بین الملل 15 آذر 1404 - 6 ماه پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

رجعت به ملت؛ گریز از سرنوشت ونزوئلا

در این نوشتار، قصد تحلیل و بررسی مسائل آمریکای لاتین را بدون در نظر گرفتن ارتباط با ایران نداریم. واقعیت این است که در در وهله نخست، کشور ونزوئلا با حدود ۳۵۰ میلیارد بشکه ذخیره نفتی زیرزمینی، بسیار فراتر از هر کشور دیگری در جهان از از جمله عربستان سعودی یا ایران، دارای بیشترین ذخیره نفتی کره زمین است.

سرمقاله فیروز نعیم محبوبی
رجعت به ملت
گریز از سرنوشت ونزوئلا

مدیر مسئول
تحولات روابط دیپلماتیک ایالات متحده آمریکا با ونزوئلا و تحریکات نظامی آمریکا در مرزهای این کشور آمریکای لاتین، به مراحلی بی‌سابقه رسیده و همچنان در حال تندتر شدن و ژرفای بیشتر است. بسیاری از ناظران سیاسی / نظامی بر آنند که رژیم حاکم بر ونزوئلا – یا دست کم رئیس جمهوری کنونی آن مادورو – یا پایان سال ۱۴۰۴ را نخواهد دید و یا نخستین سرنگونی سال آینده میلادی را رقم خواهد زد.

در این نوشتار، قصد تحلیل و بررسی مسائل آمریکای لاتین را بدون در نظر گرفتن ارتباط با ایران نداریم. واقعیت این است که در در وهله نخست، کشور ونزوئلا با حدود ۳۵۰ میلیارد بشکه ذخیره نفتی زیرزمینی، بسیار فراتر از هر کشور دیگری در جهان از از جمله عربستان سعودی یا ایران، دارای بیشترین ذخیره نفتی کره زمین است.

همچنین اهمیت این کشور در ساختار جغرافیای سیاسی آمریکای لاتین به مثابه حیاط خلوت آمریکا طبق دکترین ۲۰۰ ساله مونروئه، ایالات متحده را وا می‌دارد تا مانند تجربیات پیشین این قاره مانند کوبا، نیکاراگوئه و غیره، از طغیان ونزوئلا به عنوان نمونه موفق از ایستادگی در برابر امپریالیسم جلوگیری کند.

اما مسأله دقیقاً همین جاست.

ونزوئلا به هیچ وجه نه تنها نمونه‌ای موفق از ایستادگی در برابر زیاده خواهی‌ها و زورگویی‌های علنی آمریکا در برابر سکوت بین‌المللی نبوده و نیست، بلکه یکی از بدترین جلوه‌های حکمرانی بر مردم خود را در تمام دنیا بازتاب می دهد. نرخ‌های تورم سه رقمی، فقر فراگیر و فزاینده، بی‌توجهی مطلق به نظام تولید سرمایه‌گذاری، فرار سرمایه‌های مادی و معنوی، و در مجموع یک نظام حکمرانی فاجعه بار حتی در مقیاس آمریکای لاتین، از سال‌ها پیش ونزوئلا را به نمونه‌ای روشن از سوء مدیریت و نتایج آن تبدیل کرده است.

البته در این میان و بی‌تردید، عامل تحریم خرید نفت از سوی شرکت‌های آمریکایی که از دیرباز سرنوشت سرمایه‌گذاری‌های نفتی و خرید نفت از ونزوئلا را در اختیار انحصاری خود داشته‌اند، عنصری بسیار مهم در وضعیت کنونی آن کشور به شمار می‌آید.

اما تحریم‌ها از جمله در ونزوئلا، ایران، کوبا و روسیه یا هر کجای دیگر جهان و با همه ناجوانمردانگی آن، بهانه کاملی برای پوشش دادن سوء مدیریت‌ها و رها کردن میلیون‌ها انسان بی‌ گناه در برابر امواج تورم و بیکاری نیست.

هرچه هست، تحریم‌های نفتی ونزوئلا از مجموعه تحریم‌های اعمال شده بر ایران بسیار کمتر است؛ ولی در عمل وضعیت اقتصادی آن کشور – با آن همه منابع و جمعیت فقط ۳۰ میلیون نفری – با عملکرد بسیار بهتر اقتصاد ایران اصلاً قابل مقایسه نیست.

ظرف سال‌های ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۹ میلادی حجم تولید ثروت در ونزوئلا یک پنجم شد و ۹۰ درصد مردم به زیر خط فقر رانده شدند؛ زیرا در همین مدت سطح عمومی قیمت‌ها ۲ میلیون درصد (!) افزایش یافت و ۱۴ صفر از شماره صفرهای اسکناس‌های این کشور حذف شد. فقط ظرف ۱۰ سال، ذخایر خارجی ونزوئلا از ۳۳ به کمتر از ۲ میلیارد دلار کاهش یافت و نسبت بدهی بخش عمومی به تولید ناخالص داخلی از صفر به ۱۵۰ درصد رسید. این نسبت در ایران، کمتر از ۴۰ درصد است.

هیچ یک از این فجایع، صرفاً یا حتی عمدتاً بر اثر تحریم نفتی نمی‌تواند و نمی‌توانسته پدید آید و ارزش پول ملی یک کشور با آن همه منابع را ظرف فقط ۸ سال به یک میلیاردم کاهش دهد.

فقط ظرف سال‌های ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۸ میلادی یعنی ۱۰ سال، درآمد ارزی ونزوئلا از محل صادرات نفت خام ۳۲۵ میلیارد دلار بود که با جمعیتی کمتر از ۴۰ درصد ایرانِ سراپا تحت تحریم، از درآمد مشابه ایران به مراتب بیشتر بوده است. ظرف مدت ٨ سال، ونزوئلا با عملکردی بسیار بدتر از ایران، هیچ کوششی برای تبدیل این ذخایر و درآمدهای ارزی سرانه حدوداً ۳ برابر ایران، به خودکفایی صنعتی و کشاورزی آن هم با اقلیمی بی همتا برای ترویج کشت و کار به عمل نیاورده است.

در تبیین و توضیح خوی و خصلت امپریالیسم برای آن دست ساده دلان کم مطالعه همین بس که به رفتار بی‌ پرده و عریان زورمدارانه ایالات متحده با همه جهان و از جمله ونزوئلا بنگرند که چگونه بی‌هیچ بهانه‌ای و با استفاده از زور و فقط زور، در صدد سرنگون کردن دولتی در ۳۰۰۰ کیلومتر آن طرف‌تر است؛ آن هم در حالی که آن دولت از فروش منابع خام خود از جمله نفت به ثمن بخش کوچک‌ترین خودداری نمی‌ورزد و همواره این آمریکا بوده که مانند مورد ایران، خرید نفت یا هر منبع تولیدی دیگر، به مثابه سلاحی رذیلانه و عملاً مناسب برای کشتار جمعی استفاده کرده است.

اما اکنون مسأله ونزوئلا، حاکمیت سیاسی فاسد و ناصالح آن در پیشبرد امور اقتصادی و معیشتی آن است. امپریالیسم آمریکا نیز دقیقاً از همین نقطه ضعف در حال استفاده برای پیشبرد مقاصد سیاسی و منافع اقتصادی خود است و موقعیت را برای بلعیدن کامل ونزوئلا و انضمام آن به بقیه اقمار خود در آمریکای لاتین، مناسب و مغتنم شمرده است.

کشورهایی مانند ونزوئلا و ایران که بنا به علل و عوامل متعدد ژئوپولتیک نمی‌توانند یکی از اقمار این یا آن ابر قدرت جهانی باشند یا نمی‌خواهند چنین کنند، جز انتخاب یکی از این دو راه، چاره گریزی برای ادامه خود ندارند: مردم یا وابستگی.

نمی‌توان هم مردم و اقتصاد خود را غارت کرد یا به باد غارت داد و میلیون‌ها نفر را به زیر خط فقر و بیچارگی راند و دم از مبارزه با امپریالیسم و استکبار زد و بر آن فائق آمد. مبارزه با تهاجم خارجی، جز با تکیه بر همه منابع داخلی و در صدر آن مردم، اساساً شدنی نیست.

برای کشورهایی مانند ایران و ونزوئلا، ایستادگی در برابر زورگویی روشن غرب، مسأله مرگ و زندگی است و کوچک‌ترین اشتباه در همگرایی داخلی یا برآورد از پیچیدگی‌های ساختار بین‌المللی، می‌تواند نه تنها به نابودی همه آرمان‌ها، دستاوردها، خون شهدا و… بینجامد، یکپارچگی و اصل حیات هر کشوری را نیز به خطر جدی بیندازد.

تجربه سرنگونی دولت‌ها در عراق و سوریه با استفاده از زور خارجی، اکنون پیش چشم همگان است. چه حاکم و چه محکوم، چه حکومت و چه مردم، اگر برآیند که آزموده را مجدداً بیازمایند، این گوی و این میدان. با سرنگونی احتمالی دولت نیکلاس مادورو در ماه‌های پیش رو، ایالات متحده احتمالاً چند سرباز مهاجر رنگین پوست را از دست خواهد داد؛ اما ونزوئلا رادر تباهی، جنگ داخلی، ترور و ناآرامی غرق خواهد ساخت.

نویسنده
درسا کریمی
مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *