ایران، رژیم سیاسی و نظام اقتصادی آن هنوز وارد چرخه بازگشت ناپذیر سقوط نشده و با حکمرانی درست می توان بر مشکلات غلبه کرد. در این صورت، حتی برقراری یک رابطه شرافتمندانه با آمریکا و اروپا غربی نیز شدنی تر است.
انتشار آمار برآورد رشد اقتصادی کشور به صورت مقدماتی از سوی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی برای ۶ ماه اول امسال، حاوی نکات و درس های بسیار مهمی برای مسئولان ارشد ایران است.
طبق این برآوردها، که البته مقدماتی است و از آن مهم تر باید از سوی مراجع رسمی ذیصلاح از جمله مرکز آمار ایران و بانک مرکزی ارزیابی و صحت سنجی شود، رشد اقتصادی ایران در شش ماه نخست امسال منفی ۰/۳ درصد بوده که به معنای آن است که با وجود جنگ تحمیلی ۱۲ روزه در پایان بهار امسال – با تمام آثار اقتصادی ویرانگر و عظیم آن – و نیز اعمال مکانیسم ماشه یا “Snap Back” از سوی قدرت های بزرگ غربی در اواخر مرداد ماه گذشته، روند رشد اقتصادی و فعالیت بخش های گوناگون اقتصاد ملی، به ویژه از شهریور ماه رو به بهبود چشمگیر گذاشته است.
البته برای یک نتیجه گیری قابل اتکا در روند اقتصاد ملی، هنوز احتیاط بسیار لازم است و نمی توان به صرف بهبود شاخص ها فقط در یک ماه، سمت گیری کلی و پایدار برای اقتصاد کشور ترسیم کرد؛ اما رشد بسیاری از شاخص های اقتصاد واقعی در بخش صنعت از جمله خودروسازی و نیز تجارت خارجی و نفت در شهریور ماه، نشان می دهد اولاً؛ منفی شدن رشد اقتصادی قابل کنترل و جهت دهی بر عکس توسط مسئولان است، و ثانیاً؛ تقریباً تمام آثار منفی رویداد های نظامی و سیاسی بزرگ و عمدتاً وحشتناک نیمه نخست امسال بر اقتصاد، در حال بر طرف شدن کامل است.
در بحبوبه این شش ماه به یاد ماندنی که سطح تنش های منطقه ای و بین المللی کشور به اوج رسید و دو رویداد هر یک به تنهایی کمرشکن، یعنی جنگ ۱۲ روزه و نیز اجرایی شدن تحریم های بین المللی بر اقتصاد ایران وارد شد، بخش نفت به مثابه آسیب پذیرترین بخش اقتصاد ایران کاملاً به فعالیت عادی و بی وقفه خود ادامه داد و ارزش افزوده آن نسبت به شش ماه نخست سال ۱۴۰۳ تنها ۰/۱ درصد کم تر شد که به کلی قابل نادیده انگاشتن است.
در همین مدت بخش آب و برق و گاز که منشأ اصلی ناترازی ها و مسئول نهایی منفی شدن رشد اقتصادی و صنعتی ایران است، با ۶/۴ درصد رشد تولید به دستاوردی خیره کننده رسید که به نوبه خود نوید بخش کاهش جدی ناترازی های انرژی در ۱۲ ماه آینده است. عملکرد بخش معدن نیز با ۸/۷ درصد رشد تولید، بهترین عملکرد را در میان بخش های مختلف اقتصاد ایران داشته است. کشاورزی با ۴/۷ درصد رشد منفی به سبب عمدتاً خشکسالی بی سابقه، و صنعت با ۳/۹ درصد رشد منفی به سبب تأثیر مستقیم کمبود انرژی بر آن و خاموشی ها و تعطیلی های مکرر، بدترین عملکردها را در اقتصاد ایران طی ۶ ماه نخست امسال در مقایسه با مدت مشابه پارسال داشته اند.
در این میان – و اگر بتوان به طور کلی بر این اعداد مقدماتی و برآوردی تکیه کرد – پس تأثیر جنگ ۱۲ روزه با همه ابعاد ویرانگر آن و سپس اعمال مکانیسم ماشه کجاست؟ تقریباً هیچ کجا! در واقع، بر اساس این عملکرد، به روشنی می توان نتیجه گرفت که بنیه اقتصاد ایران و زیرساخت های آن و نیز تنوع بخش های درونی آن، بسیار نیرومندتر از آن بوده و هست که بتوان با جنگی ۱۲ روزه ولو که نیمی از قدرت نظامی جهان با ایران درگیر شده باشند، این اقتصاد را به زانو درآورد و به سرنگونی نظام سیاسی / اجتماعی حاکم بر آن امید بست.
این در حالی بود که نه تنها دشمنان در پایتخت های آمریکایی و اروپایی، بلکه بسیاری از ناظران و حتی اقتصاد دانان زبده و صاحب عنوان کشور در تمام سال های اخیر بر طبل ناامیدی از کارکرد مستقل اقتصاد می کوبیدند و اکنون بیش تر می کوبند و یگانه راه نجات ایران را در ادغام اسارت گونه در نظم بین المللی غرب محور می نمودند و اکنون بیش تر می نمایند.
همه زیبایی علم اقتصاد در همین است که زود و بسیار زود می توان هر ادعایی را در آن به بوته محک و آزمایش اعداد و ارقام گذاشت و راستی آزمایی کرد و نتیجه را از میان آن همه ادعاهای غبار آفرین موافق و مخالف به درستی باز شناخت.
اگر چندان عجله نکرده باشیم، می توان گفت که با عملکرد جاری اقتصاد ایران در سه ماه دوم امسال به ویژه شهریور ماه گذشته، هم تحریم ها، هم جنگ و هم مکانیسم ماشه همه زور و توان خود را علیه ملت مظلوم ایران به میدان آوردند و شکست خوردند و سر افکنده راه به توطئه ای دیگر می پیمایند.
زیرا علاوه بر کند شدن شتاب کاهش رشد اقتصادی و حتی بهبود آن در شهریور، صادرات نفت نیز با همان آهنگ و درآمد پیشین ادامه دارد و صادرات غیر نفتی که به سبب اعمال محدودیت و سیاست های ارزی رو به کاهش گذاشته بود، مجدداً در حال افزایش است. هنوز امید به بهبود اوضاع و غلبه بر مشکلات هست.
علاوه بر بی اعتباری نظریات اقتصادی / سیاسی تحریم محور و کور شدن امید دشمنان به فروپاشی اقتصادی / اجتماعی ایران بر اثر فشار تحریم ها، عملکرد اخیر اقتصاد ایران به شرط تداوم در نیمه دوم سال ۱۴۰۴، نشانه آن نیز هست که رشد یا عدم رشد، پیشرفت یا فروپاشی، رضایت ملی یا تنفر عمومی از حاکمان، هیچ کدام در زمره جبر تاریخی و غیر ارادی و چاره ناپذیری نیستند و با تدبیر می توان بر تقدیر غلبه کرد و آب رفته را به جوی بازگرداند و مسیر رکود را با ۱۸۰ درجه تغییر به راه و رشد بازگرداند.
ایران، رژیم سیاسی و نظام اقتصادی آن هنوز وارد چرخه بازگشت ناپذیر سقوط نشده و با حکمرانی درست می توان بر مشکلات غلبه کرد. در این صورت، حتی برقراری یک رابطه شرافتمندانه با آمریکا و اروپا غربی نیز شدنی تر است.
به عبارت دیگر، بهترین راه رفع تحریم، خنثی کردن آن است. تا نیرومند نشویم، غرب و ایالات متحده که هیچ، حتی شرکای ظاهراً اصلی استراتژیک ایران نیز برای ما اهمیتی قائل نخواهند شد و به تدریج چنان به گوشه ای رانده می شویم که ابتدا دیده نخواهیم شد و سپس با تلنگری فرو خواهیم پاشید.
در این چرخه شوم، نه ایرانی خواهد ماند و نه اسلامی. ما، در گذشته ای که اصلاً دور نیست، یعنی بین سال های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ به طور متوسط و در میانه بدترین فشار های سیاسی، نظامی و حتی نخستین پاندمی تاریخ بشر یعنی کرونا، به متوسط رشد اقتصادی بیش از ۴ درصد به مدت ۴ سال رسیده ایم. شرایط بیرونی و درونی برای تکرار همین مقدار رشد که اندکی بالاتر از متوسط و در مقایسه با منطقه و جهان “خوب” ارزیابی می شود، همچنان مهیاست. روند و ادامه بهبود یک ماهه اقتصاد ایران را از دست ندهید و رها نکنید.