سیاسی 08 شهریور 1404 - 9 ماه پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

سوپر انقلابیون و مکانیسم ماشه

در واکنش به نامه سه عضو اروپایی برجام به شورای امنیت سازمان ملل متحد مبنی بر درخواست فعال‌سازی مکانیزم “Snap Back” یا اصطلاحاً ماشه، اغلب سران و فعالان جریان سوپر انقلابی مجلس شورای اسلامی، تریبون داران و رسانه‌های منتسب به جریان راست، همان سیاست و رویه‌ای را در پیش گرفته‌اند که در تمام سی و اندی سال گذشته بر همان منهج راه سیاست پیموده‌اند: جنجال و هیاهو و درخواست برکناری این مسئول و آن مقام و اعدام این رجل و آن رجال. گویی نه انگار که تحولات سیاسی / اجتماعی / اقتصادی ۴۰ سال اخیر ایران و جهان، اگر بر سنگ وارد شده بود، حتماً شکل و محتوای آن را به اقتضای نیاز زمانه تغییر می‌داد و متحول می‌کرد.

سرمقاله فیروز نعیم محبوبی
مدیر مسئول:

هراکلیت فیلسوف بزرگ یونانی، در ۲۶۰۰ سال پیش گفته بود: «یک کودک، هرگز در یک رودخانه دو بار شنا نمی‌کند؛ زیرا بار دوم، نه کودک آن کودک سابق است، و نه رودخانه». این قانون بزرگ خلقت، گویی بر دوستان تندروی ساختار سیاسی ایران در همه جناح‌ها و به ویژه جریان راست افراطی، هرگز جاری نبوده است.

ما، پیشتر در همین ستون، درباره آثار و پیامدها و همچنین چاره ‌اندیشی‌های سیاسی و روانی و عملیاتی مکانیزم ماشه به اختصار تمام نوشته‌ایم و اکنون بنای تکرار آن را نداریم. اکنون، ناگزیریم همان هشدارها را پس از بارها و بارها تکرار در طول دو دهه اخیر باز بگوییم و بنویسیم که بی‌ توجهی به آن، کشور عزیز ما و نظام حاکم بر آن را به این جا و امروز کشانده است. چاره کار فعال شدن دوباره مکانیزم ماشه یا هر حرکت سیاسی ضد ایرانی دیگر توسط دشمنان ما، حمله به محمد جواد ظریف و اشعث خواندن حسن روحانی و برانداز قلمداد کردن سید محمد خاتمی و سر سلسله فتنه نامیدن اکبر هاشمی رفسنجانی نیست؛ بلکه اقتضای ملکداری، از جمله “تدبیر ملک” است و این تدبیر تنها در زدن و تهمت و حبس و زجر نمی تواند باشد.

ما، در حالی این دعواها و جدل های میان تهی ابلهانه را در سرلوحه اقدامات مان قرار داده‌ایم و بعضاً به آن بسنده کرده‌ایم و لابد شب، در پایان یک روز کامل جانفشانی در راه مام میهن و زحمت کشیدن در راه انقلاب و اسلام به بستر می‌رویم که برآوردهای اولیه حاکی از منفی شدن نرخ رشد اقتصادی پس از ۶۵ ماه متوالی در خرداد و تیر ماه گذشته است. همزمان، نرخ تورم رسمی کشور نیز در تیرماه به بیش از ۴۲ درصد – نقطه به نقطه – رسید و در مرداد ماه که به طور سنتی ماه کاهش تورم در اقتصاد ایران است، از این هم عبور کرد. در لفاظی‌ها و اظهارات دوستان سوپر انقلابی و جناح راست، کسی این روزها کوچک‌ترین دغدغه‌ای از این روند‌ها همراه با کاهش کمرشکن قدرت خرید مردم یا افزایش روزانه قیمت دلار – چه دولتی و چه بازار آزاد – نمی‌بیند. در تمام دو سال گذشته، یگانه مدیریت ظاهراً و کاملاً به ثمر نشسته این سوپر انقلابیون از مسائل اصلی انقلاب، یافتن مدیر شجاع و دلسوز و از خود گذشته به نام مسعود پزشکیان برای تصدی پست ریاست جمهوری بوده تا بلافاصله پس از استقرار دولت چهاردهم، تمام بدبختی‌ها و کسری‌ها و سوء مدیریت‌های ربع قرن گذشته را یک جا بر سر او خالی کنند و درست مانند شاه سلطان حسین صفوی و فتحعلی شاه قاجار، پس از تنبیه و تأدیب این خواجه درباری یا آن رجل دست سوم حکومتی، در بحبوحه حمله خارجی و به خطر افتادن کیان اصلی کشور و نظام به خوابگاه سلطنتی بروند و آسوده بیارامند.

هزار بار بیش و پیش از اخراج سفرای غربی از ایران یا اقدامات خارج از اراده و توان مدیریت رسمی دیپلماسی کشور، ما نیازمند تدبیر برای اداره بهتر کشور همراه با رضایتمندی بیشتر شهروندان مان هستیم. بدبختی اینجاست که همه عناصر این حکمرانی بهتر، در داخل کشور و تحت کنترل دولت و نظام مهیاست. حتی برنامه‌های اصلاحی پیشنهادی متنوعی هم – تا آن جا که می‌دانیم – در اختیار مدیران و مسئولان ارشد کشور قرار دارد که همگی توسط کارشناسان آگاه دلسوز تهیه شده‌اند و بلافاصله با شروع اصلاحات، منابعی به دست دولت می‌دهند که با آن می‌توان بلافاصله محرومیت را از تن اکثریت هموطنان شریف ایرانی زدود و آن ها را به تدبیر کشور و نظام دلگرم کرد و همزمان، پدیده زشت روی تبعیض را از سیمای اجتماعی طبقاتی و جغرافیایی کشور زدود. با نشستن و دست روی دست گذاشتن و اتهام زنی یک یا دو جانبه به دیگری، نمی‌توان به مقابله با بد خواهی دشمنان بیرونی رفت.

یک تجربه و دستاورد بزرگ جنگ تحمیلی ۱۲ روزه این بود که اصلاح و احیای رابطه دولت و ملت و افزایش مشروعیت نظام سیاسی کنونی حاکم بر ایران، گرچه در سه دهه اخیر آسیب‌های جدی دیده؛ اما هنوز هم ممکن است و می‌توان به شرط از دست ندادن حتی یک ثانیه و یک ریال از منابع کشور، آب رفته را به جوی بازگرداند.

ما، با مرحله قطعیت فروپاشی، هنوز فاصله داریم؛ اما دیگر وقت و منابعی برای هدر دادن و به شعار پردازی‌های غیر مسئولانه و مغرضانه این یا آن سوپر انقلابی نداریم. اگر همین اکنون به این اصلاحات بنیادین از پیش تعریف و تدوین شده توسط کارشناسان خبره و نیکخواه کشور و نظام، دست زدیم و تن دادیم و با کج اندیشان و کوچک کنندگان سفره های مردم مقابله راستین و بی‌ اغماض کردیم و دست سرمایه‌داران و سرمایه‌گذاران واقعی و مولد را فشردیم و فشارهای ابلهانه اجتماعی و فرهنگی را از طبقه متوسط و بانوان محترم ایران برداشتیم و… که هیچ؛ وگرنه ما با یا بی مکانیزم ماشه، حکمرانی‌مان دوام نخواهد آورد که جای خود دارد؛ کشور را نیز به باد فنا خواهیم داد.

هرگونه فشار خارجی اعم از نظامی، اقتصادی، سیاسی، تبلیغاتی و روانی از جمله مکانیزم ماشه، پیش از این به مدت بیش از ۴ دهه بر روی ایران مظلوم اعمال شده و اکنون از هر جنبه، فعال شدن این مکانیزم مطابق درخواست سه کشور اروپایی، جز ادامه بازی روانی نیست؛ وگرنه در کره زمین، اکنون یگانه کشوری که می‌تواند واقعاً ایران را هم از جنبه اقتصادی و هم سیاسی تهدید کند و این تهدید را در هر سطحی که خواست یا توانست به اجرا درآورد، ایالات متحده آمریکاست. ایالات متحده نیز پیشتر همه ابزارهای خود را علیه ایران به کار برده و در آینده هم اگر منافع یا توانایی هایش اجازه دهد، به کار خواهد برد و به هیچ مقررات و قطعنامه و قانونی پای بند نیست. نترسید! فشنگ‌های تفنگ این ماشه، از دو دهه و بلکه نیم قرن پیش همگی شلیک شده‌اند و ماشه ای جز جنگ روانی در کار نیست. امور کشورمان را تدبیر کنید که دل خوش داشتن به این شعار مرگ بر همه یا آن درخواست اعدام و محاکمه، ساختن کاخ آرزوها بر دریای طوفانی است.

نویسنده
admin
مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *