اجتماعی 16 شهریور 1404 - 9 ماه پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

جریان‌های تفسیری معاصر و مسألۀ آزادی

قسمت سی هفتم و‌ پایانی جمع‌بندی - بخش دوم

مهرنوش جعفری تفسیر مسئله آزادی
همان‌طور که در نوبت قبل یعنی بخش اول جمع‌بندی آوردیم، یافته‌های کتاب پژوهشی جریان‌های تفسیری معاصر و مسألۀ آزادی، تألیف دکتر محسن آرمین، وجود دو گرایش و جریان را در آثار تفسیری اندیشمندان و مفسران معاصر دربارۀ آزادی‌های سیاسی و اجتماعی نشان داده است.

در بخش اول جمع‌بندی ویژگی‌های اصلی این دو جریان را بیان کردیم و دانستیم که یکی از این دو گرایش یعنی دیدگاه سید قطب به دموکراسی بدبین است و حکومتی ایدئولوژیک فردی و یا جمعی اقتدارگرا و توده‌گرا را حکومت طراز اسلام می‌داند؛ ولی جریان دیگر یعنی دیدگاه محمد عبده اَشکالی از دموکراسی را به منزلۀ دستاورد بشری در ادارۀ جامعه با موازین اسلامی سازگار می‌یابد و می‌کوشد حکومت اسلامی را در صورتی از دموکراسی و مشروطۀ پارلمانی تبیین کند.

مفسران مدرسۀ سید قطب عموماً به آزادی‌های سیاسی و اجتماعی و نهادها و تشکل‌های مدنی و سیاسی اعتقادی ندارند و وجود این نهادها را مخل وحدت جامعه دانسته و در عوض به رابطۀ مستقیم میان حکومت و جامعه باور دارند؛ اما مفسران مدرسۀ عبده اکثراً به مشارکت مردم در ساختار قدرت و ادارۀ امور جامعه و نظارت و کنترل قدرت از طریق نهادهای مدنی و حزبی از طریق نهادهایی مانند شورا و اولوالامر باور دارند.

مفسران مدرسۀ قطب برای غیر مسلمانان در خارج از حاکمیت اسلام حق حیات قائل نیستند و از نظر ایشان هدف از “جهاد” نابودی شرک از روی زمین و سرنگونی تمامی حاکمیت‌های بشریِ مستند به غیر خدا و یا حاکمیت‌های دینی منحرف و تثبیت و استقرار حاکمیت الله و اجرای احکام شریعت بر روی زمین است. اما “جهاد” از نظر مفسران وابسته به مدرسۀ عبده اقدامی دفاعی و بازدارنده در برابر دشمن متجاوز بوده و حکومت اسلامی با حکومت‌های غیر اسلامی و بشری غیر متجاوز ملزم به همزیستی مسالمت‌ آمیز و مبتنی بر قسط و نیکی است و در واقع مسلمانان در شرایط فقدان تهدید و تجاوز، حق آغاز جنگ با دیگران را ندارند.

همچنین از نظر مفسران مدرسۀ قطب، غیر مسلمانان تنها تحت حاکمیت اسلام و به مثابۀ شهروند درجۀ دو می‌توانند از برخی از آزادی‌ها در حوزۀ خصوصی برخوردار باشند. اکثر مفسران متعلق به این جریان برای مشرکان و پیروان ادیان غیر توحیدی تحت هیچ شرایطی حق حیات قائل نیستند. متقابلاً مفسران مدرسۀ عبده به‌ ویژه دربارۀ اهل کتاب به آزادی مذهب معتقد بوده و موجودیت و حاکمیت جوامع غیر مسلمان را به رسمیت می‌شناسند و برای غیر مسلمانان در جامعۀ اسلامی حق حیات قائل هستند و برای آن ها در حوزه‌های خصوصی و عمومی آزادی‌های بیشتری معتقدند.

اکنون پرسش مهم‌ این است که: «به ‌راستی کدام گرایش با کلیت آزادی و دموکراسی به عنوان دستآورد بشری در ادارۀ جوامع امروز و آموزه‌های اجتماعی آن سازگار بوه و اساساً راهگشای مشکلات انسان امروز است؟».

در این خصوص پاسخ قاطع نمی‌توان داد؛ چرا که دریافتیم که هر دو جریان تفسیری از نوعی ناسازگاری درونی رنج می‌برند. این‌ که علت چیست، به این نکته اشاره کردیم که مؤلف کتاب با استفاده از روش تحلیل هرمنوتیک، آراء 9 تن از مفسران معاصر از هر دو جریان تفسیری را از نظر منطق درونی مورد نقد قرار داده و ناسازگاری میان اجزای مختلف دیدگاه ایشان را دربارۀ آزادی‌های سیاسی و اجتماعی را نتیجه گرفته است و به این ترتیب این فرضیه را به اثبات رساند که عدم انسجام و استحکام آراء مفسران مشهور معاصر دربارۀ آزادی‌های سیاسی و اجتماعی ناشی از فقدان نگاهی نظام‌وار و عدم تنقیح مبانی فلسفی، کلامی و معرفت‌ شناختی آزادی‌های سیاسی و اجتماعی بوده است.

با بیان خلاصه‌ای تحلیلی از دیدگاه مفسران معاصر دربارۀ آزادی‌های سیاسی و اجتماعی مطلب ما به پایان رسید. نکات این سلسله مطالب برای آنان که دغدغۀ آزادی دارند و استحکام پایه‌های آن در جامعه را امری حیاتی و لازمۀ توسعه و قوام دین و حلال مشکلات پیچیدۀ امروز می‌دانند، آشنایی با مشکلات مسیری که نظریه‌ پردازان جوامع مسلمان با آن مواجه بوده‌اند، بی‌ شک ضرورتی تام و تمام است.

آن چه از دیدگاه مفسران قرآن دربارۀ آزادی آوردیم، سخن آخر نیست و پرسش‌ها و ابهام‌هایی بر جای مانده است. تهافت‌های درونی در دیدگاه این مفسران چنان است که ضرورت ادامۀ تلاش‌های فکری و نظری نوآورانه را دو چندان می‌کند.

از جملۀ این ابهامات و مسائل پیشینی که با نگرش اسلام دربارۀ آزادی مرتبط است، تأمل در جود و عدم وجود اهداف اجتماعی از نظر قرآن به‌ عنوان تنها متن مقدس مورد وثوق مسلمانان است.

به این معنا که آیا اساساً اسلام هدف اجتماعی مخصوص خود را مد نظر داشته و پیروان خود را برای تحقق جامعۀ آرمانی متعهد می‌داند؟ این پرسش امروزه با توجه به تجربۀ جنبش‌های اسلامی طی یک صد سال اخیر و ناکامی آن ها در تحقق شعارهای‌شان و به‌ ویژه اثرات مخرب برخی از جریان‌های سیاسی اسلامی در افکار عمومی مسلمانان و نیز کل جهان همچون خیزش جریان داعش، از اهمیت و حساسیت بسیاری برخوردار است. این امر موجب شده نسبت به توانایی اسلام در عرصۀ اجتماع نگرش منفی شکل بگیرد. می‌پرسیم اگر جنبش‌های متعدد و رنگارنگ اسلامی همان‌ گونه که مدعی‌اند، اسلامی هستند؛ چرا این‌ همه اختلاف و دشمنی با یکدیگر دارند و چرا توفیقی کسب نکرده‌ و عملکردشان نتایج منفی به بار آورده است به نحوی که عدم وجود اهداف اجتماعی از نظر قرآن موضوعیت یافته است؟

در حقیقت عملکرد جنبش‌های مدعی اسلام موجب شده است که بخشی از متفکران مسلمان به این صرافت بیفتند که اسلام فاقد هدف اجتماعی و رسالتی خاص و مرتبط با این اهداف بوده و این امور در حیطۀ عقل عرفی و متقتضیات هر جامعه است و در زمرۀ تکالیف دینی پیروان آن ها قرار نمی‌گیرند. این نکته از این جهت اهمیت دارد که مسألۀ آزادی‌های سیاسی و اجتماعی در قرآن به نوعی با جواب پرسش فوق مرتبط است. بنابراین همان‌گونه که مسألۀ آزادی در قرآن که موضوع تحقیق کتاب مورد استناد این نوشتار بوده، پرسش فوق یعنی اهداف اجتماعی اسلام از نظر قرآن به‌ عنوان تنها مرجع مقدس و مورد اعتماد فرق مختلف مسلمانان نیز باید مستقلاً مورد بررسی تحقیق قرار بگیرد.

اگر قائل به وجود اهداف اجتماعی و جامعۀ آرمانی که متضمن سعادت بشر است از نظر قرآن باشیم، مسألۀ آزادی چه جایگاه ویژه‌ای در این میان خواهد داشت؟ این پرسش آن‌ گاه تعیین‌ کننده خواهد بود که بر این نظر استوار شود که تکالیفی که قرآن مقرر می‌دارد از جنس آزمون پیروان خود در امور فردی و اجتماعی است. امتحانی که نتایج مربوط به کوشش‌های افراد در تحقق آن را به جهان دیگر ارجاع می‌دهد و باور به آخرت را پشتوانه انگیزۀ فرد در تعقیب این اهداف می‌داند. در هر حال هر امتحانی خصوصیت و شرایطی عام دارد که آن را موجه می‌سازد. آزاد بودن فرد و جامعه و آگاه بودن‌شان نسبت به مفاد امتحان، امری بدیهی و پیش‌ فرضی منطقی، منصفانه و عادلانه است. البته این برداشت کلی که قرآن بر اساس هدف خداوند از خلقت بشر، تکالیف اجتماعی مسلمانان را روشن می‌نماید، نیازمند شرح و بسط و ارائۀ تفسیری جامع است؛ اما نکته این‌ جاست که در این برداشت عنصر آزادی چه نقشی دارد؟ در جواب می‌توان به ضرس قاطع گفت که آزادی در این صورتبندی نقشی اساسی و اصلی را بازی می‌کند و لذا آگاهی از نگرش دقیق قرآن نسبت به مسألۀ آزادی از این منظر به خصوص اهمیت دو چندانی پیدا می‌کند. بر این مبنا بود که این قلم به این نتیجه رسید که فهم جایگاه آزادی در قرآن مستلزم درک دیدگاه تفسیری اندیشمندان و مفسران سلف و معاصر قرآن و امری ضروری است؛ ضرورتی که براساس آن تلاش کردیم در طی سلسله مطالب گذشته به آن بپردازیم.

تا رسیدن به نظریه‌ای مطلوب که پاسخگوی نیازهای انسان امروز بوده و با کلیت قرآن کاملاً سازگار باشد، باید امیدوار به شکوفایی نهالی بود که روزی به گل خواهد نشست. ان شاءالله.

نویسنده
admin
مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *