اجتماعی 23 آذر 1404 - 6 ماه پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

حق ویژه در ترازوی اخلاق

یش‌تر در نقد مقولاتی همچون سهمیه کنکور و اینترنت سفید به‌ عنوان مصادیق تبعیض به قاعده زرین (1) اشاره کردیم و این‌که اغلب صاحب‌ نظران فلسفۀ اخلاق آن را از اصول و مبانی مسلم زیست اخلاقی در تمامی عرصه‌های فردی و اجتماعی می‌دانند.

 

مهرنوش جعفری

در مذمت “حق ویژه” به‌ عنوان جلوه‌ای از تبعیض، و آثار و تبعات سوء اجتماعی آن سخن بسیار است. از آن‌ جا که جوامع بشری از گذشته تا کنون با این مسأله و اشکال مختلف بی‌ عدالتی دست به گریبان بوده‌اند، جامعۀ ایران هم نه تنها از این قاعده مستثنی نیست، بلکه به دلیل انتظارات به‌ حقی که از دست‌اندکاران حکومت وجود داشته، لازم است پیرامون این معضل بیش‌تر سخن گفت و نکاتی را متذکر شد تا معلوممان شود که آفت ویژه‌ خواری چگونه و با کدام سازوکار ظاهر پسندی شکل می‌گیرد و توجیه می‌شود.

اهمیت این آسیب چنان است که بیم آن می‌رود پیامدهای ناشی از رواج حق ویژه چون موریانه‌ای کل ساختار سیاسی هر جامعه‌ای را فرا گرفته و اعتماد عمومی را مخدوش و بنیادهای آن را سست ‌کند، تا آن حد که در صورت ادامه، در نهایت همه چیز را بر باد ‌دهد.

پیش‌تر در نقد مقولاتی همچون سهمیه کنکور و اینترنت سفید به‌ عنوان مصادیق تبعیض به قاعده زرین (1) اشاره کردیم و این‌که اغلب صاحب‌ نظران فلسفۀ اخلاق آن را از اصول و مبانی مسلم زیست اخلاقی در تمامی عرصه‌های فردی و اجتماعی می‌دانند. این قاعده همچنین، ریشه در همه ادیان و فرهنگ‌های بشری دارد و در ادیان ابراهیمی نیز اهتمام زیادی برای نهادینه کردن آن در جامعه به عمل آمده است.

برای وضوح بیش‌تر لازم است موضوع حق ویژه را از دو منظر مورد بررسی قرار دهیم:
۱) حق ویژه در ترازوی اخلاق.
۲) حق ویژه از نگاه اندیشه دینی.
در نوشتار کنونی به‌ جای این‌ که حق ویژه را مستقیماً از منظر اخلاقی بدهیم، خود قاعدۀ زرین را به مثابۀ ترازوی سنجش رفتارها مورد توجه قرار داده‌ایم. برای این کار مطلوب است به تبیین یکی از فیلسوفان برجستۀ اخلاق یعنی “هری جی. گنسلر” و اثر فاخرش یعنی “درآمدی جدید به فلسفۀ اخلاق” (2) استناد کنیم و آرای او را دربارۀ قاعده زرین که پروژۀ فکری‌اش چه در کار دانشگاهی و چه در زندگی‌اش بر این قاعدۀ متمرکز بود مرور نماییم.

گنسلر (1945-2022)، فیلسوفی مستقل و آزاد اندیش و نوآور بود. از او حدود 20 کتاب اکثراً دربارۀ منطق، اخلاق و فسلفۀ کاتولیک باقی مانده است. کتاب درآمدی جدید به فلسفۀ اخلاق، از جمله آثار مشهور اوست که از منابع درسی در سطح دانشگاه به حساب می‌آید.

گنسلر در زندگی بر قاعدۀ زرین تمرکز داشت و در این خصوص تفکر و تدریس می‌کرد. او معتقد بود که در سایۀ دانش، تخیل و قاعدۀ زرین می‌توان تفکر اخلاقی را توسعه داد. در یادمان دانشگاه “لویولا” شیکاگو، به مناسبت درگذشت او چنین آمده است: هر کس که با او دیداری داشت درمی‌یافت که او نه‌ تنها معلم نظری قاعدۀ زرین بود، بلکه بر اساس این قاعده زندگی و با آن تنفس می‌‌کرد.

صورت بندی سادۀ گنسلر از قاعده زرین چنین است:
– با دیگران فقط طوری رفتار کن که رضایت می‌دهی در همان موقعیت با تو رفتار شود.

بر اساس قاعدۀ زرین، جمع دو گزاره زیر ممنوع و غیر اخلاقی است:
– من کاری را نسبت به کسی انجام می‌دهم.

– دلم نمی‌خواهد در همان موقعیت کسی نسبت به من همان کار را انجام دهد.

گنسلر تصریح می‌کند که قاعدۀ زرین مهم‌ترین اصل و قاعده در زندگی انسان‌هاست؛ اما برای آن‌ که آن را اِعمال کنیم، به عناصری همچون معرفت، آگاهی و قوۀ تخیل نیازمندیم. به‌ عبارتی، برای عمل طبق این قاعده، اولاً؛ باید از تأثیر رفتارمان بر زندگی دیگران آگاه شویم و ثانیاً؛ به روشنی خود را به‌ جای دیگران و در معرض همان رفتار تصور کنیم.

بنابراین، اگر قاعدۀ زرین با معرفت و تخیل همراه شود، به ابزاری موثر و قدرتمند در تفکر اخلاقی تبدیل می‌شود. نکتۀ قابل تأمل این است که از نظر گنسلر، قاعدۀ زرین یکی از اصول سازواری (3) است و جای هنجارهای اخلاقی را نمی‌گیرد.

به‌ عبارتی، قاعده‌ای نیست که راهنمای خطا ناپذیری برای تمیز درست از نادرست باشد، بلکه قاعده‌ای است که به سازواری توصیه می‌کند یعنی می‌گوید نباید رفتارهای ما (با دیگران) با خواسته‌هایمان (دربارۀ رفتاری که نسبت به خود ما انجام می‌شود) ناهمآهنگ باشد.

قاعدۀ زرین از با وجدان بودن (یعنی همآهنگ بودن رفتارها و خواسته‌هایتان با باورهای اخلاقی تان) و بی‌ طرفی (یعنی دربارۀ کارهای مشابه ارزش‌گذاری مشابه داشته باش) نتیجه می‌شود. خلاصه این‌ که اگر با وجدان و بی‌ طرف باشیم، پیرو قاعدۀ زرین هستیم. (از این‌ جا نتیجه می‌گیریم که تبعیض قایل شدن میان انسان‌ها در جامعه به معنای زیر پا گذاشتن وجدان و بی‌ طرفی و کشتن این دو است).

قاعدۀ زرین بنابر تبیینی که گنسلر از آن به‌ دست می‌دهد، یک اصل پایه‌ای نیست، بلکه یک “قضیه” است که می‌توان آن را از طریق دو شرط “با وجدان بودن” و “بی‌طرفی” اثبات کرد. یعنی چیزی است که به وسیلۀ اصول پایه‌ای‌تر قابل اثبات است.

این توضیح از آن جهت مهم است که قاعدۀ زرین را از جنبۀ عام و تحت اللفظی‌اش تفکیک کنیم تا در پاره‌ای موارد نتایج یاوه به بار نیاورد و نیز پاسخی باشد به توجیه اعمال تبعیض‌آمیزی که متأسفانه امروزه با مصادیقی از آن مواجه هستیم. این قاعده برای مقابله با پاره‌ای تناقض‌ گویی‌ها ابزار کارآمدی است؛ اما به تنهایی کافی نیست، بلکه باید دیدگاه‌ها نسبت به امور واقع اصلاح شود. این قاعده به‌ جای آن‌ که پاسخ‌ها را به ما تحمیل کند، توجه خود را معطوف به استدلال ما می‌کند. پس این قاعده‌ای است کوتاه که به‌خوبی می‌تواند خلاصۀ محتوای اخلاق باشد.

در هر حال، بسیاری قاعدۀ زرین را قلب اندیشۀ اخلاقی خودشان می‌دانند. در ادیان و فرهنگ‌های گوناگون جهان بر آن مهر تأیید زده‌اند. از عیسی مسیح تا کنفسیوس این قاعده را خلاصۀ تعالیم‌شان دانسته‌اند. همین‌ طور اندیشمندان سکولار آن را تأیید کرده‌ و آن را محور اندیشۀ اخلاقی دانسته‌اند. بنابراین، قاعدۀ زرین تقریباً به اصلی جهانی تبدیل شده است؛ یعنی یک ضابطۀ مشترک میان همۀ مردم در همۀ زمان‌ها و مکان‌ها.

برای آگاهی از اهمیت تلاش فکری و علمی “فیلسوفِ طلایی” – عنوانی که یکی از دانش‌ آموختگان ایرانی به گنسلر داده – نکاتی از دل‌ نوشته او را که به مناسبت درگذشت این فیلسوف آمریکایی منتشر کرد، مورد اشاره قرار می‌دهیم‌ (4):

[گنسلر، در کنار فعالیت های علمی و آکادمیک خود، مردی دیندار و با اخلاق بود. روحیه بسیار خوبی داشت. مشکلات بسیار او را از تکاپوی علمی باز ننشاند، کافی بود ایمیلی به او دهید تا ببینید چگونه سخاوت‌مندانه در چندین ایمیل پاسخ شما را می دهد.

نام هری گنسلر با قاعده طلایی اخلاق، پیوندی نا گسستنی دارد. جان او با جان‌ مایۀ این قاعده اخلاقی یکی بود. لباس‌های مختلفی داشت که به زبان‌های گوناگون، قاعده طلایی اخلاق بر آن ها درج شده بود.

گنسلر، همه‌ چیز را از رهگذر این قاعده می‌دید و سنجه می‌کرد. قاعده طلایی اخلاق را سرمایۀ مشترک تمامی ملل، فرهنگ‌ها و ادیان می‌دانست و به راه‌گشا بودن آن ایمان داشت. در نظر وی، این قاعده مهم ترین اصل زندگی بشر است.

برای او جای تعجب داشت که چرا این قاعده آن‌چنان که باید نزد فیلسوفان قدر نمی‌بیند؛ «با دیگران آن چنان رفتار کن که توقع داری با تو آن گونه رفتار شود». به عقیده گنسلر، این اصلی است که طرفداران بسیاری در میان ادیان مختلف جهان دارد، اصلی انسانی که باید آن را در صدر نشاند و روابط خود را با توجه به آن سامان داد.

یکی از نکاتی که گنسلر در مسیر علمی خود توجه بسیاری به آن داشت، تلاش برای این امر بود که بتواند الگوهای عقلانی موجود در اندیشه اخلاقی انسان‌ها را باز شناسد و از این طریق پایه‌های اخلاق را با عقلانیت گره بزند. به عقیده وی، از آن‌ جایی که بیشترین اشتراک آدمیان در عقلانیت است، اگر بتوانیم اخلاق را با عقلانیت پیوند دهیم، شاید بتوانیم به یک وفاق اخلاقی در باب سرشت اخلاق، ملاک فعل اخلاقی، نحوه توجیه و دیگر مسائل مورد مناقشه، برسیم.

گنسلر شاگرد “ویلیام فرانکنا”، فیلسوف مهم اخلاق بود و رساله دکتری خود را با راهنمایی فرانکنا دفاع نمود. وی کتاب‌های متعددی نوشت و ترجمه برخی از آن ها به زبان‌های مختلف دنیا، نمودار تاثیرگذاری و نفوذ قلم وی است. همچنین مناظره‌های مهم او با دیگر فیلسوفان مانند “پیتر سینگر” فصل درخشان دیگری از زندگی علمی او را تشکیل می‌دهد.

باری، هری گنسلر فیلسوفی دغدغه‌مند بود. آرزویش رستگاری خود و هم نوعانش بود. قلبش برای جهانی منطبق با قاعده طلایی اخلاق می‌تپید].

با این توصیفا،  از اهمیت قاعدۀ زرین از قول فیلسوفی که عمرش را صرف تبیین و تدریس آن کرد و مهم‌تر از هم به شهادت همکارانش با این قاعده زندگی کرد و کوشید عنصر عقلانیت را با اخلاق پیوند دهد، فکر می‌کنم ما هم باید ضمن نقد رفتار حکومت بر اساس همین قاعده، خود نیز بکوشیم بر اساس همین قاعده جهانی زندگی کنیم.
————————-

پاورقی:
۱) Golden rule theorem
۲) گنسلر، هری. درآمدی جدید به فلسفۀ اخلاق. ترجمۀ حمیدۀ بحرینی. چاپ سوم. 1389. ویراستۀ مصطفی ملکیان. نشر آسمان خیال.
۳) اصول پایه‌ای سازواری به روایت گنسلر عبارتند از: منطقی بودن. سازواری اهداف – وسایل. با وجدان بودن. بی‌ طرفی.
4). محمدسعید عبدالهی دکتری فلسفه اخلاق دانشگاه قم.

نویسنده
درسا کریمی
مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *