فرهنگی 22 اسفند 1403 - 1 سال پیش زمان تقریبی مطالعه: 2 دقیقه
کپی شد!
0
احمد مهران‌فر در گفت‌وگو با نوآوران از دشواری‌های ساخت کمدی در ماه رمضان می‌گوید:

نباید روی واقعیت‌ها سرپوش بگذاریم

احمد مهران‌فر خیلی اهل مصاحبه نیست و وقتی علتش را از او می‌پرسم، می‌گوید معمولا بعد از مصاحبه‌ها پشیمان می‌شوم که چرا چنین حرف‌هایی زده‌ام. او همچنین با نقش‌هایش فرق دارد. آرام‌تر است و هیجان و شتابزدگی در کلام ارسطوی پایتخت را نمی‌توان در مهران‌فر سراغ گرفت. با این حال بسیاری از ویژگی‌‌های ارسطو را به خودش نزدیک می‌داند. معتقد است که ساختن کمدی در ایران سخت و ساختن کمدی برای پخش در ماه رمضان سخت‌تر است. حرف‌‌های دیگری هم از شخصیت‌‌های ناب و دوست‌داشتنی یکی از مهم‌ترین و احتمالا پرمخاطب‌تری سریال نوروز-رمضان امسال تلویزیون زده است که در ادامه می‌خوانید:

احمد مهران فر

رکسانا قهقرایی

احمد مهران‌فر خیلی اهل مصاحبه نیست و وقتی علتش را از او می‌پرسم، می‌گوید معمولا بعد از مصاحبه‌ها پشیمان می‌شوم که چرا چنین حرف‌هایی زده‌ام. او همچنین با نقش‌هایش فرق دارد. آرام‌تر است و هیجان و شتابزدگی در کلام ارسطوی پایتخت را نمی‌توان در مهران‌فر سراغ گرفت. با این حال بسیاری از ویژگی‌‌های ارسطو را به خودش نزدیک می‌داند. معتقد است که ساختن کمدی در ایران سخت و ساختن کمدی برای پخش در ماه رمضان سخت‌تر است. حرف‌‌های دیگری هم از شخصیت‌‌های ناب و دوست‌داشتنی یکی از مهم‌ترین و احتمالا پرمخاطب‌تری سریال نوروز-رمضان امسال تلویزیون زده است که در ادامه می‌خوانید:

*ارسطو شاید پر فراز و فرودترین کاراکتر در مجموعه «پایتخت» باشد. خودتان هم چنین نظری دارید؟

بله، چراکه ارسطو نسبت به قبل تغییر کرده است. مصیبت زده است و حادثه مرگ همسرش را پشت سر گذاشته. همین ماجرا زندگی او را تحت تاثیر قرار داده و از او فرد دیگری ساخته است. از طرفی به خاطر حرف‌‌های اطرافیانش، به چالش‌هایی دچار می‌شود و…. همه این‌ها باعث شد ارسطو در هر فصل از سریال برای بیننده متفاوت باشد و برای خود من هم جذاب‌تر شود و من شکل دیگری از بازی را برای این نقش به کار بگیرم که در عین حال سخت هم هست.

*ارسطو چقدر به خودتان نزدیک است؟

خیلی، بسیاری از ویژگی‌‌های آن به من نزدیک است. کل‌کل‌هایی که ارسطو با نقی دارد، خیلی وقت‌ها در پشت صحنه هم با محسن تنابنده داشتیم. درباره این که چه فرمی از بازی درست است، با هم زیاد صحبت می‌کنیم و حتی چالش هم داریم اما در پایان همه چیز یادمان می‌رود.

*پایتخت در کنار همه ویژگی‌‌های خوب و دوست داشتنی‌اش محسن تنابنده و احمد مهران‌فر را به عنوان زوج بازیگری معرفی کرد که بسیاری از مجموعه‌ها یا فیلم‌‌های سینمایی هم بعد از آن از این ترکیب بهره بردند اما شاید در سری‌‌های بعدی پایتخت فاصله بین ارسطو و نقی بیشتر شد. هریک از آن‌ها به واسطه باز شدن داستان‌ها و ماجراهایی درگیر اتفاقات دیگری در قصه شدند. چرا پایتخت به این سمت و سو کشیده شد؟

خب این اتفاق کاملا عامدانه افتاد زیرا می‌خواستیم از تکرار پرهیز کنیم تا بیننده سریال را پس نزند. باید آدم‌‌های جدیدی وارد داستان می‌شدند و ماجراها گسترش پیدا می‌کردند. نقی و ارسطو صرفا نباید با همدیگر چالش می‌داشتند. احساس می‌کردیم که آن شکل دیگر تکراری شده است و ادامه دادنش به همان شکل نمی‌تواند موفق باشد.

*چرا ارسطو این‌قدر غرب زده است؟

من با این کلمه مشکل دارم و برایم تعریف نشده است. به نظر من همه آدم‌‌های دنیا باید زبان واحدی داشته باشند و با آن با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. خود من در سفرهای خارجی به دلیل مشکل زبان نتوانسته‌ام آن‌طور که باید با اطرافیانم ارتباط برقرار کنم. اشتباه است که بخواهیم مانع ورود زبان انگلیسی به کشور شویم. این زبان جهانی است و باید همه آن را بدانیم.

*اما پایتخت بر خرده فرهنگ‌ها تاکید دارد. فرهنگی روستایی را به تصویر می‌کشد که کاملا ایرانی است.

حرف شما درست است. ما در مقابل فرهنگی قرار گرفته‌ایم که از هر سو به ما هجوم آورده و حتی دکمه کنترلی که به دست می‌گیریم رویش انگلیسی حک شده است. بنابراین ممکن است گاهی نسبت به این فرهنگ احساس ضعف کنیم. در این میان افراد ضعیفی هستند که بسته به موقعیتشان می‌توانند خود را ظاهرا قوی نشان بدهند. ارسطو هم جزو همین دسته است. ارسطو مدام از سفرهای خارجی خود حرف می‌زند و از تجربه‌‌های جهانی‌اش می‌گوید. من نام این را غرب‌زدگی نمی‌گذارم. شاید همه ما بخواهیم و بسیاری از مردمان روستا و شهرستان هم این طور هستند که تجربه‌هایشان را برای دیگران تعریف کنند و سفر‌‌های خارجی هم برای ارسطو از مهم‌ترین خاطرات زندگی است. او می‌تواند بابت همین چند سفر به عنوان راننده ترانزیت ده کتاب هم بنویسد!

*البته گاهی طنز سریال هم بر اساس همین موقعیت‌‌های متناقض یا متضاد اتفاق می‌افتد. مثل تکیه‌کلام‌هایی مثل «لاکچری» که ورد زبان ارسطو است، فکر می‌کنم در بازی‌ها و درآمدن طنز موقعیت این تضادها هم بسیار به کمک تان آمد.

بله جدا از گفتار و کلام ارسطو حتی رفتار و نوع پوشش او هم این طنز را تقویت می‌کند. مثلا کاپشنی می‌پوشد که هزارتا مارک روی آن است. منطقی برای این کار ندارد اما تصورش این است که شاید بتواند با این رفتار توجه دیگران ر ا به خود جلب کند.

*برخی از فصل‌های سریال «پایتخت» پر از خرده‌روایت بودند و برخی دیگر بیشتر حول محور قصه مرکزی می‌گشتند. قصدی برای بروز این اتفاق وجود داشته است؟

این‌طور نیست. حتی در تمام قسمت‌های فصل‌ها شاهد خرده‌روایت‌ها بودیم و به ترتیب در هر قسمت ماجرایی را دنبال کردیم. در فصل جدید هم همین منوال را پیش گرفته‌ایم. ضمن این که من معتقدم پایتخت سریال ماه رمضانی و مناسبتی نیست. زیرا در این ماه نمی‌توان زیاد شوخی کرد. بنابراین همین باعث می‌شود تا قصه به خوبی برای بیننده تعریف نشود. البته اینکه سریال در ماه مبارک رمضان پخش می‌شود، خرده‌روایت‌ها و داستان‌های دیگری را به سریال می‌افزاید.

*ضمن این که خود ماه رمضان ویژگی‌هایی را به داستان تحمیل می‌کند. از جمله موقعیت‌‌های زمانی و المان‌هایی که حضور در این ماه را مشخص می‌کند.

بله کار کردن در تلویزیون اساسا سخت و سخت‌تر از آن کمدی کار کردن در این رسانه است. سخت‌تر از کمدی کار کردن هم ساختن کارهایی در این ژانر مناسب برای پخش در ماه رمضان است. چراکه نمی‌توان درباره بسیاری از چیزها صحبت کرد. چیزهایی که اتفاقا دستمایه‌‌های خوبی برای خنداندن هستند. انکار بسیاری از واقعیت‌ها نادرست است. باید آن‌ها را بگوییم تا این که رویشان سرپوش بگذاریم.

*اتفاقا من فکر می‌کنم پایتخت تا حدی تابو شکنی کرده است. برای مثال صحنه‌ای در پایتخت دیدیم که چند نفر سیگار می‌کشیدند. این تصویر را به ندرت در سریالی سراغ داریم مگر این که سیگار کشیدن به یک بدمن نسبت داده شود.

این هم لطفی بود که مسئولان سازمان به پایتخت داشتند.

*بنابراین دستتان در شوخی کردن هم بازتر بوده است.

نه چندان. ما فضاها زیادی برای شوخی کردن در ایران نداریم. کافی است آن را با کشورهای دیگر مقایسه کنیم تا متوجه این تفاوت بشویم. نه می‌توان شوخی‌‌های موقعیتی داشته نه شخصیتی و نه موضوعی. در این شرایط کار کردن سخت است. نمی‌خواهم حمل بر خودستایی شود اما همین که در چنین شرایطی بتوان هفت سری از یک سریال را ساخت و مردم را پای گیرنده‌‌های تلویزیون حفظ کرد و لبخند بر لبانشان نشاند کار سختی است و ما هم اهل کار سخت بودیم.

سوتیتر
ما در مقابل فرهنگی قرار گرفته‌ایم که از هر سو به ما هجوم آورده و حتی دکمه کنترلی که به دست می‌گیریم رویش انگلیسی حک شده است. بنابراین ممکن است گاهی نسبت به این فرهنگ احساس ضعف کنیم. در این میان افراد ضعیفی هستند که بسته به موقعیتشان می‌توانند خود را ظاهرا قوی نشان بدهند. ارسطو هم جزو همین دسته است

نویسنده
سحر شمخانی
مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *