فرهنگی 16 فروردین 1404 - 1 سال پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

“پایتخت ۷”؛ از شیرینی نوستالژی تا تلخی نارضایتی مخاطبان

شاید بهتر باشد پایتخت 7 آخرین فصل آن باشد تا بیش از این، نوستالژی شب های نوروزی مردم ایران با چاشنی تلخ نارضایتی مردم همراه نشود. البته نباید از نظر دور داشت که توجه به انتقادات و رفع ضعف ها و نواقص توسط سازندگان می تواند در فصل های آینده تا حدی امید از دست رفته را بازیابی کند

ساره زندیه
خبرنگار

سرویس فرهنگ و هنر نوآوران| فصل اول مجموعه تلویزیونی “پایتخت “ نوروز ۱۳۹۰ با کارگردانی سیروس مقدم و نویسندگی خشایار الوند به روی آنتن رفت. محسن تنابنده، علیرضا خمسه، ریما رامین فر، احمد مهران‌فر و نسرین نصرتی از جمله بازیگران این طنز تلویزیونی بوده اند.
سریال “پایتخت“ از نخستین روزهای پخش در نوروز 1390 موفق شد نظر مثبت مخاطبان تلویزیون را به خود جلب کند و اصطلاحاً در زمره سریال های خیابان خلوت کُن قرار بگیرد.
فیلمنامه جذاب، محتوای طنز و ایفای نقش جذاب بازیگران این اثر تلویزیونی موجب شد تا محبوبیت قابل توجهی در میان مخاطبان داشته باشد و جایگاه ویژه‌ای در خانواده های ایرانی پیدا کند.
حتی بازپخش این سریال از شبکه “آی فیلم“ نیز چنان برای مخاطبان جذاب بود که برای چندمین بار پای گیرنده های شان می نشستند و همراه خانواده شان، مشتاقانه به تماشای این نوستالژی دوست داشتنی که برای شان یادآور روزهای نوروز بود، می پرداختند و برای دقایقی به دور از هیاهوی زندگی روزمره و مشکلات شان بودند.
مجموعه تلویزیونی “پایتخت “به قدری موفق شده بود نظر مخاطبان را به خود جلب کند که با آمدن نوروز، هر سال منتظر پخش این نوستالژی شیرین بودند و گویی نام “نوروز“ با این سریال گره خوره بود. محبوبیت این سریال تا حدی بود که بسیاری از خانواده های ایرانی چنین اظهار می کردند: “عیدی که پایتخت از تلویزیون پخش نشود، دیگر عید نیست”.
پرواضح است که تبحُر بالای بازیگران و به ویژه فیلمنامه قوی این سریال در کنار کارگردانی قابل تحسین سیروس مقدم موجب شد تا سال ها این اثر از محبوبیت بسیار بالایی برخوردار باشد.

همذات پنداری مخاطب با کاراکترها

در تار و پود تمامی سکانس های این سریال، شاهد سادگی و در عین حال صمیمیت اعضای خانواده بودیم. تمرکز داستان بر رکن مهمی همچون خانواده و احترام اعضا به یکدیگر و وفاداری شخصیتی همچون “نقی معمولی“ بر محبوبیت این سریال افزود؛ چراکه موجب همذات پنداری مخاطب با کاراکترها شد و در سایه این همذات پنداری، ارتباط خوبی میان مخاطب و شخصیت های این سریال برقرار شد.
خلق لحظه های شیرین در سایه صفا و صمیمیت کاراکترها و شوخی های ارسطو و نقی موجب شد تا مخاطب چنان غرق در این اثر شود که برای دقایقی، فارغ از روزمرگی ها و مشکلاتش پای جعبه جادویی تلویزیون، نظاره گر نمایی از خانواده صمیمی و وفادار ایرانی باشد.
شاید همین عوامل موجب شد تا سطح انتظارات مخاطب از سریال “پایتخت“ بیشتر شود و حالا که این سریال در نوروز 1404 به ایستگاه هفتم رسیده است، نتوانسته آن چه تماشاگر توقع داشته را برآورده کند و نهایتاً شیرینی نوستالژی، جای خود را به تلخی نارضایتی مخاطبان دهد.

ضعف فیلمنامه و شوخی های تکراری و کلیشه ای

بسیاری از بینندگان از کاهش کیفیت و عدم جذابیت “پایتخت7“ ابراز نارضایتی کردند. شاید بتوان یکی از دلایل اصلی این عدم جذابیت از منظر مخاطب را ضعف فیلمنامه پس از درگذشت خشایار الوند، نویسنده پنج فصل ابتدایی آن دانست.
بسیاری از مخاطبان طی روزهای اخیر در شبکه های اجتماعی مجازی چنین عنوان کرده اند که “پایتخت7“ گرفتار شوخی های تکراری شده و دیالوگ های کاراکترها به قدری جذابیت و گیرایی خود را از دست داده است که تماشای آن، همچون فصول قبلی حال شان را خوب نمی کند.
باید اذعان داشته باشیم که فارغ از پیگیری داستان اصلی، مخاطب در فصول قبلی برای تماشای شوخی ها و دیالوگ های جذاب و قوی شخصیت هایی همچون ارسطو، نقی معمولی، فهیمه و بابا پنجعلی به تماشا می نشست و اکنون که دیگر خبری از آن جذابیت نیست و شوخی ها تکراری شده است، امیدی به تماشا ندارد.
طی سال های اخیر دیالوگ های این مجموعه تلویزیونی به قدری جالب بود که جایی در میان خانواده ها باز کرده بود و بسیاری از افراد تا مدت ها آن دیالوگ ها را در زندگی روزمره به کار می بردند، اما اکنون در فصل هفتم دیگر خبری از آن دیالوگ های به یاد ماندنی و شوخی های لحظه ای نیست و فقط شاهد نمایش زندگی روزمره و اتفاقات پیش پا افتاده و شوخی های تکراری هستیم.
به جرأت می توان گفت که مرحوم خشایار الوند به خوبی ذائقه مخاطب و جنس کمدی را می شناخت و با بهره گیری از طنز بدیع و به دور از شوخی های کلیشه ای به خلق فیلمنامه ای درخور مخاطب می پرداخت؛ به نحوی که نبود او اکنون به وضوح احساس می شود و تماشاگران از قسمت هایی از سریال پایتخت که تا کنون روی آنتن رفته است، ابراز نارضایتی می کنند.

افزایش تبلیغات درون‌متنی؛ مانع برقراری ارتباط صحیح مخاطب با سریال

از دیگر انتقاداتی که مخاطبان این روزها نسبت به سریال پایتخت عنوان می کنند می توان به افزایش تبلیغات درون‌متنی اشاره کرد. چرا که از سکانس آغازین این سریال، نمایش تبلیغات شروع می شود و در خلال داستان و تا پایان آن چندین بار تماشاگر شاهد تبلیغات مختلف در قالب استفاده از نام‌های تجاری است. حتی در اثنای آن نیز دقایق قابل توجهی، زمان آنتن تلویزیون به پخش آگهی بازرگانی اختصاص می یابد. این در حالی است که قاعدتاً یک سریال کمدی باید رسالت خود به عنوان یک اثر هنری را ایفا کند نه این که بستری برای تیزرهای تبلیغاتی برندهای تجاری مختلف شود.
به محض برقراری ارتباط میان مخاطب و شخصیت های سریال، شاهد هستیم که تبلیغی نمایش داده و مانع از ارتباط صحیح می شود.
البته ناگفته نمایند که صدا و سیما یک رسانه و طبعاً یک بنگاه اقتصادی ست و حق دارد از برنامه های پر بیننده تا حد ممکن کسب درآمد کند؛ اما در این میان، گله مردم از بیش از حد بودن زمان تبلیغات و نتیجه کم حوصله شدن شان به واسطه وفور پرسه زدن در فضای مجازی و متأثر شدن از ساختار و فرهنگ آن و نیز بغض از سایر برنامه ها و به ویژه رویکرد کلی صدا و سیماست. حال این سؤال مطرح است که اگر همین حجم تبلیغات در بخش های اول یا دوم و سوم هم پخش می شد، این حجم از انتقاد را در پی می داشت؟

“پایتخت” حس و حال سابق را ندارد

موفقیت سریال پایتخت در فصول قبلی، این انتظار را در مخاطب ایجاد کرد که در فصل هفتم نیز شاهد طنز با کیفیت و جذاب باشد، اما آن چه اکنون شاهد هستیم، حس و حال سابق و جذابیت قبل را ندارد و اغراق نکرده ایم اگر عنوان کنیم آمیخته ای بی‌روح از شوخی های کلیشه ای و تکراری و تبلیغات مختلف است که نتوانسته لحظات خوش و رضایت بخشی را برای بیننده رقم بزند.
البته تأمل پیرامون این نکته نیز ضروری است که علت استقبال نه چندان گرم از سریال پایتخت 7، بیش تر به دلایلی هم چون تغییر خلقیات مخاطبان به دلیل وجود شبکه های اجتماعی و نیز دشواری در شاد کردن شان به واسطه سیل خبرهای نگران کننده، استرس زا، گرانی های اخیر و… بوده است.
نکته مهم تر، اتمام جذابیت و گیرایی پایتخت از نقش آفرینی بازیگران – هر چند بسیار عالی – دیالوگ ها و شوخی ها، لوکیشن ها و… است. فیلمنامه نویس یا کارگردان ناچار از کپی برداری از مایه های گذشته سریال – آن هم با درون مایه طنز – هستند و هرگونه تغییر ریشه ای و غیر منتظره، انتقادات بیشتری را به سوی شان سرازیر خواهد کرد.

“پایتخت ۷”؛ ایستگاه پایانی خواهد بود؟

در مجموع باید گفت طنزی که توانسته بود شب های نوروز، خانواده ها را دور هم جمع کند و لحظات شادی را رقم بزند، اکنون به بستری برای تبلیغات تبدیل شده است که در سایه ضعف فیلمنامه و عدم توانایی در خنداندن و سرگرم کردن مخاطب، دیگر محبوب ترین سریال نوروزی تلویزیون نیست و تجاری شدن بیش از حد آن موجب شده تا واکنش‌های منفی تماشاگران را شاهد باشیم.
تلویزیون باید بپذیرد که عمر ساخت پایتخت به اتمام رسیده است؛ مانند علی دایی که پذیرفت زمان خداحافظی اش از فوتبال فرا رسیده و آن را به موقع کنار گذاشت. اگر دایی فوتبال را ادامه می داد، حال می توانست پا به پای بازیکنان جوان و قبراق در عرض و طول زمین بدود و همچنان “اسطوره” و محبوب باقی بماند؟
شاید بهتر باشد پایتخت 7 آخرین فصل آن باشد تا بیش از این، نوستالژی شب های نوروزی مردم ایران با چاشنی تلخ نارضایتی مردم همراه نشود.
البته نباید از نظر دور داشت که توجه به انتقادات و رفع ضعف ها و نواقص توسط سازندگان می تواند در فصل های آینده تا حدی امید از دست رفته را بازیابی کند.

نویسنده
سحر شمخانی
مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *