باید اعتراف کنم فیلمسازی آن هم از نوع انیمیشن، کاری بس دشوار است! کلی زحمت میکشید و کار میسازید، بعد آدمهای فامیل که شما را میبینند، میگویند: کارتون جدید چی ساختید؟! دور و بریها هم میخندند و میگویند: کارتون نه، انیمیشن! یا زمانیکه از شما درباره شغلتان میپرسند یکی از سوالات متداول این است: شما مثل تام و جری کارتون میسازید؟!
باید اعتراف کنم فیلمسازی آن هم از نوع انیمیشن، کاری بس دشوار است! کلی زحمت میکشید و کار میسازید، بعد آدمهای فامیل که شما را میبینند، میگویند: کارتون جدید چی ساختید؟! دور و بریها هم میخندند و میگویند: کارتون نه، انیمیشن! یا زمانیکه از شما درباره شغلتان میپرسند یکی از سوالات متداول این است: شما مثل تام و جری کارتون میسازید؟!
خب چه اشکالی دارد بگویند کارتون؟! مگر نه اینکه همه ما از بچگی کارتون میدیدیم و خیلی از ما راه ورودمان به زمینه انیمیشن را همین کارتونها باز کردهاند؟ اصلا مگر انیمیشن و کارتون فرقی هم دارند؟ اکثرا به کارهای سرگرمکننده و تلویزیونی که بیشتر برای کودکان ساخته میشوند، کارتون و به کارهای تجربی و به اصطلاح جشنوارهای انیمیشن میگویند. البته جالب است بدانیم کارتون، به طراحیهایی که ما به اصطلاح کاریکاتور میگوییم هم گفته میشود البته آن دسته که طرحهایی موضوعی دارند. اما چرا ما انیماتورها از واژه کارتون استفاده نمیکنیم؟ چرا از اینکه بگوییم من کارتون میسازم پرهیز میکنیم. خیلی از ما شاید تعاریف درست این واژهها را نمیدانیم. شاید هم این امر دلیل دیگری دارد: بزرگ شدن ما. اکثر ما آن قدر از بچگی فاصله گرفتهایم که دیگر یادمان رفته در دنیا هر روز هزاران کودک به دنیا میآیند و این فقط ما نیستیم که به دیدن کارتون احتیاج داشتهایم. همیشه کودکانی هستند که «کارتونها» را ببینند، در دنیای جادویی رنگها غرق شوند و در قالب قهرمان فیلم، به جنگ سختیها بروند. ما فراموش کردهایم وظیفه اصلی انیمیشن از ابتدای شکلگیریاش تا به امروز، ساخت موضوعات خیالی و چیزهایی است که با فیلم زنده امکان ساخت ندارند. این خیالات بیشتر در دنیای کودکان و نوجوانان هستند تا دنیای بزرگسالان زیرا بزرگسالان آنقدر با واقعیات درگیر هستند که کمتر زمانی برای رویاپردازی پیدا میکنند اما یک خردسال بسیاری از ساعات روز را در خیالپردازی و بازی در دنیای خود ساختهاش طی میکند. متاسفانه امروزه کمتر میبینیم هنرمندان انیمیشن، برای کودکان کار بسازند. قبول دارم که هیچ هنری حد و مرز ندارد و کسی حق ندارد به هنرمندانی که اکثرا به علت سبک زندگی امروز، بیشتر به سراغ آثار جدی و فلسفی میروند، خطمشی دهد. ذهن برخی از فیلمسازان تنها در حوزه موضوعات جدی میتواند شاهکار بیافریند، اما روی صحبت ما به هنرمندانی است که توانایی کار در زمینه کودک را دارند، اما به ساخت آثار جدی روی میآورند. اگر نگاهی به کارتونهایی که امروزه از تلویزیون پخش میشوند بیندازیم، متوجه خواهیم شد اکثر آنها تولیدات خارجی هستند. اگر هم اثر ایرانی پخش شود، معمولا به علت کیفیت پایین با ریزش بیننده مواجه میشود. به نظر میرسد کمبود تولیدات جذاب کارتونی برای کودک ایرانی، سبب خواهد شد تا در آینده بزرگسالانی بیهویت و سرگردان داشته باشیم و مطمئنا مقصر اصلی در بروز این فاجعه، علاوه برعدم مدیریت صحیح مراکز تولید انیمیشن و عدم توجه خانوادهها به کودکان، ما انیمیشنسازان هستیم که خیالپردازیهای ساده و صمیمی کارتونهای کودکیمان را فراموش کردهایم و غرق در خیالپردازیهای فلسفی و بیسر و ته خود هستیم.
من گلرخ الوان دارستانی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خوب بودم