جالبتر یا خطرناکتر آن که، بسیاری از مدیران ارشد و میانی در دولت و دیگر قوای رسمی نیز هنگامی که از موقعیت و حالت اداری فاصله میگیرند، در گفتگوهای دو یا چند نفره خصوصی، از ابراز ناامیدی خودداری نمیکنند.
احتمالاً مشخصه اصلی اجتماعی این روزها و ماههای ایران که در سراسر کشور موج میزند، “ناامیدی” است. ناامیدی از اصلاح امور و از بهبود شرایط اقتصادی کشور، از مورد توجه و تمرکز قرار گرفتن مسائل فرهنگی / اجتماعی مردم و به رسمیت شناخته شدن علایق و گرایشهای ملت توسط دولت و حکومت و… و خلاصه ناامیدی از همه چیز.
در این ناامیدی، رفته رفته تمایز بین دستگاهها نیز از بین رفتهاند و نه فقط چادر سیاه و ضخیم ناامیدی بر سر همه قوای رسمی کشیده میشود، بلکه تفاوتی میان دولت و حکومت هم دیگر وجود ندارد. این نگاه، اکنون در میان مردم، در حال عمومیت یافتن بین جناحهای سیاسی نیز هست و تفاوت بنیادین میان دو اصطلاح مشهور اصلاح طلب و اصولگرا مدتهاست که رنگ باخته است.
جالبتر یا خطرناکتر آن که، بسیاری از مدیران ارشد و میانی در دولت و دیگر قوای رسمی نیز هنگامی که از موقعیت و حالت اداری فاصله میگیرند، در گفتگوهای دو یا چند نفره خصوصی، از ابراز ناامیدی خودداری نمیکنند.
اوضاع به گونهای است که به قول ظریفی، گویی نارنجکی ضامن کشیده به میان جمعی کثیر پرتاب شده، و همگان ناچار و ناامید و بی عمل به آن چشم دوختهاند که کی منفجر شود.
البته، علاوه بر اخبار بد واقعی اعم از اقتصاد رو به رکود و تورم رو به بالا و فقر فزاینده و محیط زیست رو به وخامت و اوضاع منطقهای و بینالمللی با بحرانهای فزاینده و هزار خبر بد دیگر در حوزههای گوناگون، رفتارها و اظهارات و خلاصه مجموعه تصمیم گیریهای مقامات و نهادهای دولتی و حکومتی هم در این فضای ناامیدی گسترش یابنده و بسیار خطرناک، هر کدام سهمی دارند.
با وجود وخامت واقعی اوضاع و بدتر از آن بحرانهایی که واقعی یا غیر واقعی ذهن همگان را مسموم کرده و از همه بدتر آبی بس گل آلود برای دشمنان ایران و بوقهای تبلیغاتیشان در چاره ناپذیری مشکلات فراهم آورده، مسئولان سیاسی سطح بالا در هر سه قوه، به ویژه مجلس – از جمله برخی نمایندگان – کم تر فرصتی را برای تشدید مقاومت اوضاع در ذهن مردم و تخریب دولت و مسئولان اجرایی از دست میدهند.
تا آن جا که این روزها و در فضای مجازی، بعضی از مسئولان سابق و نمایندگان مجلس، گویی که همین امروز از فرانسه یا حتی کرهای دیگر آمدهاند و هیچ گناهی در هیچ کوتاهی سابق بر عهده ندارند.
ناله و نق و نوق و گله و صدای اعتراض اینان، از بسیاری سلبریتیها بیشتر شنیده میشود تا هم دل مخاطبان داخلی و خارجیشان را خنک کرده باشند و هم دل خود را.
در این میان، سرعت تصمیمسازی و تصمیم گیری و عمل دولت، در القاء ناامیدی میان مردم نیز نقش بسیاری بر عهده دارد. ما، به لحاظ سیاسی پشتیبان کامل و بیقید و شرط دولت مسعود پزشکیان هستیم و نیک میدانیم این دولت در چه شرایط، فضای مسموم داخلی و بینالمللی شکل گرفت و روزی را بی جنگ یا بدون شرایط جنگی سپری نکرده است. میدانیم که صرف نظر از یک جنگ تمام عیار نابرابر در اقیانوسها میان نفتکشهای سراپا تحریم شده ایران با بزرگترین قدرت دریایی تاریخ بشر یعنی ایالات متحده آمریکا، فقط در ۱۲ ماه گذشته قیمت جهانی نفت خام ایران ۱۵ درصد کاهش یافته که به معنای کاهش حداقل ۱۰ میلیارد دلار از درآمد نفتی ایران است.
میدانیم که دولت چهاردهم، وارث ناترازیهایی در تولید و مصرف انرژی و آب است که نه از دولت یا دولتهای پیشین، بلکه از رژیم شاهنشاهی تاکنون حل ناشده به ارث رسیده است.
میدانیم که به علت همین مشکلات و فضای ناامیدی همگانی، پزشکیان شکنندهترین ساختار اجتماعی ایران از انقلاب بهمن ۵۷ به این سو را به ارث برده است. میدانیم… .
اما همه این علل و عوامل سختی کار، عیناً عوامل و انگیزههای کار حساب شده، محتاطانه، اما در عین حال شجاعانه و همواره با خطر نیز هستند.
بر پایه وخامت عینی یا ذهنی اوضاع. باید سریعتر و قاطعانهتر عمل کرد و نه برعکس.
یک نمونه عینی موفقیت نسبی و مقطعی در همین دولت، عملکرد وزارت نیرو در به کنترل درآوردن مصرف آب و برق خانواده است که بی هیچ سر و صدا، مثلاً قیمت متوسط برق مصرفی کشور را تا ۱۰۰ درصد طی یک سال گذشته افزایش داد.
به این صورت مدبرانه که مصارف بالاتر از استاندارد، اکنون چند برابر سال گذشته بابت مصرف برق پول پرداخت می کنند؛ اما مصرف کنندگان نازلتر، همچنان از برق ارزان بهره میبرند. این یعنی یک سیاست صحیح که هم به عدالت اجتماعی کمک میرساند، هم پایههای مشروعیت دولت و نظام را مستحکم تر می سازد، هم برق مصرفی بنگاههای تولیدی را به مصرف خانوار اختصاص نمیدهد، و هم به بودجه ساخت نیروگاههای جدید و حل کلی مسأله یاری میرساند.
حال اگر همین سیاست در آب مصرفی بخش کشاورزی اعمال شود – به گواه کارشناسان امر – با اختصاص بین ۵ تا ۷ میلیارد دلار برای گسترش کشت مکانیزه و آبیاری تحت فشار که به هیچ وجه به خارج کشور برای تهیه لوازم آن نیاز نداریم، میتوان به کلی مسأله آب در ایران را احتمالاً برای همیشه حل کرد.
البته دولت پزشکیان، با وجود بهرهمندی از انواع و اقسام شوراهای اطلاع رسانی و مشاوران و به راستی لشکری از روابط عمومی سازمانها و نهادهای دولتی با بودجههای هنگفت، در تبیین و توزیع عملکرد خود نیز تاکنون ناتوان بوده است.
این مشکلی است که همه دولتهای پس از انقلاب به طور اعم، و دولتهای اصلاح طلب به طور اخص به آن دچار بودهاند و نتوانستند و نمیتوانند عملکرد واقعی خود را از کم یا زیاد به مخاطبان اصلیشان یعنی مردم اطلاع رسانی کنند. این همان نقیصه بزرگی است که رقبای دولت در داخل و دشمنان نظام در خارج به ویژه از طریق رسانههای فارسی زبان، به حداکثر ممکن تاکنون از آن بهره بردهاند و به تبع آن و به سهم خویش، در القای فضای ناامیدی به طرزی موفقیت آمیز کوشیدهاند.
درست مانند مسائل امنیتی، وقتی اساس تمرکز و تلاش دستگاه های تبلیغاتی و تریبونهای رسمی داخلی این باشد که فلان کاستی و کجی را در آمریکا یا اروپای غربی بیابند و مدتها خوراک تبلیغات داخلی خود قرار دهند، پیداست که دیگر وقت و انرژی و پولی برای رونمایی از نقاط قوت داخلی نمیماند؛ یا آن مقدار که میماند، در غبار عدم مشروعیت رسانههای اغراق گو یا نادیده انگار گم میشود و باورپذیر نمینماید. حال و روز رسانه ملی ما، این روزها چنین است.
به هر حال و با هر انگیزه یا علتی، موضوع و مسأله ناامیدی کنونی در ایران – با همه گستردگی و ژرفای آن – بزرگتر و خطرناکتر از آن است که با آن چنین راحت و بی اعتنا برخورد شده است. ما، اعم از نخبگان، سلبریتیها، دولتیها و حکومتیها، در آرامش اوضاع و جلوگیری از هرگونه تحول رادیکال و ساختارشکن که به بی ثباتی کل کشور بینجامد، هم رأی هستیم و منافع مشترک داریم. با همین امکانات مادی و انسانی موجود نیز ممکن است و میتوانیم این تضاد را تغییر دهیم. تا دیر نشده، باید حرکت کنیم.