نیاز جامعه را بشناسیم، تنوع مورد نظر جامعه در فیلمها شکل خواهد گرفت. باید بررسی کنیم و ببینیم مخاطب به کدام نوع از فیلمها گرایش و تمایل بیشتری نشان میدهد. فکر میکنم این اتفاق باید در شکل کلان و در زمان تصمیمگیریها با حضور کارشناسان واقعی صورت بگیرد. صنوف متخصص سینما قطعا بهتر میتوانند درد سینما را ببینند و برای آن چارهجویی کنند. درواقع باید از مسیر صنفی اقدام کنیم و برنامهریزی هدفمند را پیش ببریم. تاثیر صنوف مختلف در سینما قابل انکار نیست که به نظرم در حال حاضر خارج از کادرهای تصمیمگیری قرار گرفتهاند. این وضعیتی نیست که امروز دچار آن شده باشیم و سالهاست درگیر این مسائل و مشکلاتیم.
همچنین نیاز است نظرسنجی آماری از مخاطبان داشته باشیم. در نبود آمار مشخصی از سطح سلیقه مردم، فیلمهای ساختهشده سلیقهای میشوند که بیشتر به تهیهکنندهها و کارگردانها تحمیل میشود. در صورت ایجاد بستری مناسب و فضایی پر آرامش توسط مسئولان، فیلمسازی راهحل مشکلات خود را پیدا خواهد کرد و گردش اقتصادی مناسب شکل خواهد گرفت. در نتیجه سینما نسبت به تولیدات خود پاسخگو خواهد بود و رشد کیفی افزایش خواهد یافت.
همچنین لازم است دولت روی فیلمها و محتوای آنها فقط نقش نظارتی داشته باشد و بیشتر روی نقش حمایتی خود تمرکز کند و اجازه بدهد بخش خصوصی سینما فعالتر عمل کند. در صورت انجام همه این امور میتوانیم امیدوار باشیم افق تنوع فیلمهای اکران در آینده روشن باشد.
تجربه این سالها نشان داده مخاطب دنبال فیلم خوب است و یک فیلم خوب منحصر به یک موضوع خاص نمیشود. فیلم خوب دارای یک سری استانداردهایی چون فیلمنامه خوب، موضوع باورپذیر و ساختار مناسب است. علاوه بر انسجام موضوعی و داستان، انسجام بین گروه تولید، کارگردان و بازیگران و همه عوامل منجر به تولید فیلمی خوب خواهد شد و فیلم خوب هم قطع به یقین مورد توجه بیننده قرار خواهد گرفت. مخاطب فقط خواهان فیلمهای تراژدی یا طنز نیست بلکه فیلم خوب با هر موضوع ارزشمندی را تشخیص میدهد و از آن استقبال میکند. اگر جریان استانداردسازی فیلمها به وجود بیاید، باقی مسائل از جمله تنوع فیلمهای اکران و درآمدزایی سینما نیز فراهم خواهد شد.
رشد کیفی و کمی سینما را در ارتباط با مجموعهای از عوامل است. داشتن فیلمهای متفاوت، کیفیت محصولات، تنوع موضوعات و شرایط نمایش و امثال آن به صورت زنجیروار به هم متصل هستند و طبیعی است باید به همه این موضوعات با هم فکر کنیم و راهحل برای آنها بیابیم. اینکه سال به سال از شمار مخاطبان سینما کاسته میشود، نیاز به بررسیهای کارشناسانه و تمهیدات ضروری مسئولین دارد. باید دید معایب کار کجاست؟ وظیفه مسئولان در این حوزه چیزی جز ایجاد تشکلهای تفکری و ارائه راهحلهای لازم نیست.